مریم , maryam_paak

مریم

مریم , maryam_paak

مریم

418نــــفــــــر
عضو شده اند
418نفر عضو شده اند
پاك ترین مادر و مادر مسیح(ع)پاك ترین مادر و مادر مسیح(ع)مشاهده کامل مشخصات
16 اردیبهشت 1384
لطفا در بحث ها شرکت فرموده و رای بدهید!

اعضاء

  • هــادی  اِتحـــّــاد , hadi_ete
  • کیمیا خانومی موسوی راد , azi_m70
  • اورانیوم غنی شده , diverjans
  • بهنام سناتور , behnam_m16
  • 418 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • طرفداران بهزاد محمدی , behzad_mohammadi
  • شیرین و فرهاد  , 69132607




مریم , maryam_paak
جایگاه داستان مسیح در اسلام
جایگاه داستان مسیح در اسلام   داستان مسیح جایگاه ویژه ای در اسلام داردکارن آرمسترانگ کارشناس نامی انگلیسی در زمینه های مسیحیت، اسلام و یهودیت و نویسنده کتاب "محمد: پیامبر زمان ما" طی مقاله ای که امروز در روزنامه گاردین منتشر شد به تعلق خاطر مسلمانان نسبت به پیامبر عشق و رحمت مسیحیت پرداخته و یادآور شده است که داستان مسیح جایگاه ویژه ای در اسلام دارد . به گزارش خبرگزاری مهر، در سال 632، پنج سال پس از جنگ وحشتناک، شهر مکه در حجاز عربستان دروازه های خود را داوطلبانه به روی ارتش مسلمانان گشود. هیچ خونریزی و اجباری برای اسلام آوردن صورت نگرفت، حضرت محمد(ص) دستور تخریب تمام بتهای خدایان را صادر کرد. چندین نقاشی دیواری روی دیوارهای داخلی کعبه نصب شده بود، در این زیارتگاه سنگی و باستانی مرکز مکه تصویری از حضرت مریم (س) و عیسی(ع)  نوزاد وجود داشت، حضرت محمد(ص) بی درنگ و با احترام آن را با ردای خود پوشاند و تخریب تصاویر دیگر به غیر از این تصویر را بار دیگر تصریح کرد. این داستان ممکن است موجبات تعجب مردم غرب که اسلام را از زمان جنگهای صلیبی به عنوان دشمن کینه توز مسیحیت تلقی کرده فراهم کند، اما یادآوری این داستان در فصل کریسمس بسیار سودمند است چرا که در این ایام اطراف ما با تصویرهای مشابهی از مریم باکره و عیسی احاطه شده است. این امر تداعی کننده آن است که آن به اصطلاح نظریه برخورد تمدنها به هیچ وجه غیرقابل اجتناب نیست. طی قرنها مسلمانان شخصیت حضرت عیسی (ع) را مورد تجلیل قرار دادند و قرآن نیز از وی به عنوانی یکی از بزرگترین پیامبران الهی یاد کرده است و در سالهای گسترش اسلام، حضرت عیسی(ع) جزء لاینفک هویت اسلامی محسوب می شد. این امر درسهای مهمی را برای مسلمانان و مسیحیان به ویژه در ایام کریسمس در پی دارد. قرآن نه تنها بر این باور نیست که حضرت عیسی(ع) پسر خداست، بلکه بیش از عهد جدید به داستان لقاح حضرت مریم هنگام باکره بودن و تولد حضرت عیسی (ع) پرداخته است. قرآن در سوره مریم از آیه 17 تا 29 و سوره انبیاء آیه 91 شرح کاملی از این داستان داده است . حضرت مریم چون دیگر پیامبران بزرگ با "روح" (Spirit) رو به رو شده و پس از آن حضرت عیسی (ع) را آبستن شده است که وی نیز به نوبه خود به آیه، نشانه صلح، نجابت و مهربانی به دنیا تبدیل شده است. قرآن به کرات اظهار داشته است که عیسی چون محمد مردی کاملاً عادی بود و مسیحیان در درک متون مقدس خود موفق نبودند. قرآن تصدیق می کند که مسیحیان دانا و مؤمن به ویژه راهبان و کشیشهای مؤمن به اینکه عیسی پسر خدا است اعتقادی ندارند و این امر در سوره مائده تصریح شده است. باید یادآور شد که برخی از مسیحیان درک ساده انگارانه ای از آبستن شدن حضرت مریم دارند. هنگامی که نویسندگان عهد جدید، متی، لوقا، مرقس و پولس مسیح را پسر خدا می نامند منظور این نیست که وی خدا بوده است. آنها این اصطلاح را برحسب تعابیر یهودی مورد استفاده قرار داده اند. در انجیل عبری این عنوان به یک فرد عادی، فانی پادشاه، کشیش یا پیامبر داده شده است که وظیفه ویژه ای از سوی خداوند به وی محول شده و از صمیمیت نامتعارفی با