حضرت یحیی ( ع )  , hazrate_yahya

حضرت یحیی ( ع )

حضرت یحیی ( ع )  , hazrate_yahya

حضرت یحیی ( ع )

146,300نــــفــــــر
عضو شده اند
146,300نفر عضو شده اند
+اللهـᓄ عجل الـפּـلیڪ الـᓅـرج❤رωـانـہ פـضرت یـפـیے علیـہ الـωـلاـᓄ❤استفاده و کپی از کتیبه ها فقط همراه با درج سایت آقای باقرپور کاشانی آزاد هست در غیراین صورت مورد شرعی دارد( .قابل توجه معاونانی که از کتیبه های اختصاصی رسانه ما کپی برداری غیر اخلاقی و غیر شرعی میکنند)•.¸&...+اللهـᓄ عجل الـפּـلیڪ الـᓅـرج❤رωـانـہ פـضرت یـפـیے علیـہ الـωـلاـᓄ❤استفاده و کپی از کتیبه ها فقط همراه با درج سایت آقای باقرپور کاشانی آزاد هست در غیراین صورت مورد شرعی دارد( .قابل توجه معاونانی که از کتیبه های اختصاصی رسانه ما کپی برداری غیر اخلاقی و غیر شرعی میکنند)•.¸¸. ★✾☘️ با پسند و پست مجدد مطالب همراهی خود با ما را اثبات کنید ✾☘️ ★احترامی = بلاک ❌.¸¸.•پایگاه اطلاع رسانی باقرپور کاشانی http://bagherpoor-kashani.com/@seratehagh1_░▒███████░██▓▒░░▒▓████▓▒░__░▒▓██___████████▓▒░____░▓███▓__░▒▓████▓▒░___░▓██▓_____░▒▓████▓▒░_______________░▒▓██_██▓▒░______________░▒▓██__██▓▒░____________░▒▓██___██▓▒░__________░▒▓██____██▓▒░________░▒▓██_____██▓▒░_____░▒▓██______██▓▒░__░▒▓██_______█▓▒░░▒▓██_________░▒▓██_______░▒▓██_____░▒▓██مشاهده کامل مشخصات
7 اردیبهشت 1392
اجتماعی
پایگاه اطلاع رسانی استاد باقرپور کاشانی
bagherpoor-kashani.com

@seratehagh1

_░▒███████
░██▓▒░░▒▓██
██▓▒░__░▒▓██___██████
██▓▒░____░▓███▓__░▒▓██
██▓▒░___░▓██▓_____░▒▓██
██▓▒░_______________░▒▓██
_██▓▒░______________░▒▓██
__██▓▒░____________░▒▓██
___██▓▒░__________░▒▓██
____██▓▒░________░▒▓██
_____██▓▒░_____░▒▓██
______██▓▒░__░▒▓██
_______█▓▒░░▒▓██
_________░▒▓██
_______░▒▓██
_____░▒▓██

اعضاء

  •           حسین  , ebrahimihossein
  • علی ملکی , a_maleki_62
  • سمیرا صالحی , samira2012n
  •   , raha2_1995
  • 146300 نفر

    morebox img

آلبوم تصاویر

  • یاحسین

13 تصویر ...

