__
لیست دوستان برای دوستان مقدور می باشد.
لیست کلوبها :: 11
  • نام کلوب :کامپایلرها
    نام انگلیسی : compiler
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    227 عضو ، 1 بحث ،

    کامپایلرها

  • نام کلوب :کرمانشاه-نوبهار
    نام انگلیسی : 27561
    تاسیس : 19 خرداد 1385
    813 عضو ، 324 بحث ، 1 لینک

    کرمانشاه-نوبهار

  • نام کلوب :ادمای زشت
    نام انگلیسی : detestable
    تاسیس : 3 تیر 1384
    157 عضو ، 58 بحث ، 13 آلبوم ، 3 مقاله ، 1 لینک ، 3 نظرسنجی

    ادمای زشت

  • نام کلوب :چپ دست ایرانی
    نام انگلیسی : chap_dast_irani
    تاسیس : 15 مهر 1384
    563 عضو ، 30 بحث ، 39 آلبوم ، 9 مقاله ، 4 لینک

    چپ دست ایرانی

  • نام کلوب :جنجال
    نام انگلیسی : bomb
    تاسیس : 9 اردیبهشت 1384
    8412 عضو ، 1079 بحث ، 79 آلبوم ، 620 مقاله ، 315 لینک ، 3 نظرسنجی

    جنجال

  • نام کلوب :پیك نیك های دسته جمعی
    نام انگلیسی : pik_nik
    تاسیس : 11 آذر 1384
    5885 عضو ، 67 بحث ، 72 آلبوم ، 317 مقاله ، 8 لینک ، 16 نظرسنجی

    پیك نیك های دسته جمعی

poor jesus
15 تیر 87 - 01:53

 

وقتی سعی کنی مسیح باشی تو سرزمین یهودیا...

 

 

 آخرش جایی بهتر از بالای صلیب نداری!

لیست توصیفنامه ها
22 شهریور 87 - 17:55
تو مرا می فهمی ...من تو را می خواهم ... وهمین ساده ترین قصه یك انسان است تو مرا می خوانی... من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم...وتوهم می دانی تاابددر دل من خواهی ماند...................................................................... موفق باشی
15 مرداد 87 - 23:43
اتاق من یك پنجره بیشتر ندارد.مسیر نگاهش را كه دنبال كنی می رسی به آجر و سیمان و تیرآهن.می بینم از این طبیعت كه نمی شود چیز خاصی نوشت.هر روزم را با صدای دلنشین چكش بیدار می شوم و فرو بردن بالش روی سرم هم تاثیری ندارد.صبحش عین شب است و هر روز نمای غروب خورشید را به من هدیه می دهد.آنوقت انتظار دارم كه روحیه ی لطیفی برای ته مانده ی حس های هنری ام باقی مانده باشد! گاهی دوست دارم كه بنویسم....مهم نیست از چه كسی یا چه چیزی!انگار قلم من می شود مثل یك كرم سمج و توی ذهنم شروع به وول خوردن می كند.....و جالب اینجاست كه هیچ چیز از آمدن گاه و بی گاه تو در این حال و روز به ذهن من جلوگیری نمی كند....شده ای مثل همان بغض معروف كه راه نفس را می بندد ،نه می تركد و نه می توان فرو خوردش.....
15 مرداد 87 - 23:31
شب هایی را كه از دست نمی دهم، نمی خوابم تا خواب نبینم.... فكر من هنوز از تب گذشته های دور و نزدیك ، در خود پیچیده می سوزد و تو مهمان ناخوانده ای برای مهمان خانه ی متروك و آشفته ی ذهن من
__