خداوند برخوردار است. لوقا در انجیل خود که وصف آن با قرآن در یک راستا است، همواره مسیح را پیامبر نامیده است. حتی یحیی نیز مسیح را مظهر کلام خدا توصیف کرده است که تمایزی میان کلام ازلی و خداوند است درست همانطور که کلام ما از ماهیت وجودی ما جداست. قرآن تأکید دارد که تمام ادیان هدایت شده به درستی از سوی خدا آمده اند و مسلمانان باید به وحی تمام پیامبر الهی ایمان داشته باشند. قرآن در سوره آل عمران آیه 84 می فرماید: "بگو: «به خدا ایمان آوردیم؛ و (همچنین) به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل گردیده؛ و آنچه به موسى و عیسى و (دیگر) پیامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است؛ ما در میان هیچ یک از آنان فرقى نمی گذاریم؛ و در برابر (فرمان) او تسلیم هستیم.» حضرت عیسی(ع) که با حضرت محمد(ص) قرابتی داشته ظهور وی را پیش بینی کرده بود، سوره الصف آیه 6 می فرماید: و (به یاد آورید) هنگامى را که عیسى بن مریم گفت: «اى بنى اسرائیل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى که تصدیق کننده کتابى که قبل از من فرستاده شده ( تورات) است و بشارت دهنده به رسولى که بعد از من مى ‏آید و نام او احمد است!» هنگامى که او ( احمد) با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «این سحرى است آشکار» درست همانطور که پیامبران عبری ظهور مسیح را از پیش خبرداده بودند. قرآن همچنین از صعود حضرت عیسی به آسمان به نشانه ظهور قطعی پیامبر بودن وی صحبت کرده است. به همان نحوی که محمد به معراج رفت. عیسی همچنین نقش مهمی در روزهای آخر زندگی حضرت محمد(ع) و مسئله معاد شناسی برعهده دارد. در 3 قرن اول اسلام، مسلمانان با مسیحیان عراق، سوریه، فلسطین و مصر ارتباط نزدیکی داشتند و اقدام به گردآوری مجموعه ای از هزاران داستان و نقل و قولی کردند که به مسیح نسبت داده شده بود، اما این امر در سایر ادیان غیر مسیحی هیچ مصداقی ندارد. برخی از این آموزه ها کاملا از انجیل گرفته شده بود و موعظه سرکوه توسط مسیح از محبوبیت خاصی برخوردار بود اما به صورت مشخص با رنگ و بوی اسلامی همراه بود به طوری که در برخی از این کتب مسیح را در حال انجام حج، قرائت قرآن و سجده در نماز توصیف کرده بودند. مسیح همواره الگویی برای زاهدان مسلمان بوده که انسانیت و شکیبایی را ترویج می کرده است که گاهی خود را در مباحثات سیاسی و الهیاتی درگیر کرده و از افرادی که از اراده آزاد درباره سرنوشت دفاع می کنند حمایت کرده و علمایی که دانش خود را برای پیشرفت سیاسی خوار می کنند را محکوم کرده است. حضرت عیسی (ع) به عنوان نمونه و الهام در جستجوهای معنوی برای مسلمانان درونی می شود. شیعیان ارتباط قوی میان مسیح و ائمه قائل هستند، صوفیان عیسی را پیامبرعشق می نامند. تعلق مسلمانان نسبت به مسیح نشان می دهد که وضعیت همواره اینگونه نبوده است، در گذشته پیش از انحراف سیاسی مدرنیته مسلمانان می توانستد به نحوی مؤثر در انتقاد از خود سهیم باشند. امسال در سالروز میلاد حضرت مسیح آنها باید از خود سؤال کنند که چگونه می توانند سنت قدیمی تکثرگرایی و تقدیر از سایر ادیان را احیا کنند. مسیحیان نیز برای نقش خود باید بر قرابت دین خود با مسلمانان فکر کنند، به گذشته بنگرند و از خود بپرسند برای جبران اقدامات مسلمانان چه کاری انجام داده اند. کارن آرمسترانگ نویسنده این مقاله مورخ ادیان و کارشناس اسلام، مسیحیت، یهودیت و بودیسم است که تاکنون کتابهای متعددی درباره این ادیان بزرگ نوشته و در میان آن می توان به " تاریخچه اسلام" ، "دین پس از یازده سپتامبر"، "بودا"، نبرد برای خدا: بنیادگرایی در یهودیت مسیحیت و اسلام" و تحول بزرگ؛ آغاز سنتهای ادیان ما؛ محمد: پیامبر زمان ما" اشاره کرد که دو اثر اخیر از جدید ترین آثار وی محسوب می شوند.
