لیست دوستان :: 4
لیست کلوبها :: 18
لیست توصیفنامه ها16 مرداد 86 - 08:51 | |
ابی غزل
چرا دگر دل مرا زغم جدا نمی كنی
ز نور دل دگر دری به سینه وا نمی كنی
ز خاطرات بودنم دگر گذر نمی كنی
ز پشت خاوره مرا چرا صدا نمی كنی
سكوت سرد یك سكون نشسته روی باورم
تلاطمی به قلب من چرا به پا نمی كنی
میان این همه نفس هجوم ابی غزل
زعمق سبز پنجره مرا صدا نمی كنی
اسیر واژه ها منم اسیر هرم این قفس
در اسمان كوی خود مرا رها نمی كنی
در انتهای زندگی چو سایه ام غلیظ و سرد
به نقش مرده ام كنون به تن وفا نمی كنی |
15 مرداد 86 - 23:23 | |
نام آن که اشک را آفرید تا سرزمین داغ جدایی آتش نگیرد
در من هزار حرف نگفته
هزار درد نهفته
هزاران هزار دریا هر لحظه در طپیدن و طغیانند ...
شاید کسی که مرا دیده برای من نمی خندد اما کسی که می خندد حتما مرا نمی بیند
در همه جای این زمین " همنفسم کسی نبود
زمین دیار غربت است " از این دیار خسته ام
از این دیار خسته ام
.....
....
...
..
.
حتی زندگی هم سرشار از گناه است |
15 مرداد 86 - 08:25 | |
میان یك مه كمرنگ ساحلی
غروب قلب غریبم میان غم گم شد
فضای پنجره ام بغض بی تكلم شد
غروب بود و تو رفتی و زورقت ارام
میان یك مه كم رنگ ساحلی گم شد
غزل نخوانده تكان داده دستی و رفتی
شبیه چشم تو دریا پر از تلاطم شد
زگریه گریه من بغض اسمان وا شد
عطش گرفته زمین خوشه خوشه گندم شد
چه زود عاشقیت را به بادها دادی
چه زود چینی قلب تو دست چندم شد
دوباره عاشقیم بر سر زبان افتاد
و كوچه گردترین داستان مردم شد
خبر رسید كه می ایی از افق، فردا
تمام ساحل و دریا پر از تبسم شد
با اروزی خورشید
مجید |














