| کلوب آی دی | a_r_n7004 ، سن کلوبی : 2 سال و 2 ماه و 29 روز |
| درباره من | سرما گفت: از چه این جوری به لرزه افتادی؟ گفتم: از این که یک عمر چشم به دری بودم که هرگز نیومد، می ترسم برم و بیاد که دیگه دیر باشه. گفت: نترس توری به تو می دمم که همیشه چشم به دری دوخته باشی که شاید بیاید و این سرنوشت بازیی بود که تاوانش تنهایی بود و سوختن. |
| وضعیت | مرد25 ساله مجرد متولد 1/خرداد/1366 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Iran ، تهران ، تهران |
| علت عضويت | تماس با آشنايان و دوستان |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | ليسانس |
| شغل | كارمند |
| اطلاعات اضافي | بس که دیوار دلم کوتاه است، هر که از کوچه ی تنهایی من می گذرد به هوای هوسی هم که شده، سرکی می کشد و می گذرد. |
| دین | اسلام |
| قد | 175-180 |
| وزن | 60-65 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، جدي ، دوستانه ، شلوغ ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | متغيير ، راحت ، کت و شلوار ، مد روز ، معمولي |
| تاریخ عضویت | 23 آبان 1388 ساعت 12:13 |
| رنگ مو | مشکي |
| وضعيت بدني | معمولي |
| وضعيت ظاهري | متوسط |
| مشخصه اصلي | مهربان |
| موارد غیر قابل تحمل | دروغ گفتن صادق نبودن وفادار نبودن خیانت كردن نامردی كردن |