ادامه
99
    مریم , maryam_paak
    همه چیز راجع به نوروز

    آغاز سال نو در دوره هخامنشی
    شاهرخ رزمجو
    نوروز جشنی بسیار كهنسال است و بسی كهن تر از هزاره ها و حكومت ها.
    آیا هخامنشی چنین جشنی برای آغاز سال نو داشته اند و آیا همواره روز یكم فروردین و لحظه اعتدال بهاری و ورودی آفتاب به برج حمل ( بره ) را زمان برگزاری این جشن می دانسته اند؟ برای پاسخ به چنین پرسش هایی باید نگاهی به تقویم هخامنشی انداخت . در تقویم هخامنشی با توجه به كتیبه های به دست آمده مانند سالنامه های بابلی و همچنین متن های خزانه و باروی تخت جمشید می توان به دقت و به طور كامل زمان آغاز هر یك از ماهها و همچنین زمان دقیق كبیسه ها و آغاز سال نو را تعیین كرد. زمان نوروز همواره برابر آغاز ورود آفتاب به برج حمل ( بره ) دانسته شده كه زمان دقیق اعتدال بهاری نیز هست. دست كم از دوره ساسانی چنین مداركی در دست است. این زمان یكم فروردین و برابر با 21 مارس در تقویم میلادی است. بنابر این باید انتظار داشت كه در تقویم هخامنشی آغاز روز یكم از ماه یكم هر سال برابر با یكم فروردین با 21 مارس باشد.
    نخست از نظر زمانی باید بدانیم كه روز آغاز سال نو در دوره هخامنشی چه زمانی بوده است؟ آن طور كه از كتیبه های دوران هخامنشی بر می آید زمان آغاز سال نو زمان مشخص و دقیقی نداشته بلكه متغیر بوده و دلایل آن بسیار پچیده است. بنابر مدارك باقی مانده در سرتاسر دوران هخامنشی، زمان آغاز سال نو در دوره هخامنشی از 21 اسفند ماه ( 12 مارس ) تا 9 اردیبهشت ( 29 آوریل ) در نوسان بوده، ولی به طور كلی یك محدوده زمانی از یكم فروردین ( 21 مارس ) تا سوم اردیبهشت ( 23 آوریل) را در بر می گرفته است. بر اساس مدارك می بینیم كه در سرتاسر دوران هخامنشی سالی كه شروع سال نو در 21 مارس ثبت شده سال سوم پادشاهی كمبوجیه است .
    آمار نشان می دهند كه بیشترین روزی كه در آن سال آغاز گشته روز 29 فروردین ماه ( 18 آوریل ) بوده و پس از آن بیشترین آمار برای روز آغاز سال نو، روزهای نهم، یازدهم و نوزدهم فروردین ماه كنونی بوده است. نمودار زیر نشان دهنده روزهای آغاز سال نو و تعداد كامل آنها در زمان پادشاهان هخامنشی است.
    در تقویم هخامنشی بر اساس محاسبه های بابلی ها، هر چند سال یكبار یك ماه كبیسه را به ماه ششم یا ماه دوازدهم اضافه می كرده اند، كه در این میان آغاز روز اول ماه سیزدهم یا همان ماه كبیسه دوم نشان می دهد كه آغاز این ماه در روز یكم فروردین و چند روز پیرامون آن نگاه داشته می شده است. در دوره هخامنشی 9 بار ماه سیزدهم در سال های كبیسه با روز یكم فروردین آغاز شده است . با اینكه مدارك به جا مانده از دوره هخامنشی یك محدوده زمانی متغیر را برای آغاز سال نو نشان می دهند اما در این شكی نیست كه سال نو در دوره هخامنشی ( یا دست كم سال اداری و رسمی ) با بهار آغاز می شده است. این گردش زمانی بر اساس محاسبه های مشتركی بوده كه بیشتر در بابل و توسط كاهنان بابلی و مغان ایرانی ساكن بایل انجام می گرفته است گزارش های بسیاری گویای حضور مغان ایرانی در بابل است و آنچنانكه می دانیم كارهای رصدی نجومی، تقویم و گاهشماری همواره در دست روحانیون بوده است.
