لیست دوستان :: 10
لیست کلوبها :: 34تلخون 4 مرداد 85 - 07:11 |
چه گودی زشت و عمیقی زیر چشمهای محجوبش بود. چشمهایی كه من هر روز در نظرش زیباتر می شدم. كه وقتی با دقت به حرفهایش گوش می كردم، با نجابت، نگاهش را می دزدید و می گفت:«خواهش می كنم اونطوری نگاه نكنید خانم ..... آتیش می گیرم». به روبرو خیره می شد. آه می كشید. به زمان لعنت می فرستاد. باز نگاه، لبخند تلخ، باز خواهش، آه، لعنت.. گاهی نباید به دنبال دلیل گشت. نگاهی قدیمی، نگاه سه ساله؛ و این نگاه خاص، نیاز به دلیل و منطق ندارد. تو فیلمی دیدم دكتر با اشاره به جانبازی می گفت: «لوله تنفسی باریك می شه و بیمار تمام امیدش به زندگی میشه یه راه باریك» گاهی وقتها صاحب چشمهای نجیب، با تلاشی (شاید) بیهوده، نشون میده چشم امیدش به یه راه باریكه كه هر لحظه ممكنه از بین بره. من همون راه باریكم! |
لیست توصیفنامه ها2 مهر 86 - 14:04 | |
یك خانم (مهربون ، خوش قلب ، خوشگل ، دف زن ماهر ، با زبونی بسیار چرب ) و البته خیلی هم زیرك |
6 اردیبهشت 86 - 21:29 | |
ای دف زن دف بر دست
دف زن كه شوم سرمست
ایقاع كن آهنگی
تا شور سماعم هست |
24 مهر 84 - 19:46 | |
سلام
نوشته های وبلاگتون رو به دقت خوندم قلم زیبایی دارید. |
















