کلوب دات کام پس از 12 سال فعالیت خاموش می شود بخوانید ...
کلام وعقاید اسلامی , kalam

کلام وعقاید اسلامی

کلام وعقاید اسلامی , kalam

کلام وعقاید اسلامی

155,103نــــفــــــر
پسندیده اند
155,103نفر پسندیده اند
هدف در این رسانه استفاده هر چه بیشتر از دو منبع بی خطای عقل و شرع و مقابله با عقاید منحرف بشری است. پایگاه اطلاع رسانی استاد باقرپور کاشانی http://bagherpoor-kashani.com/هدف در این رسانه استفاده هر چه بیشتر از دو منبع بی خطای عقل و شرع و مقابله با عقاید منحرف بشری است. پایگاه اطلاع رسانی استاد باقرپور کاشانی http://bagherpoor-kashani.com/مشاهده کامل مشخصات
8 بهمن 1388
سلام به مدیران عزیز : لطفا تمام تبادل هایی که دارین ، قبل از ساعت 22:00 انجام بدین و مطالبتون رو داغ کنین از ساعت 22:01 دقیقه به بعد محدود میکنم ... مطالبتون رو داغ نکنین ، سهمیه تبادلتون میسوزه ... روز بعد هم تبادل اضافی نمیزارم کسی داغ کنه .... با تشکر

اعضاء

  • عزت الله  یوسفی , ezatolah
  • حسین و , hosseinjigar2003
  • شروین راد , navid1988
  •   , mohamad_moshrefean
  •  دکتر سیبیل , ehsan6911
  • مهدی گرگانی , casper_lovly
  • ابو مائده  , ehsas110
  • امین س , mahbodam
  • عرشیا ا , 73091363
  • مهتاب موسوی , mahtab6868
  • مهسا مالکی , mahsa552010
  • امامنا الخامنه ای , javanmard124
  • مقصود فردمدحی , biraraz
  • امیــــد امید , omid_love_me
  • محمدجواد غلامی , mjghadrec
  • عسل189 آریا , shalize25
  • مجید بهبهانی  , majid72danger
  •  فرزانه  , felora_hem
  • مصی دنجر , behfar_70
  • علی ستوده , kamranamiri
  • محسن امینی , darin_mo
  • علیرضا فراهانی , farahan
  • ســـادات ح  , yazahra_yamahdi
  • اشکان اشکان , ashkan_ashkan2012
  •   , ehsan1364aida
  • احمد جیگر , ___ahmad___
  • محمد لطفی , mohamadlotfi
  •   , hasanjabary
  • فرداد مظفری , fardad_mozafari
  • قهوه تلخ  , mohebat1989
  • محمد امین دایی , abmife12
  • سعیدی  , saharsiamakian
  •   , pentagram_001
  •   , tamana_farzin
  • محمدحسین  , mohammadhosseinak
  • سینا شایان , javad20001
  • ساناز زرتشتی , razi_3
  • سینا شیطون ؟؟؟ , sina_nafasam
  • مصطفی مهدی  , amin533
  • امیر مسعود  قائدی , aamir55
  • محمد سعیدی , saeidim
  • بهمن  ر , mohsengoon
  • مینا روزبهانی , shinee2013
  • توحید محمدزاده , tohidmohammadzadeh
  • دانیال گرگانی , danyalgorgani
  • عــطـــیه   , blue_
  • کمال  قادری , kamal_qhaderi
  • سلاطین فوشیرا , salatin512
  • محسن جووووووون  , 09139065369
  • سجاد سعیدی , sajad041
  • 155103 نفر

    morebox img

آلبوم تصاویر

4 تصویر ...

