لیست کلوبها :: 87پیگیری غرب زدگی از دیدگاه جلال 28 تیر 87 - 01:56 |
سلام چندی پیش وبلاگ خموشانه با شعار من ایرانیم...غرب هرگز به مطالعه و بحث در مورد نظر جلال آل احمد در ارتباط با واژه غربزدگی و اثر بزرگش با نام غرب زدگی پرداخت و مورد توجه عده ی زیادی (مخالفان و موافقان غرب زدگی) قرار گرفت. لذا برای آن دسته عزیزان که نتوانستند مطالب رو مطالعه کنند لینک مقالات را به همراه مختصری از آن قرار داده ام: بحث اول: غرب زدگی از دیدگاه جلال (http://khamoushaneh.blogfa.com/post-53.aspx): برای جوانانی كه در
دامان انقلاب اسلامی پرورده شدهاند، شاید اصطلاح «غربزدگی» طنین
آشنایی داشته باشد؛ اما در دهة سی وضع اینگونه نبود... بحث دوم: چه شد که ما غرب زده شدیم؟ (http://khamoushaneh.blogfa.com/post-56.aspx): «...عجیب اینجاست که توجه به غرب تا حدود سی صد سال پیش
همیشه یک رو داشته است، یک علت داشته است و یک جهت. روی کینه یا حقد یا حسد و
رقابت. و در این سی صد سال اخیر علت دیگر و جهت دیگر و روی دیگر یافته است. روی
حصرت و اسف و عبودیت... بحث سوم: خصوصیات آدم غرب زده و راه شکست این طلسم (http://khamoushaneh.blogfa.com/post-57.aspx): «به هیچ چیز اعتقاد ندارد. اما به هیچ چیز هم بی اعتقاد نیست...خودش باشد و خرش از
پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است. نه ایمانی دارد، نه مسلکی، نه مرامی، نه
اعتقادی، نه به خدا یا به بشریت.. حتی لامذهب هم نیست. هرهری است. گاهی به مسجد هم
می رود. همانطور که به کلوپ یا سینما می رود. اما همه جا فقط تماشاچی است...»...
بحث چهارم(انتهایی): غرب زدگی در فرهنگ و هنر ایران و راهکار رهایی از این فتنه (http://khamoushaneh.blogfa.com/post-58.aspx): درد ما غربزدگان درست در همین روزگار است که موسیقی خودمان را نشناخته رها میکنیم و
آن را «زر زر» بیهوده می دانیم و دم از «سمفونی» و «راپسودی» می زنیم و
نقاشی ایرانی را در شمایل سازی و مینیاتور اصلا نمی شناسیم و به تقلید از «بی انال» و نیز حتی «فوویسم» و
«کوبیسم» را هم کهنه شده می پنداریم و ... لطفا این مطلب را به همراه همین درخواست برای دوستان خود به صورت گروهی ارسال نمایید. با تشکر
|
لیست توصیفنامه ها1 فروردین 87 - 10:48 | |
یادمان باشد که زیبایی های کوچک را دوست بداریم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادمان باشد که دیگران را دوست بداریم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهیم باشند یادمان باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگیرم که ما اگر خود با خویشتن آشتی نکنیم هیچ کس نمی تواند ما را با خود آشتی دهد یادمان باشد که خودمان با خودمان مهربان باشیم چرا که کسی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد . . عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم . لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،... رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن روزهایت رنگارنگ . سال نو مبارک |
28 مهر 86 - 04:25 | |
بس که دیوار دلم کوتاه است هر که از کوچه تنهایی من می گذرد
به هوای هوسی هم که شده سرکی میکشدو میگذرد
@@@@@@@@@@@@@
سلام
ضمن ارزوی قبولی طاعات و عبادات شماتبریک منو به مناسبت سالروز تولدتون پذیرا باشید.انشا الله تا بهار دیگر عمرتون فرا برسه
بتونیم به دیدار گمشده دو عالم چشمامونو روشن کنیم.اگر سلیقتون گرفت به کلبه من هم قدمی بزارید.خاک قدمتون طوطیای چشممwww.fina2.blogfa.com |
2 خرداد 86 - 14:15 | |
وصف زینب كبرى(سلام الله علیه)...
طبع مىخواهد كه وصف زینب كبرى كند
لیك، قطره كى تواند صحبت از دریا كند؟
توسن طبعم در اینجا پاى در گل مانده است
مرغ بى پَر چون سفر بر عرصه عُنقا كند؟
نطق گویا عاجز است از شرح و ذكر وصف او
كى تواند خامه مدح آن ملك سیما كند؟
جد پاكش مصطفى، باب كبارش مرتضاست
مادرش زهرا كه مدحش ایزد یكتا كند
چون حسین و چون حسن دارد برادر، هر یكى
ناز بر موسى بن عمران، فخر بر عیسى كند
در شهامت بود وارث بر على مرتضى
همت والاى او تفسیر «كرمنا» كند
دختر زهرا كه در حجب و حیا و عصمتش
نقش مادر را به خوبى در جهان ایفا كند
در شجاعت چون حسین و در صبورى چون حسن
در عبادت پیروى از مادرش زهرا كند
دّر دریاى عفاف و گوهر گنج حیاست
عفتش یاد از حیاى مریم عذرا كند
گاه در آغوش گیرد اصغر لب تشنه را
تا بخوابد آب را در خواب خود رؤیا كند
گاه دلدارى دهد بر مادران سوگوار
گاه دلجوئى ز آل و عترت طاها كند
گاه آید بر سر نعش برادر از خِیم
از ته دل ناله و فریاد و واویلا كند
گاه هم گیرد ز دست دختران بى پناه
از خیام سوخته رو جانب صحرا كند
كیست چون زینب كسى كو در دیار كربلا
ناله جانسوز او تاثیر در دلها كند؟
كیست چون زینب كه با یك جلوه از نور رُخش
رخنهها در قلب موسى، در دل سینا كند؟
كیست چون زینب كه در راه رواج دین حق
مو به مو برنامه دین خدا اجرا كند؟
كیست چون زینب كسى كو در ره دین خدا
در جهان دار و ندار خویشتن اهدا كند؟
كیست چون زینب كسى كو با اسیرى خودش
خون پاك كشتگان كربلا احیا كند؟
كیست چون زینب كه با تدبیر مظلومانهاش
دشمن پست و زبون را تا ابد رسوا كند؟
كیست چون زینب كسى كو در میان دشمنان
چون على مرتضى در نطق خود غوغا كند؟
كیست چون زینب كه در بزم یزید بى حیا
خطبهاى ایراد كرده محشرى برپا كند؟
كیست چون زینب كه او با یك كلام آتشین
تنگ و تاریك این جهان در دیده اعداء كند؟
دختر شیر خدا بود و خودش هم شیر بود
كس ندیده شیر را كز روبهان پروا كند
در جهان املاء دین را كرده انشاء مو به مو
كیست چون زینب كه این املاء را انشاء كند؟
پیروى باید كند از دخت زهرا و على
هر كه مىخواهد كه راه دین حق پیدا كند
روز محشر گر به شكوه لب گشاید بى گمان
محشرى دیگر به پا در محشر كبرا كند
دشمنانش در سقر سوزند در نار غضب
دوستانش هم مقر در سایه طوبا كند
اى «رسولى» غم مدار از گیر و دار روز حشر
دختر زهرا اگر از راه لطف ایما كند
|
