    در تخت جمشید مدرك و نوشته مستندی در دست نیست كه نشان دهنده برگزاری نوروز در تخت جمشید باشد، اما نمی توان پذیرفت كه با شروع بهار و زنده شدن طبیعت و آغاز سالی تازه، هیچ مراسمی برگزار نمی شده . اكنون می توان به بررسی نمونه هایی چند پرداخت تا در این زمینه راهگشا باشند.
    تالار آپادانا در تخت جمشید یكی از بزرگترین و مهم ترین ساختمان های سكوی تخت جمشید است و از جمله نخستین طرح های ساختمانی پیاده شده در این مجموعه بوده است. این كاخ به خوبی نشان می دهد كه به عنوان یك تالار بار یا كاخ تشریفاتی ساخته شده و طرح و ساخت آن در زمان داریوش و خشایارشا انجام گرفته است. دیواره داخلی پلكان شمالی و شرقی آن دارای نقوش برجسته بسیار زیبایی است كه می توان آنها را به چند گروه تقسیم كرد. نخست سربازان ایلامی هستند ودر پشت سر آنان به عنوان گروه دوم بزرگان و بلند پایگان پارسی و مادی هستند كه به صورت یك در میان به سوی پلكان میانی در حال حركت هستند. آنان در حال گفتگو با یكدیگر و یك همراهی دوستانه هستند برخی دستان یكدیگر را گرفته اند و برخی برگشته و با كسی كه دست بر شانه آنها گذاشته مشغول صحبت هستند. البته حالت گفتگو تصویر نشده بلكه به بیننده القاء می شود. بیشتر این بزرگان شاخه ای از یك گل نیلوفر آبی در دست دارند. در پلكان میانی این ساختمان دو نقش بر جسته وجود داشت كه بعدها از جای خود بیرون آورده شده و به تالار خزانه برده شده و در آنجا نصب گردیده است. این نقش كه اكنون به نقش بار عام خزانه معروف است و دراصل از آن تالار آپادانا بوده صحنه بار در برابر پادشاه است و آن طور كه شواهد نشان داده اند این شاه خشایارشاست مه داریوش شاه و ولیعهد هر دو در این صحنه گلی در دست دارند، گر چه این نقش بعدها به صورت یك نقش ثابت همیشگی و تشریفاتی هخامنشی در آمد، اما در بسیاری از این نقوش كه جزییات و حالت ها به خوبی رعایت شده و حالتی طبیعت گرایانه را به تصویر كشیده اند گویای این است كه همگی این افراد با گلهایی كه در دست دارند باید در زمانی در این حالت حاضر می شده اند كه فصل و زمانی مناسب برای رویش گل بوده ( بحث مصنوعی بودن این گلها به دلایل گوناگون مردود است ) . آن طور كه از گزارش های تاریخی بر می آید، ایرانیان همواره به باغ ها و پردیس ها توجه ویژه ای داشته اند ، حفاری های پاسارگاد نیز نشان داد كه كاخ های هخامنشی پاسارگاد در میان باغ ها و جویبارها قرار داشتند. سراسر تخت جمشید نیز آكنده از نقش گلها و گیاهان است. بنابر این وجود این گلها می تواند گویای این باشد كه محصول همین باغ ها بوده اند، حیاط ها و باغ هایی كه شاید در پایین سكوی كاخ ها قرار دادشته و گیاهان مورد نیاز توسط باغبانان سلطنتی در آنها كاشته می شده است. از نظر زمانی هنوز هم بهترین زمان برای شكوفایی گل ها در فارس، ماه فروردین واردیبهشت است، به ویژه برای گل نیلوفر آبی كه فصل های دیگر مناسب نیستند پس زمان این صحنه را می توان نیمه آغازین بهار دانست.