morebox img




حضرت یحیی ( ع )  , hazrate_yahya
شام در گذر تاریخ
شام را از دو جهت به این نام خوانده اند. نخست این كه شام به معنای شمال است و دلیل این نام گذاری، قرار گرفتن آن در سمت شمال قبله است. هم چنان كه یمن به معنای راست از آن جهت به این اسم، نام گذاری شده است كه در سمت راست قبله قرار دارد. علت دیگری نیز كه برای نام گذاری شام گفته اند آن است كه: سام بن نوح بر آن سرزمین حكومت می كرد و هنگام برگرداندن آن واژه به عربی، به شام تبدیل شده است. [1]
این سرزمین در دوران باستان شامل كشورهای كنونی سوریه، لبنان، فلسطین و بخش هایی از اردن می شد كه پس از جنگ جهانی اول و در پی تقسیم بندی های كشوری و سیاست های تفرقه افكن انگلستان و فرانسه، به صورت كشورهای كنونی درآمد.
امپراتوری روم در سال 63 میلادی، شام را به تسخیر خود درآورد كه پس از تجزیه دولت روم به دو بخش روم شرقی و غربی در سال 395 میلادی، شام جزو قلمرو امپراتوری روم شرقی (بیزانس) گردید. البته سیطره بیزانس بر شام به تدریج كم رنگ شد و سرانجام در قرن هفتم میلادی به دست مسلمانان افتاد. [2]
ریشه پیوندهای خاص این سرزمین با تاریخ اسلام، به سال های پیش از فتح دمشق باز می گردد. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در دوران نوجوانی و جوانی به همراه عمویش، ابوطالب، به آن سرزمین سفر كرد، ولی هنوز به مقصد نرسیده، رویدادی برای ابوطالب رخ داد كه مجبور شد سفرش را نیمه كاره رها سازد و به مكه باز گردد. آن رویداد، خبری بود كه بُحیری، راهب بصری درباره پیامبری محمد دوازده ساله به ابوطالب داد و او را از خطر گزند رساندن یهودیان به پیامبر آخرالزمان، برحذر داشت. [3] دومین سفر حضرت محمّد به شام در 25 سالگی اش انجام گرفت. ایشان در این سفر، سرپرستی كاروان تجاری حضرت خدیجه را بر عهده داشت و با سود خوبی نیز بازگشت. [4]
پس از تحكیم پایه های اسلام در جزیره العرب، شام در سال14 هجری برابر با نیمه قرن هفتم میلادی، به تسخیرمسلمانان درآمد و به قلمرو اسلامی پیوست. شام از سال 40 هجری تا سال 132 هجری، پایتخت حكومت بنی امیه بود. در این تاریخ و در پی سقوط بنی امیه كه به دست عباسیان و با پشتیبانی ایرانیان انجام پذیرفت، شام اعتبار گذشته اش را از دست دادو بغداد به عنوان پایتخت اعلام گردید. [5]
1. شام سرزمین خاطره ها، مهدی پیشوایی، ص 22.
2. گیتاشناسی كشورها، چاپ 1365، ص 185.
3. تاریخ اسلام، سال چهارم آموزش متوسط عمومی، ص 27.
4. فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، ج 1، ص 156.
5. شام سرزمین خاطره ها، ص 19.

www.mfso.ir
معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه
www.mfpo.ir
مرکز فرهنگی پژوهشی اوقاف
ادامه
99
17
2
24
  , mr.m.h.h
5 ساعت پیش
وجود یا عدم وجودش چه کمکی به بشریت میکنه؟
و در پیشرفت کشور ما چه تاثیری داره؟
ادامه
مهیاس الهی   , mehregan2016
4 ساعت پیش
توهین شما به عقاید دیکران چه کمکی به پیشرفت کشور داره ؟
ادامه
حضرت یحیی ( ع )  , hazrate_yahya
به سوی شام
كاروان به سمت شام شهر نامرادی ها حركت كرد. راهی طولانی و طاقت فرسا بود. كودكان خسته و كتك خورده، می بایست پانزده منزلگاه را می پیمودند تا به دیار غم ها برسند.
هوا سوزان بود و آب مشك ها رو به پایان. كاروان ناگزیر به سمت منزلگاه قصر بنی مقاتل رهسپار گردید. و در آن جا توقف كرد. یكی از دختران امام حسین علیه السلام از شدت خستگی، به سایه درختی پناه برد و به خواب رفت. كاروان به راه افتاد و او در بیابان جا ماند. خواهرش در میانه راه متوجه شد و به ساربان خبر داد، ولی كاروان بی اعتنا هم چنان راه خود را می رفت. سرانجام با التماس فراوان این خواهر، كسی را در پی دخترك فرستادند تا او را به كاروان برساند.
در ادامه راه، كاروان به معدنی رسید كه كارگرانش مشغول كار بودند. اهل حرم به دلیل گرسنگی شدید و از روی ناچاری، برای درخواست مقداری آب و غذا به آنان مراجعه كردند، ولی آنان با سنگدلی و ناسزا، بانوان را از آن جا راندند. در آن محل، كودك یكی از زنان امام حسین علیه السلام به نام محسن سقط می شود كه طفل نشكفته را در همان جا به خاك می سپارند. [1]
هنگامی كه اهل بیت به شهر پر نفاق و كینه بعلبك می رسند، فرماندار آن جا دستور می دهد كودكان شهر برای استهزا و تمسخر اسیران، به پیشواز كاروان روند. [2]
پس از ساعتی، كاروان به نزدیك دیر راهبی نصرانی می رسد. ساربانان سنگدل، سرها را از داخل صندوقچه ها بیرون می آورند و بر نیزه ها می كنند. سپس در برابر چشمان كودكان گرسنه، سفره غذا و بساط مستی می گسترند و تا صبح پیاله گردانی می كنند. [3]
كاروان همین گونه راه می پیمود و ساربانان، زنان و كودكانِ معصوم را آزار می دادند. این همه، گوشه ای از دریای بی ساحل اندوه طفلی سه ساله بود كه آن را از پشت پنجره باران خورده چشمان معصومش تماشا می كرد. او هماره لحظه ای را انتظار می كشید تا سختی دردهای دل كوچكش را با جرعه ای از دیدار چهره خورشیدی پدر درمان كند.
1. نفس المهموم، ص 239.
2. بحارالانوار، ج 45، ص 127.
3. معالی السبطین، ج 2، ص 125