morebox img



تبلیغات

کلام وعقاید اسلامی , kalam
حضرت یحیی ( ع )  , hazrate_yahya

فَقَدْ رُوِىَ عَنْ مُوْلانا زَیْنِ الْعابِدینَ ع وَ هُوَ ذُو الْحِلْمِ الَّذى لا یَبْلُغُ الْوَصْفُ الَیْهِ - اءَنَّهُ كانَ كَثِیرَ الْبُكاءِ لِتِلْكَ الْبَلْوى، عَظِیمَ الْبَثِّ وَالشَّكْوى.
فَرُوِىَ عَنِ الصّادِقِ ع اءَنَّهُ قالَ: «انَّ زَیْنَ الْعابِدینَ ع بَكى عَلى اءَبیهِ اءَرْبَعینَ سَنَةً، صائِما نَهارَهُ قائِما لَیْلَهُ، فاذا حَضَرَهُ الافْطارُ جاءَ غُلامُهُ بِطَعامِهِ وَ شَرابِهِ فَیَضَعُهُ بَیْنَ یَدَیْهِ، فَیَقُولُ: كُلْ یا مَوْلایَ، فَیَقُولُ: قُتِلَ ابْنُ رَسُولِ اللّهِ ع جائِعا، قُتِلَ ابْنُ رَسُولِ اللّهِ عَطْشانا، فَلا یَزالُ یُكّرّرُ ذلِكَ وَ یَبْكى حَتّى یَبْتَلَّ طَعامُهُ مِنْ دُمُوعِهِ وَ یَمْتَزِجُ شَرابُهُ مِنْها، فَلَمْ یَزَلْ كَذلِكَ حَتّى لَحِقَ بِاللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ».
وَ حَدَّثَ مَولىً لَهُ اءَنَّهُ بَرَزَ الَى الصَّحْراءِ یَوْما، قالَ: فَتَبَعْتُهُ، فَوَجَدْتُهُ قَدْ سَجَدَ عَلى حِجارَةٍ خَشِنَةٍ، فَوَقَفْتُ وَ اءَنا اءَسْمَعُ شَهیقَهُ وَ بُكاءَهُ، وَاءَحْصَیْتُ عَلَیْهِ اءَلْفَ مَرَّةٍ یَقُولُ: «لا الهَ الاّ اللّهُ حَقّا حَقّا، لا اله الاّ اللّهُ تَعَبُّدا وَرِقّا، لا الهَ الاّ اللّهُ ایمانا وَ تَصْدیقا».
ثُمَّ رَفَعَ رَاءْسَهُ مِنْ سُجُودِهِ، وَ انَّ لِحَیَتَهُ وَ وَجْهَهُ
گریه امام سجاد علیه السلام در فراق شهیدان
روایت شده در باره امام سجاد علیه السلام با آن مقام حلم و برد بارى كه داشت كه در وصف نگنجد، بسیار گریه بر پدر بزرگوارش مى نمود و بر یاد آن مصیبتت ها صاحب شكوى و اندوه عظیم بود؛ چنانكه از امام صادق علیه السلام روایت است كه فرمود: امام زین العابدین علیه السلام مدت چهل سال بر پدر بزرگوار خود گریه نمود و در این مدت چهل سال، روزها و روزه و شبها به عبادت قیام دشات و چون هنگام افطار مى شد، غلام آن حضرت آب و طعام در پیش روى آن جناب حاضر مى نمود و از امام مى خواست تا از آنها میل فرماید، امام سجاد علیه السلام فرمود: «قتل ابن رسول الله. . . »؛ یعنى فرزند رسول خدا را گرسنه شهید نمودند، فرزند پیغمبر را در حالى كه عطشان بود شهید كردند.
پیوسته این سخن را مى گفت تاآن طعام از اشك چشم آن حضرتت تر مى گردید و آب آشامیدنى نیز با اشك دیدگانش ممزوج مى شد و به این حال بود تا اینكه ازدار دنیا وفات كرده و با پروردگار ش ملاقات نمود از غلام امام سجاد علیه السلام روایت است كه گفت: روزى امام علیه السلام به صحرا تشریف بردند و من نیز به دنبال ایشان رفتم، دیدم كه آن جناب روى سنگ درشتى به سجده رفت و من هم ایستاده گوش دادم صداى گریه و ناله او را مى شنیدم و شمردم هزار مرتبه در آن سجده مى گفت: «لا اله الا. . . »؛ سپس سر مبارك از سجده برداشت در حالتى كه صورتت و ریش ‍مباركش از آب چشمانش تر

