| کلوب آی دی | abolfazl_maybod ، سن کلوبی : 5 سال و 9 ماه و 29 روز |
| وضعیت | مرد24 ساله مجرد متولد 16/آذر/1367 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Iran ، یزد ، میبد |
| علت عضويت | تماس با همکاران و همکلاسان فعلي و گذشته |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | فوق ديپلم |
| شغل | طراحی پوستر و آرم |
| اطلاعات اضافي | رفتی و از خاطرت رفت که چه خاطراتی داشتیم واسه فراداهای با هم چه قرارا که نزاشتیم رفتی و رفت از خیالت که خیالت زندگیم بود اگر اشتباهی کردم به خدا از سادگیم بود چه تو قصه چه حقیقت یکی بود یکی نبوده این جدایی های مبهم کار دنیای حسوده آخر حکایت عشق نرسید کلاغ خونه شده این پایان کهنه واسه دنیا یه بهونه دلک مونده و روندم شده بازیچه هر دست دیگه باورش نمیشه که هنوزم هست و زندست تو نموندی مونده یادت که برام موند یادگاری دارم از نفس میفتم از دلم خبر نداری |
| دین | اسلام |
| وزن | 75-80 |
| اخلاق و برخورد | جدي |
| مد و ظاهر | جين |
| تاریخ عضویت | 25 فروردین 1385 ساعت 17:07 |
| کتاب | یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از كوچه ما دوره گرد داد میزد كهنه قالی میخرم دست دوم جنس عالی میخرم كاسه و ظرف سفالی میخرم گر نداری كوزه خالی میخرم اشك در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهی كشید بغضش شكست اول ماه است و نان در سفره نیست ای خدا شكرت، ولی این زندگیست؟! بوی نان تازه هوشش برده بود اتفاقا مادرم هم روزه بود خواهرم بی روسری بیرون دوید گفت آقا سفره خالی میخرید؟! |
| دانشگاه | امام علی (ع) یزد |
| رشته | گرافیک |
| مهارتها | کامپیوتر گرافیک |