www.mfso.ir
معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه
www.mfpo.ir
مرکز فرهنگی پژوهشی اوقاف
ادامه
21
1
24
  , hosendostdar
6 ساعت پیش
خوش بحال اونایی ک میرنپ
ادامه
حضرت یحیی ( ع )  , hazrate_yahya
زبان دردمندی رقیه سلام الله علیها
هنگامی كه آفتاب، بساطش را جمع می كرد، كاروانی مركب از چهل شتر برهنه، به دروازه كوفه رسید، فرمان دادند كه كاروان را بیرون شهر نگاه دارند و فردا آنان را وارد شهر كنند. سپاهیان خیمه های خود را به پا می كنند و بساط غذا می گسترانند، ولی زنان و كودكانِ گرسنه را در برهوت، گرسنه و بی سرپناه نگاه می دارند. بانوان در آن شب، كودكانِ خود را گرسنه می خوابانند و صبح روز دوازدهم، دروازه شهر را می گشایند و سرها برفراز نیزه ها برافراشته می شود. [1]
كودكان با حیرت، مردمی را كه برای تماشا آمده بود، می نگریستند. سر بریده امام حسین علیه السلام را جلوی محمل حضرت زینب علیهاالسلام می برند. حضرت از شدت اندوه سر خود را بر چوبه محمل می كوبد و خون از زیر مقنعه اش جاری می گردد. سپس با اشعاری جان سوز، سر بریده برادر را مخاطب قرار می دهد و از بی سرپناهی كودكان سخن می گوید:
ای هلالی كه وقتی به كمال رسیدی، به خسوف رفتی و پنهان گشتی.
ای پاره دلم! گمان نمی كردم چنین روزی و چنین مصیبتی را ببینم.
ای برادر عزیزم! با این دخترك خردسال خود سخن بگو كه دلش از اندوه گداخته گشته است.
ای برادر! چرا آن دل مهربانت این قدر با ما نامهربان گشته است؟
برادر جان! چقدر برای یتیم خردسال تو سخت است كه پدرش را صدا بزند، ولی پدر پاسخ او را ندهد. [2]
رقیه سلام الله علیها نیز این اشعار جان سوز را كه زبان دردمندی اش بود، می شنید و سر بریده پدر را خیره خیره تماشا می كرد.
1. معالی السبطین، ج 2، ص 96.
2. نفس المهموم، شیخ عباس قمی، ص 221.

