امیر ثابت , a_100

امیر ثابت

 سلام ،هدایت واقعی و پایدار از آن حضرت دوست بوده ،کسانیکه پروفایل واقعی ندارند موردتایید بنده نیستند و همچنین افرادی که لینک بی محتوی حذف ...
امیر ثابت , a_100

امیر ثابت

مطالب
cloobid
a_100
، 11 سال و 8 ماه و 19 روز
مرد 53 ساله متاهل
ليسانس ، آزاد


تبلیغات

امیر ثابت , a_100
■ برای مشاهده ادامه مطلب و عکسهای بیشتــر روی لینک زیر [ ▼▼ ] کلیک کنید
ادامه
99
21
12
34
امیر ثابت , a_100
ادامه
34
6
34
فتاح بحرانی , arefedelgir
**یادم نبود که کرامت فقیر بود**

داراب 20 دی 95

یادم نبود که بـــــی انتـــــــها شـــــدم

یادم نبود کـــه غرق تـــــماشا شــــدم

یادم نبود کـــه ســـــرودن گــــناه بود

یادم نبود که پای دلــم ســـوی راه بود

یادم نبود عکس خـــدا روی دوش بود

یادم نبود کودک قلبــــم خمــوش بود

یادم نبود که صـــبا می بـــــرد مــــــرا

یادم نبود کـــــه کـــــجا مــــی برد مرا

یادم نبود که قفـــس تنـــگ و تار بود

یادم نبود که دشمن من بی شمار بود

یادم نبود شـــــکل پریــــشانی دلـــم

یادم نبود بی سر و ســـــامانی دلـــــم

یادم نبود کــــه نــــجابت اســـیر بود

یادم نبود کـــه کــــرامت فــــقیر بود

یادم نبود کرکس و مـــرغان لاشـخوار

یادم نبود که روی تنم می کــند شیار

یادم نبود که هـــوا ســــرد مـی شود

یادم نبود که مرد نامــــرد می شـــود

از فتاح بحرانی

http://fbahrani.blogsky.com
ادامه
امیر ثابت , a_100
بر گرفته از سخنرانی های آیت الله ناصری⚜

كرامتی از اولیای الهی
یکی از بزرگان كه در قید حیات و از علمای مهم قم هستند، نقل می‌کردند كه: یکی از مردان خدا به منزل ما آمد. دیدیم از اولیای الهی است و طی الارض و طی الهواء دارد. ظهر او را نگه داشتیم. مشغول صحبت بودیم و ما را موعظه و نصیحت می‌کرد که یک نفر در زد. در را باز کردم و دیدم یکی از رفقا است. گفتم: «فلانی! خوشا به سعادت تو. بیا یکی از اولیای الهی و از همراهان امام زمان علیه السلام اینجاست. بیا او را ببین». تا آن شخص وارد شد، آن مرد الهی بلند شد و در حالی كه دماغش را گرفته بود، به رفیق ما گفت: «بیرون، بیرون، جُنُب، جُنُب، رفیق ما رنگ از صورتش پرید و برگشت و از خانه بیرون رفت. من هم نشستم و خجالت کشیدم؛ ولی به آن ولی خدا حرفی نزدم. یک مقداری نشستیم، تا اینكه گفت: «خوب، اجازه دهید مرخص بشویم». گفتم: «دفعه بعد، چه وقت تشریف می‌آورید؟» گفت: «من خودم اینجا نیامدم که بگویم بعد چه وقت می‌آیم؟ به من اجازه دادند که اینجا آمدم. دفعه بعد را هم خدا می‌داند. شاید هم تا آخر نیامدم». آن مرد الهی رفت و چیزی طول نکشید که رفیق ما آمد؛ در حالی كه غسل کرده بود و عرق از سر و صورت او می‌چکید. به او گفتم: «مؤمن! چه شد؟ قضیه چه بود؟» گفت: «صبح که بیدار شدم، دیدم غسل بر من واجب شده است؛ ولی برای كاری عجله داشتم. گفتم: حالا می‌روم سراغ كارم و بعد از آن، می‌روم غسل می‌كنم. وضو گرفتم و رفتم؛ اما بعد فراموش کردم که غسل برایم واجب شده است و نماز ظهر و عصرم را هم بدون غسل خواندم. ناهارم را هم خوردم و آمدم به شما سری بزنم، تا اینكه آن آقا این حرف را زد و یادم آمد كه غسل برایم واجب شده بود. دویدم و رفتم غسلم را کردم. نمازم را هم هنوز نخواندم».
آن ولی خدا گفته بود: «بوی تعفنش، محله را گرفته است». بله برادر من! هر عملی یك اثری دارد؛ مثلاً وقتی وضو گرفتی، یک نورانیتی با تو هست که خودت نمی بینی، من هم نمی بینم. اما آن‌ها که چشمشان باز است، می‌بینند. وضو نداشته باشی، یک گرد و غباری اطراف تو دور می‌زند. من نمی بینم؛ ولی آن‌ها که می‌بینند، می‌فهمند و می‌گویند، اما اگر جنابت باشد، این گرد و غبار تبدیل به ظلمت می‌شود و همان بوی تعفنی را دارد كه ماشین‌های تخلیه چاه فاضلاب دارند. همة احکام الهی این‌طور هستند یعنی دارای آثار واقعی و وضعی است.
كانال رسمی آیت الله ناصری
کانال تلگرامی تذکرة الاولیاء
یادنامه ی تخصصی کلمات و احوالات اهل معرفت و بزرگان عالم اسلام
ادامه
امیر ثابت , a_100
یکی از بهترین هدایایی که میتوانید به کسی بدهید این است که ،
به خاطر اینکه بخشی از زندگی شماست از او تشکر کنید .
آدمها تکرار نمی شوند !
قدرشونو بدونیم .
ادامه
118
15
80