قَدْ غُمِرا مِنَ الدُّمُوعِ.
فَقُلْتُ: یا مَوْلاىَ، اءَما آنَ لِحُزْنِكَ اءَنْ یَنْقَضِىَ؟ وَ لِبُكائِكَ اءَنْ یَقِلَّ؟
فَقالَ لى: «وَیْحَكَ، انَّ یَعْقُوبَ بْنَ اسْحاقَ بْنِ ابْراهیمَ كانَ نَبِیّا ابْنَ نَبِی لَهُ اثْنى عَشَرَ ابْنا، فَغَیَّبَ اللّهُ سُبْحانَهُ واحِدا مِنْهُمْ فَشابَ رَاءْسُهُ مِنَ الْحُزْنِ وَاحْدَوْدَبَ ظَهْرُهُ مِنَ الْغَمِّ وَالْهَمِّ وَ ذَهَبَ بَصَرُهُ مِنَ الْبُكاءِ وَ ابْنُهُ حَىُّ فى دارِ الدُّنْیا، وَ اءَنا رَاءَیْتُ اءَبى وَ اءَخى وَ سَبْعَةَ عَشَرَ مِنْ اءَهْلِ بَیْتى صَرْعى مَقْتُولینَ، فَكَیْفَ یَنْقَضى حُزْنى وَ یَقِّلُ بُكائى؟!».
وَ ها اءَنَا اءَتَمَثَّلُ وَ اءُشیرُ الَیْهِمْ ص فَاءَقُولُ:
مَنْ مُخْبِرُ الْمُلْبِسینا بِانْتِزاحِهِمُ
ثوْبا مِنَ الْحُزْنِ لا یَبْلى وَ یُبْلینا
انّ الزَّمانَ الّذى قَدْ كانَ یُضْحِكُنا
بِقُرْبِهِمْ صارَ بِالتَّفْریقِ یُبْكینا
حالَتْ لِفُقْدانِهِمْ اءَیّامُنا فَغَدَتْ
سُودا وَكانَتْ بِهِمْ بِیضا لَیالینا

گردیده بود.
عرض كردم: اى سید و مولاى من! آیا وقت آن نرسیده كه اندوه شما تمام و گریه تان اندك شود؟
امام سجاد علیه السلام فرمودند: واى بر تو! یعقوب بان اسحاق بن ابراهمى علیه السلام، نبى بن نبى بوده و دوازده پسر داشت، خداوند یكى از پسرانش را از نظر او غائب گردانید، از اندوه هجران او، موى سرش سفید گشت و از انبوه غم كمرش خم شد و چشمانش از بسیارى گریه، نابینا گردید و حال آنكه هنوز فرزندش زنده بود، ولى من به چشم خود دیدم كه پدر و برادر و هفده نفر از اهلبیتم در برابر چشم خویش، آن دشمنان كافر كیش، كشته و بر خاك افكندند؛ پس چگونه اندوه من تمام و گریه ام اندك شود؟!
مؤ لف گوید: من به همین مناسبت به اشعارى تمثل مى جویم و آن ابیات را در این جا ذكر مى نمایم:
«من مخبر. . . . »؛ یعنى كیست آنكه به شهیدان كربلا خبر رساند كه از درود خود لباس حزن و اندوه را به ما پوشانیدند، لباس اندوهى را كه هرگز كهنه و پوسیده نمى گردد بلكه او باقى است تا آنكه بدنهاى ما را پوساند؛ همان روز گارى كه ما را به قرب و وصال ایشان تاكنون خندان مى داشت، اكنون به سبب فراق آنان ما را گریانید دورى همیشگى ایشان، روزگار مرا دگرگون و سیاه گردانید، پس از آنكه شبهاى تاریك ما را منور ساخته بود.

