کلوب به حیات خود ادامه می‌دهد! بخوانید ...
آرش  , 744reza

آرش

 .از "خوب" به "بد" رفتن، به فاصله لذت پریدن از یک "نهر باریک" است؛ اما برای برگشتن باید از "اقیانوس" گذشت...
آرش  , 744reza

آرش

مطالب
cloobid
744reza
، 5 سال و 7 ماه و 23 روز
مرد 39 ساله مجرد
فوق ديپلم ، كارشناس

رسانه ها

  • کلوب دات کام , recreation
  • اراک , arakclub
  • دنیای دختران (ورود پسرا ممنوع) , girlsworld
  • دختر یا پسر؟ , kalkalclub
  • 254 رسانه

    morebox img


تبلیغات

آرش  , 744reza
آرش اطلاعات اصلی خود را بروز کرد. 4 سال پیش
درباره من : در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم. در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود. در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می‌کند. در 30 سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن. در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می‌سازد. در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم. در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند. در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی است. در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب. در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می‌توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید. در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز که میل دارد بخورد. در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارت‌های خوب نیست؛ بلکه خوب بازی کردن با کارت‌های بد است. در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می‌کند نارس است، به رشد وکمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود. در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است. در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست. گابریل گارسیا مارکز در سال 1927 بدنیا آمد. وی رمان‌نویس، روزنامه‌نگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی و برنده جایزه نوبل ادبی سال 1982 می باشد. از آثار مشهور ایشان می توان به "صد سال تنهایی" و "عشق سال‌های وبا" ***************************************** تویی كه داری این پست رو میخونی ... آره با خودِتَم ... از خُدا میخوام به همه آرزوهای خوب و قشنگِت بِرسی. تو زندگیتم َهمیشه لَبخند رو لَبات باشه....

شهر : مرکزی

99
آرش  , 744reza
آرش اطلاعات اصلی خود را بروز کرد. 4 سال پیش
درباره من : در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم. در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود. در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می‌کند. در 30 سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن. در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می‌سازد. در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم. در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند. در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی است. در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب. در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می‌توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید. در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز که میل دارد بخورد. در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارت‌های خوب نیست؛ بلکه خوب بازی کردن با کارت‌های بد است. در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می‌کند نارس است، به رشد وکمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود. در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است. در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست. گابریل گارسیا مارکز در سال 1927 بدنیا آمد. وی رمان‌نویس، روزنامه‌نگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی و برنده جایزه نوبل ادبی سال 1982 می باشد. از آثار مشهور ایشان می توان به "صد سال تنهایی" و "عشق سال‌های وبا" ***************************************** تویی كه داری این پست رو میخونی ... آره با خودِتَم ... از خُدا میخوام به همه آرزوهای خوب و قشنگِت بِرسی. تو زندگیتم َهمیشه لَبخند رو لَبات باشه....

آرش  , 744reza
آرش اطلاعات اصلی خود را بروز کرد. 4 سال پیش
درباره من : در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم. در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود. در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می‌کند. در 30 سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن. در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می‌سازد. در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم. در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند. در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی است. در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب. در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می‌توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید. در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز که میل دارد بخورد. در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارت‌های خوب نیست؛ بلکه خوب بازی کردن با کارت‌های بد است. در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می‌کند نارس است، به رشد وکمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود. در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است. در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست. گابریل گارسیا مارکز در سال 1927 بدنیا آمد. وی رمان‌نویس، روزنامه‌نگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی و برنده جایزه نوبل ادبی سال 1982 می باشد. از آثار مشهور ایشان می توان به "صد سال تنهایی" و "عشق سال‌های وبا" ***************************************** تویی كه داری این پست رو میخونی ... آره با خودِتَم ... از خُدا میخوام به همه آرزوهای خوب و قشنگِت بِرسی. تو زندگیتم َهمیشه لَبخند رو لَبات باشه....