لیست کلوبها :: 21خاطره یک دانشجو 6 تیر 87 - 11:03 |
چهار جوان دانشجو برای تعطیلات آخر هفته رفتند به شهر مجاور برای عیاشی،علیرقم اینکه می دانستند صبح روز دوشنبه امتحان...دارند.
|
لیست توصیفنامه ها12 خرداد 87 - 09:28 | |
در کوهستان دفتر شعرم جا ماند
لیلی امد کنار ان کوه بخواند
مجنون شد از ان شعر و ترنم سر داد
همچون شیدا صدای هو هو سر داد |
8 اسفند 86 - 20:23 | |
گودال قتلگاه، پر از بوی سیب بود
تنهاتر از مسیح ، کسی بر صلیب بود
سرها رسید از پی هم، مثل سیب سرخ
اول سری که رفت به کوفه، حبیب بود
مولا نوشته بود، بیا ای حبیب ما
تنها همین، چقدر پیامش غریب بود
مولا نوشته بود، بیا دیر می شود
آخر حبیب را، ز شهادت نصیب بود
مکتوب می رسید فراوان، ولی دریغ
خطش تمام کوفی و مهرش فریب بود
اما حبیب، رنگ خدا داشت نامه اش
اما حبیب، جوهرش "امّن یُجیب" بود
یک دشت سیب سرخ، به چیدن رسیده بود
باغ شهادتش ، به رسیدن رسیده بود
|
19 آذر 86 - 22:55 | |
سلام
شعر ارسالی شما به سخن آشنا بسیار عالی می باشد
با اجازه شما آن را کپی و جزء متنهایی که برای تدریس عقاید آماده میکم قرار میدهم
یا حق |















