لیست دوستان :: 33
لیست کلوبها :: 58
لیست توصیفنامه ها23 خرداد 87 - 18:17 | |
آدما از جنس برگن... گاهی سبزن، گاهی پاییزن و زردن...زمستون دیده نمیشن... تابستون سایبون و چترن... آدما خیلی قشنگن... حیف که هر لحظه یه رنگن |
14 خرداد 87 - 02:02 | |
سر پنجه به چشمانم ، بگرفتم و بستم چشم پیشانی خود پنهان برسر پنجه خود کردم تا داغ شکستم را ، از خلق کنم پنهان اما تو که می بینی ، اما تو که می دانی تنها ترم از تنها ای یاور بی یاران این دست من و این تو بس کن دگر این بازی آخر به چه می نازی خود می شکنی آسان ، هر چیز که می سازی یک تن بود از ما تو ای رهبر گمراهان یا میکشیم با خود یا می کشمت آسان نه صبح جلا دارد نه سینه صفا دارد اندوه غروبی نیست امید به فردا چیست؟ امشب غم و فردا غم بی عشقم و بی عالم تنها ترم از تنها ای یاور بی یاران اینک من و اینک تو داد دل من بستان از صفحه این گیتی ، محوم کن و پاکم کن تا با تو در آمیزم، خوردم کن و خاکم کن. |
14 خرداد 87 - 01:59 | |
پشت دیوار بلند یاد تو بی قراری ناتوانم می کند در کنار غربتی غمگین و تلخ درد را هم آشیانم می کند گونه هایم خیس شبنم می شوند آتشی از درد می سوزد مرا زیر باران شعله ورتر می شوم این تب شبگرد می سوزد دلم می زنم فریاد تا شاید کسی دردهای خفته ام باور کند نیست آرامش ولی باید که دل گونه ای تنهایی اش را سر کند .
|
