    نقوش دیگر پلكان شرقی و شمالی آپادانا به كسانی اختصاص دارد كه آنها را باج آوران و یا خراج گزاران نام داده اند، به این خاطر كه آنان در حال آوردن خراج ها و باج های سرزمین خود به حضور شاه شاهان هستند. این گفته نمی تواند درست باشد. همان گونه كه گفته شد از نقوش از نظر حالت بسیار طبیعت گرایانه تصویر شده اند، گرچه به شیوه پیكرتراشی هخامنشی ساخته شده اند. اگر شمار افراد هر گروه از نمایندگان هر كشور بیش از این بود یا چیزهایی كه با خود می آورده اند هدایای دیگری هم بود یا بیشتر بود، هنرمند می توانسته به راحتی آن تعداد را هم با تقسیم بندی مناسب به تصویر شده اند. هدایا نیز اگر بیشتر از این بوده هنرمند می توانسه با نشان دادن تصاویر دیگری انبوهی و حجم كلان آنها را نشان دهد. پس اگر میزان هدایا همین بوده، نمی توان گفت كه به عنوان باج و خراج سالانه یك سرزمین به شاه داده شده است، چرا كه چنین میزانی از هدایا هرگز نشان دهنده خراج سالانه یك سرزمین نمی تواند باشد. یك كاخ تشریفاتی هم مكان مناسبی برای حمل خراج سالانه كشورها نبوده و هرگز چنان حجم انبوهی از اموال گوناگون لزومی نداشته كه در آن مكان گردآوری شود. از نظر مكانی شوش به عنوان یك مركز اداری و حكومتی مكان مناسب تری به نظر می رسدو پس اگر این اشیاء و حیواناتی كه به حضور شاه برده می شوند، خراج نباشند، هدیه هستند هدیه هایی از سوی نمایندگان هر كشور به شاه چهره های آرام، شادمانه و لبخندهای مردمان كشورهای تابع هیچ نشانی از اجبار یا ترس و وحشت ندارد كه این اجبار و ترس در نقوش آشوری فراوان دیده می شود. پس اگر اینان هدیه آوران هستند . برای چه به شاه هدیه می دهند؟ سه فرض را می توان در اینجا مطرح كرد، یكی روز تولید شاه آن گونه كه در كتاب آلكیبیادس افلاطون آمده یونانیان را رسم جشن گرفتن در روز تولد برای ایرانیان یاد كرده اند فرض دیگر برای سالروز به تخت نشستن پادشاه است كه نباید زیاد به آن توجه كرد. چرا كه به تخت نشستن هر شاه گرچه سرآغاز تاریخ دوران سلطنت همان شاه است و تاریخ ها را از آن به حساب می آورند، اما این در برگیرنده مرگ پدر شاه نیز هست. در میان هخامنشیان پدران دارای جایگاه و اهمیت ویژه ای هستند، چون همواره شاهان هخامنشی در كتیبه های خود پدران خود را معرفی كرده و با تاكید از آنان سخن گفته اند
    پس چنین جشنی در این مورد نمی تواند درست باشد. مگر این فرض كه این مراسم به عنوان یك مراسم معارفه پس از به تخت نشستن و بافاصله زمانی از مرگ شاه پیشین باشد.
    فرض سوم جشنی است كه شاید برای آغاز سال نو یا آغاز بهار برگزار می شده و این هدایا برای آغاز سال نو به شاه داده می شده است. همانند این مراسم در دوره ساسانی برگزار می شده و امروزه نیز همچنان پا برجا واستوار است و آن عیدی دادن و هدیه گرفتن در این زمان است.