وَ هاهُنا مُنْتَهى ما اءَرَدْناهُ، وَ مَنْ وَقَفَ عَلى تَرْتیبِهِ وَرَسْمِهِ مَعَ اخْتِصارِهِ وَ صِغَرِ حَجْمِهِ عُرفَ تَمیزُهُ عَلى اءَبْناءِ جِنْسِهِ وَ فُهِمَ فَضیلَتُهُ فى نَفْسِهِ.
وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رِبِّ العالَمینَ وَ صَلاتُهُ وَ سَلامُهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ.

مؤ لف گوید:
مؤ لف گوید: در این جا نوشته ما به پایان مى رسد و هر كس از مطالعه كنندگان با دقت و امعان نظر آن را ملاحظه نماید خواهد دانست كه به انحصار و صغر حجم چگونه بر امثال خود امتیاز و رجحان دارد.
مترجم گوید: اگر چه در اول ترجمه به عرض اخوان رسانید كه ترجمه این كتاب شریف در اندك زمانى ختم گردید و لكن چون در ایام ماه مبارك رمضان سال 1321 ه‍. ق بناى طبع گردید، تفسیر از اسلوب اول به نظر قاصر ارجح آمد فلهذا با كمال جهد و كوشش متصدى اعراب و تصحیح لغات و تعلیق بعضى حواشى مفیده و تلفیق متن با ترجمه گردیدم و اشهد بالله كمال زحمت و مشقت در این باب اتفاق افتاده بخصوص در تصحیح و ماخذلغات و از جمله، مشقت فوق العاده آنكه در مقابله نمودن یك جز و از اول كتاب فى الجمله تسامح گردید، چون این احقر مطلع گردیدم زحمت را بر خود قرار دادم كه تمام جزو اول را مرور نموده و كاملا تصحیح نمایم.
امید از اخلاق كریمه اهل كمال و ارباب فضل آن است كه بر لغزشها و خطایاى واقفه ذیل عفو بپوشانند كه هیچ انسانى از خطا محفوظ نیست.
25 ماه ذى الحجة الحرام، سال 1321 ه. ق
الا حقر القاصر: ابن محمد باقر الموسوى الدزفولى، محمد طاهر عفى الله عن جرائمهما
اللهم اغفرلى و لمن له على حق من المومنین.
ادامه
99
11
1
27
قاسم قاسم , naderighasem
شنبه 20 آبان ، 23:39
لبیك حسین لبیك
ادامه
کلام وعقاید اسلامی , kalam
حضرت یحیی ( ع )  , hazrate_yahya

در ماه صفر فاطمه گریان و ملول است
ایام عزای حسن و سوگ رسول است
مهدی کند افغان - با حال پریشان
...
پیغمبر اکرم زجهان رفته در این ماه
احوال عوالم شده آشفته در این ماه
لولاک احد زیر لحد خفته در این ماه
خورشید سپهر مدنی رو به افول است 
مهدی کند افغان - با حال پریشان
...
سوزد جگر فاطمه در عالم معنا
از شعله ی داغ پسر و فرقت بابا
فریاد ز هجران و امان از دل زهرا
با اشک ، روان خون دل از چشم بتول است
مهدی کند افغان - با حال پریشان
...
یا فاطمه خون کرد جدایی جگرت را
دادی تو در این ماه ز دستت پدرت را
کشتند اجانب به مدینه پسرت را
در حیرت از این حادثه اوهام و عقول است
مهدی کند افغان - با حال پریشان
...
بنشست به بالین حسن زینب مظتر
گفتا به افغان ای پسر ارشد حیدر
راحت شدی از جور زمان جان برادر
خون دل تو  سرخی گلزار اصول است
مهدی کند افغان - با حال پریشان
...
جان داده در این ماه قرار دل حیدر
مظلوم خراسان پسر موسی جعفر
معصومه زند ناله ز هجران بردار
عالم وله از کینه ی مامون جهول است
ادامه
9
1
30
قاسم قاسم , naderighasem
شنبه 20 آبان ، 23:39
لبیك حسین لبیك
ادامه
کلام وعقاید اسلامی , kalam
حضرت یحیی ( ع )  , hazrate_yahya

