نسیم محب حضرت رقیه , 147258147

نسیم محب حضرت رقیه

 جز ظهورت ای گل زهرا(س)   به خدا حاجتی ندارم
نسیم محب حضرت رقیه , 147258147

نسیم محب حضرت رقیه

مطالب
cloobid
147258147
، 4 سال و 25 روز
زن 29 ساله مجرد
فوق ليسانس ،


تبلیغات

نسیم محب حضرت رقیه , 147258147
من با ابـراهـیـم_هـادی کار دارم !

ابراهیم موبایل نداشت ،
اما بی سیم که داشت ! ابـراهـیـم !
اگر صدای مرا میشنوی ،
کمک !
من و بچه ها گیر افتادیم
در تله ی دشمن!
تلفن همراه من کار نمیکند
بدرد نمیخورد هرچه گشتم برنامه بیسیم نداشت
تا با تو تماس بگیرم ...
گفتم میخواهم با بیسیم شما تماس بگیرم..
گفتند اندرویدهای شما را
چه به بیسیم شهدا !
اما من همچنان دارم تلاش میکنم تا با گوشی اندروید
صدایم را به تو برسانم ...
اگر میشنوی ما گیر افتادیم
بگو چطور آن روز وقتی به گوشَت رساندند که دخترهای محل از فرم هیکل تو خوششان آمده ، از فردایش با لباس های گشاد تمرین کشتی میرفتی ؟
تا چشم و دل دختری را آب نکنی !
اینجا کُشتی میگیریم تا دیده شویم ..
لاک میزنیم تا لایک بخوریم
تو حتما راهش را بلدی
که به این پیچ ها خندیدی
و دنیارا پیچاندی!
و ما در پیچ دنیا سرگیجه گرفتیم ! ابـراهـیـم!

اگر صدایم را میشنوی،
دوباره اذانی بگو تا ماهم
مثل بعثی ها که صدایت را شنیدند و راه را پیدا کردند
راه را پیداکنیم ..
راه را گم کرده ایم

اگر از جبهه برگشتی
کمی از ان غیـرت های نـاب بسیجی ها را برایمان سوغات بیاور؛
تا ماهم مثل شما حرف اماممان را زمین نگذاریم... تمام..... .... .... .. شهدا گاهی نگاهی.....
شادی روحشان صلوات
ادامه
99
18
5
11
نسیم محب حضرت رقیه , 147258147
ﺧﻮﺏ اﺳﺖ ﮐﻪ

ﺁﺩﻡ ﺟﻮﺭﯼ ﺯﻧﺪگی ﻛﻨﺪ ﻛﻪ

ﺁﻣﺪﻧﺶ ﭼﻴﺰﯼ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﻴﺎ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻛﻨﺪ...

ﻭ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﭼﻴﺰی ﺍﺯ ﺁﻥ ﻛﻢ

ﺣﻀﻮﺭ ﺁﺩمی

ﺑﺎﻳﺪ ﻭﺯنی ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ

ﺁﻣﺪﻥ ﻭ ﺭﻓﺘﻨﺶ

ﺑﺎﻳﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺍی ﺍﺯ چشم ﺟﺎﺭی ﻛﻨﺪ،

ﺍﺷﻚ ﺷﻮقی اﺯ ﺁﻣﺪﻧﺶ

ﻭ ﮔﻮﻧﻪﺍﯼ ﺧﻴﺲ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻨﺶ

ﺁﺩمی ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺟﻮﺭی ﺑﻴﺎﻳﺪ ﻭ ﺑﺮﻭﺩ

ﻛﻪ ﺁﺏ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺗﻜﺎﻥ ﻧﺨﻮﺭﺩ

ﻭ ﺩلی ﻧﻠﺮﺯﺩ

ﮔﻮیی ﻧﻪ ﻫﺮﮔﺰ آﻣﺪنی ﺩﺭ ﻛﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ

ﻭ ﻧﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺭفتنی

ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﺟﺎی ﭘﺎﻳﺶ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﻤﺎﻧﺪ

ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ

ﺁﺩﻡ ﺑﻤﺎﻧﺪ

ﻭ ﺁﺩﻡ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺮﻭﺩ.
ادامه
19
1
12
نسیم محب حضرت رقیه , 147258147
حضرت محمد صلی الله علیه و آله:
هنگام آسایش،با خدا آشنا باش،
تادرسختى با تو آشنایى كند
كتاب من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 413
ادامه
17
4
11
نسیم محب حضرت رقیه , 147258147
آن روزها خسته و دلتنگ که می شدم؛ می آمدم، می نشستم، زُل می زدم به ضریحت، حرفهایم را می زدم اشکم را می ریختم، دعایم را می کردم و می رفتم... هنوز معنی حضور امام را که می گفتند حاضر و ناظر است درک نکرده بودم.
اکنون می آیم، زل می زنم به ضریحت، اما تو با من حرف می زنی، حالا صدایت را می شنوم، حضورت را حس می کنم. آن وقت ها من بودم و تو بودی و هزاران هزار زائر. اما اینک من هستم و تو هستی و تو.
جز نگاه تو و صدای من هیچ نمی بینم و نمی شنوم.
مولای من!
یا ابالحسن! یا امام رضا!
سالهاست راه حرمت را می پیمایم و حضورت را در قلبم احساس می کنم. هم زائر بوده ام و هم مجاور. بارها دلنوشته هایم را برایت خوانده ام گاهی حرفهایم را شنیدی برایم دعا کردی و خداوند خواسته ام را به حرمت نگاهت برآورد و گاه به مصلحتی که خود می دانی به شنیدن درد دلهایم کفایت کردی.
ما می آییم تا درد خود را درمان کنیم و تو تنها نشسته ای و برای تک تکمان نسخه می نویسی. خیلی از ما دردمان که دوا شد دیگر می شوی همان ضریحی که از قاب تلویزیون هایمان برق می زند. می شوی مثل امام زمانمان مهجور و دور که تنها به نوشتن «اللهم عجل لولیک الفرج » پشت شیشه ی ماشینهایمان و خواندنش بعد از نمازجماعت هایمان کفایت می کنیم. به زبانمان می آید که حاضرِغایب اما حاضرش را نمی فهمیم و به غایبش بسنده کرده ایم.
یا علی بن موسی الرضا! نمی خواهم گناهانم مرا از شما و از امام زمانم دور کند؛ دوست دارم مرا بطلبید و مهمان شما باشم آقا!
این روزها که به حرم می آیم دلم هیچ چیز نمی خواهد جز اینکه بنشینم گوشه ای و صادقانه و خالصانه با خدای خودم حرف بزنم؛ به مهربانی شما بیندیشم و به اینکه چقدر برخی بازگشت ها می تواند زیبا باشد.
زیارتنامه را می گشایم و زیر لب زمزمه می کنم:

اللهم انی اتقرب الیک بحبهم و بولایتهم ...

متن (با اندکی تصرف و تلخیص) : نفیسه هاشمی
ادامه
20
4
9
نسیم محب حضرت رقیه , 147258147
آنقدر سر بلند بر ایوان نشسته ای
کز خانه هم بجز تو تماشا نمی کنم

من ذره ام که خانه خورشید خویش را
از هیچکس بجز تو تقاضا نمی کنم

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (ع)...

ادامه
19
3
9