    از سوی دیگر مردمانی كه با هدایا به سوی پادشاه می روند از كشورهای گوناگونی هستند و هر یك پوشاك سرزمین خود را به تن دارند. مردمان ساكن سرزمین های سردتر شمالی با پوشاك گرم و كاملا" پوشیده خود و مردمان سرزمین های گرم جنوبی چون مصریان و حبشیان و هندیان نیز با پوشاك كم و خنك خود ظاهر شده اند. برای نمونه هندیان بانیم باز و پاهای برهنه در حال حركت به سوی كاخ هستند و این پوشاك سنتی نشان می دهد كه از نظر زمانی این رویداد در زمانی انجام می شده كه هوا دارای اعتدال بوده، به طوری كه مردمانی با پوشاك گرم خود و مردمانی با پوشاك اندك خود به راحتی در كنار هم قرار گرفته اند. چنین زمانی تنها در اوایل فصل بهار منطقه امكان پذیر است ( در پاییز به دلیل آغاز بارندگی در این منطقه، برای افراد ایجاد مشكل می كرده است) با توجه به تابستان بسیار گرم این منطقه و لباس های گرم، نمایندگان سرزمین های گرم و زمستان سرد منطقه كه بی شك نمایندگان سرزمین آفریقایی یا هند به آن خو ندارند، تنها زمان مناسب برای قرار گرفتن این افراد با هم در یكجا می تواند نیمه آغازین فصل بهار باشد. پوشاك بزرگان و نجبای پارسی و مادی هم گویای این امر است. مادی ها پوشاك بسته و گرم خود را با شلوارهایی یكپارچه كه اغلب چرمین بوده و رداهای آستین دار بلند با آستین های آویخته به تن كرده اند در حالی كه پارسیان با جامه های گشاد و چین دار و خنك خود با آنان همراه هستند.
    نقش سوم در پلكان های اپادانا نقش شیر و گاو است كه در كاخ های دیگر نیز دیده می شود. تاكنون تعبیر های بسیاری برای این نقش ارائه شده است ، مانند شیر ایران كه گاو بابل را می درد یا تعبیر های دیگری كه بیشتر آنها نادرست هستند. در این نقش چون هیچ نوشته یا اثر مشابه نوشته داری از آن در دست نیست، نمی توان با اطمینان كامل از آن سخن گفت تنها به دست آمدن مدارك تازه در آینده می تواند روشنگر این مطلب باشد اما برخی تعبیر های ارایه شده برای این نقش جنبه نجومی دارد. در یكی از این تعبیر ها گاو به عنوان صورت فلكی ثور و شیر به عنوان صورت فلكی اسد معرفی شده است پدیدار شدن ثور در آسمان صبح نشانه آمدن بهار بود در نیمه زمستان صورت فلكی اسد در كنار نصف النهار قرار می گیرد، در حالی كه ثور در غرب غروب كرده و ناپدیده می شود. بنابر این نظر شیر به عنوان طالع و غلبه كننده بر ثور در حال مرگ نموده شده است. البته صورت فلكی گاو در آن زمان جزو صورت های فلكی منطقه البروج نبوده كهن ترین لوح میخی كه از 12 شكل صورت های فلكی یكجا و به تنهایی نام می برد لوحه ای است به خط میخی بابلی معروف به لوحه VAT 4924مربوط به 9 اردیبهشت سال 419 پیش از میلاد، یعنی زمان پادشاهی داریوش دوم هخامنشی. در این متن ازدوازه شكل صورت های فلكی كه ما امروزه می شناسیم . با همان تقسیم بندی های فرضی دوازه به جای صورت های فلكی گاو، خرچنگ و سنبله صورت های فلكی و ستارگان پروین، بر ساوش و سماك اعزل قرار دارند . بعدها تنها تغییری كه در این فهرست به وجود آمد این بود كه یونانیان گاو و خرچنگ و سنبله را جایگزین پروین و بر ساوش و سماك اعزل كردند. پس در آن زمان صورت فلكی گاو جزو صورت های فلكی منطقه البروج به شمار نمی آمده، اما در هر صورت یكی از دهها صورت فلكی شناخته شده برای رصد كنندگان آسمان بوده است. می دانیم كه بسیاری از تصویرهای صورت های فلكی در بابل پس از تصرف بابل به دست كاسی ها در آنجا پدیدار می شوند. كاسی ها نیز خود از مردمان آریایی بودند كه در زاگرس می زیستند و از مهاجران آریایی پیش از مادها و پارس ها بوده اند. شاید این عقاید و صورت های فلكی همراه آنان به بابل رفته باشد و كاهنان بابلی آن را تكامل بخشیده باشند، تا پس از سال ها این صورت های فلكی بر اساس واحد بیرو بابلیان كه برابر یك دوازدهم بود، دارای یك تقسیم بندی دوازده گانه شد. برخی تعداد گلبرگ های رزت های تزئینی در كاخ ها را نیز نشانه همین می دانند بدین معنی كه تعداد 12 گلبرگ نشانه 12 ماه سال است. در صورتی كه رزت های دارای سیزده، چهارده و هشت گلبرگ هم وجود دارد.