بیا صاحب زمان این‌جا بقیع است
نوا خیزد ز جان این‌جا بقیع است
به پشت نرده‌ها قبر امامان
ندارد سایه‌بان این‌جا بقیع است
همین‌جا بود شور محشر افتاد
حسن دنبال نعش مادر افتاد
شاخه طوبی را در آن کوچه زدند
نخل طوبی را در آن کوچه زدند
بچه‌های فاطمه شیون کنید
مادر ما را در آن کوچه زدند
ادامه
5
1
27
قاسم قاسم , naderighasem
شنبه 20 آبان ، 23:24
لبیك حسین لبیك
ادامه
کلام وعقاید اسلامی , kalam
حضرت یحیی ( ع )  , hazrate_yahya

باید بمیرم من برای تو ، چرا نه؟
آقا غریبی كن، ولی با آشنا نه

ما روز و شب حاجت نگفتیم و گرفتیم
جایی ندیده چشم هامان كه گدا نه

پشت در این خانه ایم و چشم بر راه
ما را بكُش اما نگوئی كه شما نه

جز ماجرای عشق در مقتل ندیدم
تو یاد دادی تا بگویم جز خدا نه

من بالهایم را به دست تو سپردم
من را ببر اما به غیر از كربلا نه

بر سینه ی خود نام زینب را نوشتیم
گفتیم آری بر بلا ، بر ادعا نه

زهرا حسینی گفت و ما آتش گرفتیم
بنویسمان جز در صف دیوانه ها، نه

یحیایِ ما را تشنه لب گودال بردند
آقا كفن ای كاش بـود و بوریا نه

در كربلا دیدم هنوز اشك رباب است
دیدم عروس فاطمه در آفتاب است
ادامه
11
1
29
قاسم قاسم , naderighasem
شنبه 20 آبان ، 23:25
لبیك حسین لبیك
ادامه
کلام وعقاید اسلامی , kalam
حضرت یحیی ( ع )  , hazrate_yahya
ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﻫﺎ
ﺩﺭ ﺍﯾﺎﻡ ﺭﺣﻠﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺕ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﻣﺒﺤﺚ ﺫﯾﻞ ﺭﺍ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺧﻮﯾﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﯿﻢ ﮔﺮﭼﻪ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭘﺮﺑﺮﮐﺖ ﺁﻥ ﺍﺳﻮﻩ ﺣﺴﻨﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﻥ ﺷﺎﺀﺍﻟﻠﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺧﻮﺩ ﻣﻄﺮﺡ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﻧﻤﻮﺩ:
ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺍﺳﻼﻡ، ﺁﯾﯿﻦ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﻣﺤﻤﺪ(ﺹ) ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﯾﺜﺮﺏ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻗﺒﯿﻠﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻣﺸﻬﻮﺭ «ﺍﻭﺱ » ﻭ «ﺧﺰﺭﺝ » ﺍﯾﻦ ﺁﯾﯿﻦ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﭘﯽ ﺩﺭ ﭘﯽ ﭘﯿﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﺑﺎ ﻣﺤﻤﺪ(ﺹ) ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﺩﻭﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩ، ﻭﻋﺪﻩ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻭ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
ﺍﯾﻨﮏ ﺧﺒﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻗﺮﯾﺶ ﺩﺭ ﻓﺸﺎﺭ ﺑﻮﺩ، ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺩﻋﻮﺕ، ﻣﮑﻪ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮔﻔﺘﻪ ﺭﻫﺴﭙﺎﺭ ﯾﺜﺮﺏ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﯾﺜﺮﺏ ﺣﺎﻝ ﻭ ﻫﻮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺍﺷﺖ، ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﻣﺸﺘﺎﻕ ﻧﻮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﺩﻭﺭﺍ ﺩﻭﺭ ﺷﯿﻔﺘﻪ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻭ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻣﮑﻪ ﺩﻭﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻭﺭﻭﺩ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺭﻭﺯﺷﻤﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ. ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﻃﻮﻝ ﻧﮑﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﺧﺒﺮ ﺭﺳﯿﺪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﺩﻫﮑﺪﻩ «ﻗﺒﺎ» ﺩﺭ ﺣﻮﻣﻪ ﯾﺜﺮﺏ - ﮐﻪ ﻣﺤﻞ ﺳﮑﻮﻧﺖ ﭼﻨﺪ ﻗﺒﯿﻠﻪ ﺑﻮﺩ - ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻗﻒ ﺩﺭ ﻗﺒﺎ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺑﻨﯽ ﻧﺠﺎﺭ (ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﻄﻠﺐ) ﺳﻮﺍﺭ ﻧﺎﻗﻪ ﺍﯼ ﺷﺪﻩ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﯾﺜﺮﺏ ﮔﺮﺩﯾﺪ. ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻭﺭﻭﺩ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ، ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻋﻼﻗﻪ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﮐﺮﺩﻧﺪ. ﺳﺮﺍﻥ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻗﺒﺎﺋﻞ، ﺯﻣﺎﻡ ﻧﺎﻗﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺭ ﻣﺤﻠﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﯾﺪ. ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺭﺍﻩ ﺷﺘﺮ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﯿﺪ، ﺍﻭ ﻣﺎﻣﻮﺭﯾﺖ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﻭ ﻫﺮ ﺟﺎ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ، ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﻓﺮﻭﺩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺁﻣﺪ (ﮔﻮﯾﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﺪﺑﯿﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﺩﺍﻭﺭﯼ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﻧﺼﺐ ﺣﺠﺮﺍﻻﺳﻮﺩ، ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻭ ﺷﺮﻑ ﻣﯿﺰﺑﺎﻧﯽ ﺍﻭ ﻧﺼﯿﺐ ﻗﺒﯿﻠﻪ ﯾﺎ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺧﺎﺻﯽ ﻧﺸﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﺸﻮﺩ) ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺘﺮ ﺩﺭ ﻣﺤﻠﻪ ﺑﻨﯽ ﻧﺠﺎﺭ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺑﻮ ﺍﯾﻮﺏ ﺍﻧﺼﺎﺭﯼ (ﺧﺎﻟﺪ ﺑﻦ ﺯﯾﺪ ﺧﺰﺭﺟﯽ) ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﻪ ﺍﻧﺒﻮﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮﺩ ﺁﻣﺪﻩ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﻣﯿﺰﺑﺎﻧﯽ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﺑﻮ ﺍﯾﻮﺏ ﺍﺛﺎﺙ ﻭ ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺳﻔﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺑﺮﺩ ﻭ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻭ ﺭﻓﺖ.
ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯿﺰﺑﺎﻧﯽ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻧﺼﯿﺐ ﺍﺑﻮﺍﯾﻮﺏ ﮔﺮﺩﯾﺪ.
ﺑﻨﺎﯼ ﻣﺴﺠﺪ
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﺭ ﺩﺭ ﯾﺜﺮﺏ ﻻﺯﻡ ﺩﯾﺪ ﻣﺴﺠﺪﯼ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﮐﺰ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﺗﺠﻤﻊ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﻌﻪ ﻭ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺖ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺭﻭﺯ ﻧﺨﺴﺖ ﺷﺘﺮ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺩﻭ ﯾﺘﯿﻢ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭﯼ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﺴﺠﺪﯼ ﺳﺎﺧﺖ ﮐﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﺍﻟﻨﺒﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪ.
