__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوب ها برای هیچکس مقدور نمی باشد.
اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات ارتباط برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات حرفه برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
17 تیر 87 - 01:29
پروردگارا به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم مرا فهم ده تا متوقع نباشم که دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.
29 خرداد 87 - 19:57
زندگی می گوید: اما باز باید زیست، باید زیست باید زیست...! ----------------------------------- ما همیشه؛ صداهای بلند را می شنویم، پر رنگ ها را می بینیم، و سخت ها را می خواهیم؛ غافل از اینکه؛ خوب ها آسان می آیند، بیرنگ می مانند، و بی صدا می روند. ---------------------------------- در بن بست هم، راه آسمان باز است، پرواز را باید اموخت! ---------------------------------- شاید، زندگی، آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی، اما، حال که ناخواسته به آن دعوت شده ای، تا می توانی زیبا برقص!
26 اسفند 85 - 19:58
نه ..خیلی سخته باورش ..چراغهارو خاموش کنین دلم نمیخواد جایی رو ببینن ..این دنیا همش کثیفی و دروغ ..نمیخوام تو این ادمای بی وجدان دوباره چشام اره چشای پاک و معصومم به چشای پر از ریاش بیفته ..اون بی ارزش تر از اون چیزیه که من بخوام ببینمش...اونی که بعد از یه عمر هم نفسی اینجوری تردم کرد ...و ندید که چه جوری پشت سرش با خون دل اشک ریختم ..ندید ذره ذره ی وجودم چه جوری واسش شکست و از هم گسیخت ..بی معرفت رفتی و اه دلم پشت سرت همراهیت کرد ... رفتی و غمکده ی تنهایی هامو دوباره تازه کردی ..غم کهنه ای که همیشه از تازه شدنش میترسیدم ... نه باورم نمیشه ظالم باشی نه....نه... نه خدایا نمیخوام قبول کنم اشتباه کردم ... مگه تو نبودی که تو اون سکوت تلخ تو چشات بغض تنهایی شعله می کشید ...؟؟؟ و حالا فریا د تنهاییمون داره تو سکوت محض بلند تر از همیشه نواخته میشه و من و تو نزدیک تر از هر لحظه از هم دوریم ...چه قدر ادم باید واسه خودش بی ارزش باشه که اینجوری رو خاطراتش خط سیاه بکشه و بنویسه دوری ... باشه هر جور راحتی ...ولی بدون این رسم رفاقت نیست تو عالم دوستی تنها چیزی که مهم نیست نفع خودته ... من میروم ای دوست اما هیچ وقت قبول نخواهم کرد که این تو بودی که مرا در اوج نیاز به باد سپردی و دستانم را به دست سرنوشت ...
__