    صورت فلكی حمل یا بره در آن زمان شناخته شده بود ومعرف اغاز سال بود. با طلوع آفتاب در برج حمل بود كه بهار آغاز می گشت، در حالی كه امروزه دیگر آفتاب در برج حمل طلوع نمی كند بلكه در این مدت به خاطر حركت تقدیمی زمین از 2000 سال پیش نقطه طلوع آفتاب از حمل وارد صورت فلكی حوت شده است و در حوت طلوع می كند، اما هنوز همان اصطلاح كهن به كار برده می شود. شاید پس از طلوع افتاب در برج حوت باشد كه رسم گذاردن ماهی بر سر سفره سال نو رایج گشته است، به ویژه آنكه در برخی مناطق رسم بر این است كه حتما" باید دو ماهی درون تنگ باشند، یعنی همان نماد دو ماهی در صورت فلكی حوت. آیا در آن زمان كه آفتاب در برج بره طلوع می كرده، بره در مراسم سال نو دارای نقشی بوده؟ در خود تخت جمشید در نقوش برخی پلكانها افرادی را نقش كرده اند كه به همراه خود ظرفها، خوراكها و بره به همراه می برند. پوشاك این افراد تردیدی باقی نمی گذارد كه اینان روحانیان پارسی و مادی هستند. این افراد چیزهایی را كه با خود حمل می كنند برای مراسمی ایینی به همراه می برند، نه آن گونه كه تصور كرده اند برای شاه خوراك می برند. بردن این همه بره های زنده و آماده نشده برای خوراك به درون محوطه تشریفاتی كاخ بی معنی است. مراسمی كه در این كاخ ها انجام می گرفته بدون شك شامل قربانی كردن بره بوده متاسفانه نمی توان گفت كه دقیقا" چه مراسمی در این كاخ ها برپا می شده، مراسمی مانند مراسم لن ( lan) كه در گل نوشته ها باوری تخت جمشید فراوان از آن یاد شده احتمال بیشتری دارد . از نظر زمانی نیز این مراسم آیینی ترتیب و نظم و زمان خاصی نداشته است. تنها می توان تصور كرد كه اگر در مراسم آیینی چنین پیشكشی ها و رسومی انجام می گرفته و اگر برای برگزاری مراسمی برای آغاز سال نو و آغاز بهار مراسمی برگزار می شده است. شاید از همین شیوه پیروی شده باشد. موادی كه در مراسم آیینی لن برای پرستش و نیایش خدایان آورده می شده، شامل خوراك های گوناگونی مانند گوسفند، گندم، آرد، شراب ، آبجو، جو، انجیر، خرما، بوده. این خوراك ها همه به درگاه خدایان پیشكش می شده و احتمالا" پس از تبرك آن طور كه از متن گل نوشته ها بر می اید میان افراد و مردم تقسیم شده از این میان گندم، آرد، شراب، جو و خرما هر یك به نوعی تا كنون در سفره هفت سین حضور دارند. گندم و جو به عنوان سبزه، ارد به عنوان نان، شراب به عنوان سركه، البته گفته می شود در گذشته جامی از شراب نیز بر سر خوان نوروزی قرار می داده اند. خرما نیز در برخی از سفره های هفت سین نهاده می شود و آن طور كه آمده شاهان ساسانی در صبح روز نوروز از شیری كه در آن خرما انداخته بودند می نوشیدند. شاید پس از تغییر جایگاه طلوع آفتاب از برج حمل به حوت بره جای خود را به ماهی داده باشد و این رسم كه در خوراك روز عید نیز ماهی گذشته می شود به همین دلیل بوده آوردن حبوبات و غلات برای مراسم سال نو بدون شك از همین گونه رسم هاست كه بسیار نیز كهن است، شاید پیشینه آن به دوران آغاز فن كشاورزی بشر بر گردد كه همواره از قدیمی ترین روایت ها بوده است. در عهد عتیق در سفر پیدایش امده و هابیل گله بان بود و قائن ( قابیل) كاركن زمین بود. و بعد از مرور ایام واقع شد كه قائن هدیه ای از محصول زمین برای خداوند آورد. ( باب چهارم 3-2 ) پس شاید بتوان پیشینه این جشن را به قدمت بشر و تولید خوراك دانست . از آغاز خوان نوروزی باید با همین دانه ها و سبزه ها آغاز شده باشد و درگذر زمان چیزهای دیگر نیز بدان ها افزوده شده است. گفته