ﺣﺠﺮﻩ ﻣﺴﮑﻮﻧﯽ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﮑﻤﯿﻞ ﻣﺴﺠﺪ، ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻥ (ﺩﺭ ﺳﻤﺖ ﺷﺮﻗﯽ) ﺩﻭ ﺣﺠﺮﻩ ﺟﻬﺖ ﺳﮑﻮﻧﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﺍﻧﺶ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ: ﺣﺠﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺩﻩ ﻭ ﺣﺠﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺎﺋﺸﻪ. ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﺭﮔﺬﺷﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﺧﺪﯾﺠﻪ ﺗﺰﻭﯾﺞ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺣﺠﺮﻩ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﻣﺤﻘﺮ ﻭ ﺑﺎ ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺑﻮ ﺍﯾﻮﺏ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪ.
ﺣﺠﺮﻩ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺷﺮﻗﯽ ﻣﺴﺠﺪ ﻣﺘﺼﻞ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻗﺴﻤﺖ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﺍﻩ ﺩﺍﺷﺖ. ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺣﺠﺮﻩ ﻫﺎ ﺳﮑﻮﻧﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺭ ﺣﺠﺮﻩ ﻋﺎﺋﺸﻪ ﺭﺣﻠﺖ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ (ﺑﻪ ﺗﻔﺼﯿﻠﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﻧﻮﺷﺖ) ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺷﺪ.
ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﺴﺠﺪ
ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻼﻓﺖ ﻭﻟﯿﺪ ﺑﻦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﻠﮏ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻭﯼ ﻣﺴﺠﺪ ﺍﻟﻨﺒﯽ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺖ، ﻋﻤﺮ ﺑﻦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻌﺰﯾﺰ ﺣﺎﮐﻢ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺩﺭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﺴﺠﺪ، ﺣﺠﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﻫﻤﺴﺮﺍﻥ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺧﺮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺟﺰﺀ ﻣﺴﺠﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ. ﺍﻣﺎ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺣﺠﺮﻩ ﻋﺎﺋﺸﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻗﺒﺮ ﻣﻄﻬﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺎ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ، ﺍﺯ ﻓﻀﺎﯼ ﻋﻤﻮﻡ ﻣﺴﺠﺪ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩ.
ﻃﯽ ﺍﺩﻭﺍﺭ ﺑﻌﺪﯼ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺧﻠﻔﺎ ﻭ ﺳﻼﻃﯿﻦ، ﻣﺴﺠﺪ ﻧﺒﻮﯼ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ، ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺳﻌﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﮐﻨﻮﻧﯽ ﻣﺴﺠﺪ، ﻗﺒﺮ ﻣﻄﻬﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ (ﻭ ﻧﯿﺰ ﺍﺑﻮﺑﮑﺮ ﻭ ﻋﻤﺮ) ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺣﺠﺮﻩ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﮐﻪ ﺿﺮﯾﺢ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻭ ﺁﻫﻨﯽ ﻣﺸﺒﮏ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺣﺎﻃﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﻣﺴﺠﺪ ﻭ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﻣﺘﺮﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺷﺮﻗﯽ ﻣﺴﺠﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ.
ﭼﺮﺍ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺷﺪ؟
ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺷﺪ، ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻋﻠﺖ ﻭ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﻞ ﭼﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﻣﺤﻮﺭ ﺍﺻﻠﯽ ﺍﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﻫﯿﻢ.
ادامه
5
1
26
قاسم قاسم , naderighasem
شنبه 20 آبان ، 23:25
لبیك حسین لبیك......
ادامه