لیست دوستان :: 18
لیست کلوبها :: 49خدا میداند 18 آذر 86 - 01:14 |
کشاورزی چینی اسب پیری داشت که از آن در کشت و کار مزرعه استفاده میکرد.یک روز اسب کشاورز به سمت تپه ها فرار کرد.همسایه ها در خانه ی او جمع شدند و به خاطر بد شانسی اش به همدردی با او پرداختند. کشاورز به آنها گفت:شاید این بد شانسی بوده و شاید هم خوش شانسی فقط خدا میداند |
لیست توصیفنامه ها16 آذر 86 - 02:52 | |
کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش
ولی آهسته می گویم الهی بی اثر باشد
|
16 آذر 86 - 02:51 | |
سعی کن همیشه یکرنگ باشی قالی از صد رنگ بودن زیر پا افتاده |
16 آذر 86 - 02:49 | |
بردی دل من ، من از تو جان میخواهم
وز گمشدهء خویش نشان میخواهم
سر مصرع هر بیت ، تو حرفی بردار
هر چیز كه شد من از تو آن میخواهم
|





