هایی از نویسندگان و تاریخ نویسان دوره اسلامی در دست است كه از این رسم در دوره ساسانی و حتی دوره اسلامی سخن می گوید. آن گونه كه در كتاب المحاسن و الاضداد آمده ( مردی خوش نام و خوش شگون بامداد نوروز به حضور شاه بار می یافت و میزی سیمین روبه روی او می نهاد. در كنار میز، كلوچه هایی گذشته شده بود كه از حبوب گوناگون مانند گندم، جو، ارزن، نخود، عدس، برنج، كنجد و لوبیای پخته تشكیل شده بود. وی هفت دانه از هر یك از انواع این دانه ها را بر می داشت و از روی آنها پیشگویی می كردند و شكل آنها را به فال نیك می گرفتند. در این گفته ها به خوبی دیده می شود كه عدد هفت تا چه اندازه مورد توجه است. كهن ترین نمونه ای كه در آن به سفره هفت سین با عدد هفت اشاره شده، نوشته ابوریحان بیرونی است كه آورده است : ( چون جمشید بر اهر یمن كه راه خیر و بركت و بارش باران و سبز شدن گیاهان آغاز شد و هر كشتزار و شاخه و درختی كه خشك شده بود سبز و تازه شد و به همین دلیل مردم گفتند روز نو یعنی روزی جدید و دوری تازه پس هر كسی از راه تبرك و یادمان، در این روز در ظرفی جویی كاشت، سپس این رسم در ایران باقی ماند و از آن پس مردم در نوروز در هفت ظرف، هفت نوع غله می كاشتند و سبز می كردند و با دیدن چگونگی رویش این سبزه ها، خوبی و بدی محصولات و وضعیت زندگی و كشت و كار را در سال نو پیش بینی می كردند.
    پس گیاهان و سبزه ها موارد اصلی سفره هفت سین را تشكیل می داده اند و شاید این گفته كه هفت سین از هفت سینی گرفته شده درست باشد یا شاید در دوران اسلامی هفت سبزه را به صورت هفت سین خوانده اند چرا كه این رسم از رسوم پیش از اسلام است و در آن زمان حرف سین معنی نداشته تا بر اساس یكی از حروف الفبای پس از اسلام خوان نوروزی چیده شده و به آن نام خوانده شود. شماری از چیزهایی كه بر خوان نوروزی قرار می گیرند و از مهم ترین بخش های سفره هفت سین هستند خود با حرف سین آغاز نمی شوند، مانند آئینه، ماهی، انار، آتشدان، شیرینی، اب ،نارنج، تخم مرغ ، شیر، و .... نیاز به گفتن نیست كه هر یك از چیزهایی كه بر خوان نوروزی قرار می گیرند مفهوم و معنای عمیقی دارند كه ریشه در تاریكی و تاریخ دارد. اما همه چیز بر سر سفره هفت سین به طور كلی از یك چیز سخن می گویند و آن آغاز رویش و بركت شكوفایی جهان و هستی است.
    آیا تخت جمشید خود این را بیان نمی كند. سرتاسر تخت جمشید آكنده از نقش گلها و گیاهان درحال رویش و اوج شكفتگی است سرتاسر دیواره ها و فاصله نقش ها، حاشیه ها و حتی درهای آرامگاهها نیز با گل های نیلوفر آبی و گل های رزت پوشیده شده . فاصله میان گروه های نمایندگان در نقوش پلكان های شمالی و شرقی آپادنا درختان كاج به تصویر كشیده شده است. بر كناره پلكان ردیفی از گیاهان دیده می شود كه اختلاف ارتفاع آنها نمایانگر رویش گیاهان به سوی بالاست و این حركت را القاء می كند. حتی بر بالای ستون ها و گردن گاوهای سر ستون نیز این گلها نقش شده اند و در واقع سراسر مجموعه تخت جمشید دارای تصویرهایی از رویش گیاهان و شكفتگی و زنده شدن طبیعت است. به سخن دیگر تكرار آفرینش جهان به دست اهورامزدا است، مگر نه اینكه داریوش وخشایارشا ودیگر فرمانروایان هخامنشی در سرآغاز كتیبه های خود به ویژه درتخت جمشید این گفته را تكرار می كنند: ( خدای بزرگ است اهورامزدا، كه این زمین را آفرید، كه آن اسمان را آفرید كه مردم را افرید كه شادی را برای مردم آفرید ) همه چیز در این مجموعه گویای آفرینش، بهار، شكوفایی و تازه شدن است

    ادامه