__
لیست دوستان :: 8
لیست کلوبها :: 21
  • نام کلوب :سمپاد
    نام انگلیسی : sampad_cloob
    تاسیس : 5 دی 1383
    3756 عضو ، 310 بحث ، 9 آلبوم ، 7 مقاله ، 16 لینک ، 1 نظرسنجی

    سمپاد

  • نام کلوب :سپاهان
    نام انگلیسی : sepahann
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    176 عضو ، 14 بحث ، 20 آلبوم ، 2 لینک

    سپاهان

  • نام کلوب :اصفهان میتینگ
    نام انگلیسی : isfahan
    تاسیس : 30 شهریور 1385
    2253 عضو ، 70 بحث ، 18 آلبوم ، 44 مقاله ، 11 لینک ، 1 نظرسنجی

    اصفهان میتینگ

  • نام کلوب :چلچراغ
    نام انگلیسی : chelcheragh
    تاسیس : 29 دی 1383
    1978 عضو ، 366 بحث ، 4 لینک

    چلچراغ

  • نام کلوب :مهندسی معدن
    نام انگلیسی : mineral
    تاسیس : 25 دی 1383
    844 عضو ، 141 بحث ، 16 آلبوم ، 81 مقاله ، 18 لینک ، 1 نظرسنجی

    مهندسی معدن

  • نام کلوب :دانشگاه صنعتی اصفهان
    نام انگلیسی : iut
    تاسیس : 28 دی 1383
    3376 عضو ، 585 بحث ، 6 آلبوم ، 3 مقاله ، 14 لینک ، 1 نظرسنجی

    دانشگاه صنعتی اصفهان

لیست توصیفنامه ها
27 تیر 87 - 15:50
مرد بودن یعنی چندین امضا یعنی ثبت شدن اسمت در شناسنامه ی زنی!!! هروقت اینگونه شد آنوقت روز مرد را به تو تبریک میگویند!!!
27 مهر 86 - 05:18
امروز برایت روزی سرشار از معجزات معمولی را آرزو میکنم: یک فنجان قهوه تازه که خودت آنرا درست نکرده ای. یک تلفن غیر منتظره از یک دوست قدیمی. وقتی عجله داری ، چراغهای سبز در مسیرت به محل کار یا برای خرید. برایت آرزوی روزی پر از چیزهای کوچکی آرزو میکنم که باعث شادیت میشوند: سریعترین صف در سوپر . یک شعر زیبا در میان ترانه های رادیو. رنگین کمانی بالای سرت در آسمان. کلیدهایت درست همان جایی که دنبالشان میگردی. برایت روزی پر از شادی و کمال آرزو میکنم. نمونه های بسیار کوچکی از کمال که احساس غریبی به تو میدهند. این احساس که خداوند به تو لبخند میزند و به آرامی مراقب توست. زیرا تو انسانی هستی استثنایی و نادر...
1 مهر 86 - 05:31
بالابلند عشوه گر نقش باز من کوتاه کرد قصه زهد دراز من دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم با من چه کرد دیده معشوقه باز من می​ترسم از خرابی ایمان که می​برد محراب ابروی تو حضور نماز من گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق غماز بود اشک و عیان کرد راز من مست است یار و یاد حریفان نمی​کند ذکرش به خیر ساقی مسکین نواز من یا رب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن گردد شمامه کرمش کارساز من نقشی بر آب می​زنم از گریه حالیا تا کی شود قرین حقیقت مجاز من بر خود چو شمع خنده زنان گریه می​کنم تا با تو سنگ دل چه کند سوز و ساز من زاهد چو از نماز تو کاری نمی​رود هم مستی شبانه و راز و نیاز من حافظ ز گریه سوخت بگو حالش ای صبا با شاه دوست پرور دشمن گداز من
__