| کلوب آی دی | 1mohammad1 ، سن کلوبی : 4 سال و 11 ماه و 28 روز |
| درباره من | ایستادن احمقانه است/ چهار دست و پا راه رفتن خجالت دارد/ ورجه ورجه رفتن کار بی عقل هاست/ قدم زدن که بدتر است/ جهیدن فایده ای ندارد/ پریدن خسته کننده است/ نشستن معنایی ندارد/ تکیه دادن حوصله آدم را سر می برد/ دویدن مزخرف است/ دو و میدانی کار دیوانه هاست/ بهتره بروم بالا و دوباره بخوابم. |
| وضعیت | مرد28 ساله مجرد متولد 23/اردیبهشت/1363 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | تنها |
| تحصيلات | زير ديپلم |
| شغل | دانشجو |
| اطلاعات اضافي | جایی اسیرم میان خواب و بیداری میان راست و دروغ .همه گفتند عشق رهگذرها را باور نکن ، نکردم! گفتند اشک ها فریبند ، پذیرفتم...اما صدای سکوت لبهای بی رمق غریق را که نمی توان نشنیده گرفت... شاید خودمان پر از فریبیم که نگاه بی دروغ کسی را باور نداریم! نمی دانم خدا تنم را به خاطر باور نکردن یک نگاه عاشق می سوزاند یا نه ، نگاهی که تا دیروز تا با من بود، فقط رو به درگاه خدا بود و امروز بر دنیا بسته شده و حتی خدا را هم نمی بیند... آیا خدا به من نمی گوید تو بنده ام را چنین کردی؟می دانم که این آتش تباهم می کند! --------------------------------------------- گاهی دلم می خواهد خیال کنم که می آیی - پنهانی - و حرف های دلم را می خوانی. و از دریچه ی روشن چشمان آسمانی ات نگاه می کنی به آبی یی که به زلالی دلت نیست، اما برای توست... بگذار این طور بیاندیشم... چه می شود مگر در خیالی خوش باشیم؟... حقیقت اگر ساز مخالف می زند، رویا را که نـگرفته اند از ما!... بگذار با خیالت دلخوش باشم... در خیال نا باورم ببینمت که عاشقانه هایم را می خوانی و لبخند می زنی... آنچنان زیبا که زمان مات می ماند. و دنیا با تمام عظمتش، عاجز می شود از درکش. و کوچک می شود. و حقیر می شود. و به خاک می افتد... چقدر خدایمان مهربان است . بگذار با خیال خوش باشم... بگذار در خیال ببینم که حقیقت است... مرز بین حقیقت و خیال را گم کرده ام ... آشفتگی ام دیدن دارد... از دست نوشته هایم معلوم است. نیست؟... دلم برایت تنگ شده ..... |
| دین | اسلام |
| گرايش سياسي | هيچکدام ! |
| قد | 180-185 |
| وزن | 70-75 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، جدي ، دوستانه ، گوشه گير ، شلوغ ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | متغيير ، جين ، کت و شلوار |
| صفحه وب | http://sozluk.blogfa.com |
| تاریخ عضویت | 23 بهمن 1385 ساعت 21:02 |
| علایق | ...xXx... مرده ی خنجر از پشت خوردنم ... هلاك شكست عشقی ام ... كشته ی بدی در مقابل خوبی ام... نوكر نامردهام .... عشق تنهاییم ... تشنه از بالا افتادنم .... |
| ورزش | فوتبال؛ رزمی ؛دوچرخه ؛ سه چرخه چهار چرخه ... |
| فعاليتها | مشغول تحصیل علم ؛ اینترنت ؛ سربه سر گذاشتن ؛ مشروب و گریه با موسیقی |
| کتاب | انجل(َAngel) ، خوابی در هیاهو ، ایران توركلرین اسكی تاریخی، مشاهیر آذربایجان، دیكتاتورهای كره زمین، ایشیقلی یول، بهداشت زنان(از نوجوانی تا یاءسگی) |
| موسيقي | موغام آذربایجانی و تورکی استانبولی و فقط : Ibrahim Tatlises Funda Arar Teoman Muslum Baba Xumar Qedimova Ramiz Quliyev Qulu Asgerov Naz Peri Xanim |
| برنامه تلويزيون | IBO SHOW فیلم های عاشقانه غمناك و تاریخی |
| فيلمها | کفلی ایسکندر اسكندر مقدونی شجاع دل حرفهای لیلا روزی با یك دیوانه باران گناه اصلی |
| غذا | همه چیز می خورم الا دو چیز که نمیگم |
| پیام رسان یاهو | qanliqar [at] yahoo [dot] com |
| آدرس | آذربایجان جنوبی * * ستارخان محله سی |
| کد پستی | AzTurk |