www.mfso.ir
معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه
www.mfpo.ir
مرکز فرهنگی پژوهشی اوقاف
ادامه
حضرت یحیی ( ع )  , hazrate_yahya
روایت منظوم شهادت
محدث قمی رحمه الله می فرماید: بعضی خبر شهادت دختر چهار ساله را به وجه ابسط نقل كرده اند و مضمونش را یكی از اعاظم رحمه الله به نظم در آورده و من در این مقام به همان اشعار اكتفا می كنم. [منتهی الامال، محدث قمی، ج 1 ص 317، چاپ علمیه اسلامیه]
قال رحمه الله:
یكی نو غنچه ای از باغ زهرا
بجست از خواب نوشین بلبل آسا
به افغان از مژه خوناب می ریخت
نه خونابه، كه خون ناب می ریخت
بگفت: ای عمه بابایم كجا رفت؟
بد این دم دربرم، دیگر چرا رفت؟
مرا بگرفته بود این دم در آغوش
همی مالید دستم بر سر و گوش
بنا گه گشت غایب از بر من
ببین سوز دل و چشم تر من
حجازی بانوان دل شكسته
به گرداگرد آن كودك نشسته
خرابه جایشان با آن ستم ها
بهانه ی طفلشان سربار غم ها
ز آه و ناله و از بانگ و افغان
یزید از خواب بر پا شد، هراسان
بگفتا كاین فغان و ناله از كیست
خروش و گریه و فریاد از چیست؟
بگفتش از ندیمان كای ستمگر
بود این ناله از آل پیمبر
یكی كودك ز شاه سر بریده
در این ساعت پدر خواب دیده
كنون خواهد پدر از عمه خویش
و زین خواهش جگرها را كند ریش
چو این بشنید آن مردود یزدان
بگفتا چاره كار است آسان
سر بابش برید این دم به سویش
چو بیند سر بر آید آرزویش
همان طشت و همان سر، قوم گمراه
بیاورند نزد لشگر آه
یكی سر پوش بد بر روی آن سر
نقاب آسا به روی مهر انور
به پیش روی كودك، سر نهادند
ز نو بر دل، غم دیگر نهادند
به ناموس خدا آن كودك زار
بگفت: ای عمه دل ریش افگار
چه باشد زیر این مندیل، مستور
كه جز بابا ندارم هیچ منظور
بگفتش دختر سلطان والا
كه آن كس را كه خواهی، هست اینجا
چو این بشنید خود برداشت سر پوش
چون جان بگرفت آن سر را در آغوش
بگفت: ای سرور و سالار اسلام
ز قتلت مر مرا روز است چون شام
پدر، بعد از تو محنتها كشیدم
بیابانها و صحراها دویدم
همی گفتند مان در كوفه و شام
كه اینان خارجند از دین اسلام
مرا بعد از تو ای شاه یگانه
پرستاری نبد جز تازیانه
ز كعب نیزه و از ضرب سیلی
تنم چون آسمان گشته است نیلی
بدان سر، جمله آن جور و ستمها
بیابان گردی و درد و المها
بیان كرد و بگفت: ای شاه محشر
تو بر گو كی بریدت سر ز پیكر
مرا در خردسالی در بدر كرد
اسیر و دستگیر و بی پدر كرد
همی گفت و سر شاهش در آغوش
به ناگه گشت از گفتار خاموش
پرید از این جهان و در جنان شد
در آغوش بتولش آشیان شد
خدیو بانوان دریافت آن حال
كه پر زد ز آشیان آن بی پر و بال
به بالینش نشست آن غم رسیده
به گرد او زنان داغدیده
فغان برداشتندی از دل تنگ
به آه و ناله گشتندی هماهنگ
از این غم شد به آل الله اطهار
دوباره كربلا از نو نمودار
بعضی گفته اند و شاید اتفاق افتاده باشد كه در شب دفن آن دختر مظلومه اهل بیت اطهار علیهم السلام، جناب ام كلثوم سلام الله علیها را دیدند كه قرار و آرام ندارد و با ناله و ندبه به دور خرابه می گردد و هر چه تسلی می دهند آرام نمی یابد. از علت این بیقراری پرسیدند، گفت: شب گذشته این مظلومه در سینه من بود، چون بیدار شدم دیدم كه به شدت گریه می كند و آرام نمی گیرد، از سببش پرسیدم، گفت: عمه جان، آیا در این شهر مانند من كسی یتیم و اسیر و دربدر می باشد؟ عمه جان، مگر اینها ما را مسلمان نمی دانند، به چه جهت آب و نان را از ما مضایقه می نمایند و طعام به ما یتیمان نمی دهند؟ این مصیبت مرا به گریه آورده و طاقت خوابیدن ندارم.

www.mfso.ir
معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه
www.mfpo.ir
مرکز فرهنگی پژوهشی اوقاف
ادامه
حضرت یحیی ( ع )  , hazrate_yahya
رحلت
محدث خبیر، مرحوم حاج شیخ عباس قمی قدس سره از كامل بهائی [ج 2 ص 179] نقل می كند كه: زنان خاندان نبوت در حالت اسیری حال مردانی را كه در كربلا شهید شده بودند بر پسران و دختران ایشان پوشیده می داشتند و هر كودكی را وعده می دادند كه پدر تو به فلان سفر رفته است باز می آید، تا ایشان را به خانه یزید آوردند. دختركی بود چهار ساله، شبی از خواب بیدار شد و گفت: پدر من حسین علیه السلام كجاست؟ این ساعت او را به خواب دیدم. سخت پریشان بود. زنان و كودكان جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست. یزید خفته بود، از خواب بیدار شد و از ماجرا سوال كرد. خبر بردند كه ماجرا چنین است. آن لعین در حال گفت: بروند سر پدر را بیاورند و در كنار او نهند. پس آن سر مقدس را بیاوردند و دركنار آن دختر چهار ساله نهادند. پرسید این چیست؟ گفتند: سر پدر توست. آن دختر بترسید و فریاد بر آورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم كرد.

www.mfso.ir
معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه
www.mfpo.ir
مرکز فرهنگی پژوهشی اوقاف
ادامه
15
2
19
مـعصـومـه راد , mass1394
دوشنبه 23 مهر ، 01:55
ادامه
مهدی دوستی , mahdiar.doosti
8 ساعت پیش
السلام علیکم یا اهل بیت النبوت
ادامه