دیوید اویستراخ , david_oistrakh

دیوید اویستراخ

دیوید اویستراخ , david_oistrakh

دیوید اویستراخ

77نــــفــــــر
عضو شده اند
77نفر عضو شده اند
دیوید اویستراخ از پدر و مادری هنرمند متولد شد؛ پدرش نوازنده ویولن و مادرش تکخوان اپرا بود. او در سن پنج سالگی نواختن ویولن را نزد استولارسکی آغاز کرد و از سن دوازده سالگی اجرای کنسرت های خود را در اتحاد جماهیر شوروی سابق آغاز نمود.او در بیست و پنج سالگی با تامارا ازدواج کرد و حاصل این ازدواج، تول...دیوید اویستراخ از پدر و مادری هنرمند متولد شد؛ پدرش نوازنده ویولن و مادرش تکخوان اپرا بود. او در سن پنج سالگی نواختن ویولن را نزد استولارسکی آغاز کرد و از سن دوازده سالگی اجرای کنسرت های خود را در اتحاد جماهیر شوروی سابق آغاز نمود.او در بیست و پنج سالگی با تامارا ازدواج کرد و حاصل این ازدواج، تولد پسرشان ایگور بود که خود ویولنیستی حرفه ای گردید و بعدها با پدرش کنسرت هایی اجرا نمود.مشاهده کامل مشخصات
14 مهر 1385

اعضاء

  • سمیرا جون , samira_1990
  • مریم مشایخی , zohire
  • مهران   , komando_87
  • آرش شادمهر  , arash_h70
  • 77 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • کافی نت کاج , kaajnetkafee
  • كلوب كاظم الساهر , 48048
  • میترا طاهری , mitra_taheri




  عناوین بحث ها پاسخها بروز رسانی
4
89/4/9 (00:19)
0
85/12/29 (23:43)
0
85/9/11 (18:55)
دیوید اویستراخ , david_oistrakh
خانواده گوارنری
          گوارنری (Guarneri) نام فامیل گروهی از بزرگترین مدعیان سازنده انواع ویولن (خانواده ویولون) در سده 17 و 18 میلادی در کرمونای ایتالیاست که با سازندگان بزرگی همچون گروههای سازندگان آماتی Amati و استرادیواری Stradivari قیاس شده اند.

آندرا گوارنری Andrea Guarneri (دسامبر 1626-1698) از سال 1641 تا 1646 در کارگاه نیکولو آماتی Nicolo Amati مشغول کارآموزی شد و طی سالهای 1650 تا 1654 به ساخت ویولن برای آماتی پرداخت.

نخستین سازهای دست ساز او عموما بر اساس الگوی معروف آماتی ساخته شد اما وی تلاش کرد تا به کیفیت بالا و ممتاز سازهای شخصی آماتی دست یابد. آندرا گوارنری (Andrea Guarneri) ویولاهایی نفیس و ستودنی ساخت که یکی از آنها توسط ویلیام پریمرز (William Primrose) استفاده شد و به شهرت رسید.

از میان فرزندان آندرا دو تن از پسرانش حرفه پدر را ادامه دادند:
پیترو جیووانی گوارنری Pietro Giovanni Guarneri (فوریه 1655-مارس 1720) که پیتروی مانتوا Pietro da Mantova نامیده می شد (تا از برادر زاده اش پیترو گوارنری تمییز داده شود).

او از سال 1670 تا زمان ازدواجش در سال 1677 در کارگاه پدرش فعالیت کرده و پس از آن تا سال 1683 در کارگاه شخصی خود در مانتوا (Mantua) به عنوان نوازنده و سازنده ویولن مشغول کار شده است.

سازهای ساخت او عموما بهتر و نفیس تر از آلات دست ساز پدرش بود اما بدلیل دو شغله بودن وی، تعداد این سازها محدود بوده و به وفور ساخته و تولید نشد. جوزف زیگتی (Joseph Szigeti) نوازنده بزرگ ویولون یکی از بهترین این سازها را در دست داشته است.

جوزپه جیووانی باتیستا گوارنری Giuseppe Giovanni Battista Guarneri (نوامبر 1666-1739 یا 1740) فرزند کوچکتر آندرا و معروف به فیلیوس آندرا (filius Andreae) که در کارگاه پدرش در کرمونا مشغول به کار شد و در سال 1698 وارث کارگاه پدر گردید. اگرچه او برای رقابت با استرادیواری (Stradivari)٬ یگانه رقیب با نفوذ و تاثیرگذار دوران حرفه ای اش پیاپی تلاش کرد٬ لیکن در میان سازندگان بزرگ ویلن٬ مشهور و شناخته شده بود. از حدود سال 1715 پسرانش و احتمالا کارلو برگنزی (Carlo Bergonzi) به او ملحق شده و همکاری با وی را آغاز نمودند.

جوزپه جیووانی باتیستا پدر دو سازنده بعدی سازهای زهی بود:
پیترو گوارنری Pietro Guarneri (آوریل 1695- آوریل 1762) معروف به پیترو ونیزی Pietro da Venezia که از زندگی در خانه پدری ناخورسند بود٬ در سال 1718 کرمونا را به قصد یافتن مکانی آرام و مطبوع ترک گفت و سرانجام در ونیز مستقر شد. او در ونیز تکنیک های کرمونا را که از پدرش آموخته بود با متد ونیز که طی کار با مونتانانا (Domenico Montagnana) و تونونی (Carlo Annibale Tononi) یاد گرفت٬ در هم آمیخت و در سال 1730 نخستین برچسب اریجینال خود را از ونیز به جامعه هنرمندان معرفی کرد. آلات موسیقی ساخت او نیز همچون سازهای پدر و عمویش٬ بسیار نادر٬ متمایز و نفیس هستند. یکی از ویلنسل های ساخت وی توسط بئاتریس هریسون (Beatrice Harrison) مورد استفاده قرار گرفته است.


لیبل یکی از ویولون های گوانری بارتولومئو جوزپه گوارنری (عیسی) Bartolomeo Giuseppe Guarneri (آگوست 1698- اکتبر 1744) معروف به جوزف که بزرگترین سازنده ویولن لاین آماتی نامیده شده است. او با نام عیسی نیز شناخته شده است چراکه برچسب های او همیشه شامل کاراکترهای I.H.S. Iota-Eta-Sigma٬ سه حرف اول نام عیسی در زبان یونانی و صلیبی رومی بوده است.
http://www.harmonytalk.com/music/s2/wererieni.wav

   سازهای ساخت وی به میزان وسیعی از تکنیک های سنتی خانوادگی او فاصله گرفت و روش های منحصر به فرد خود او جایگزین آن شد و رتبه دوم کیفیت را پس از استرادیواری که در نوع خود بی نظیر بوده٬ کسب نمود. ساز مورد علاقه و محبوب نوازنده مشهور ویلن نیکولو پاگانینی (Niccolò Paganini) ویلن دو کانونه گوارنری Il Cannone Guarnerius بود که در سال 1743 توسط عیسی گوارنری ساخته شد.
همچنین ویلن "لرد ویلتون" Lord Wilton که در سال 1742 ساخته شد توسط یهودی منوهین (Yehudi Menuhin) و دیگر نوازندگان قرن بیستم سازهای عیسی همچون آرتور گرومیاکس (Arthur Grumiaux) ٬ یاشا هایفتز (Jascha Heifetz)٬ ایزاک ایشترن (Isaac Stern) و هنریک شرینگ (Henryk Szeryng) نواخته شد.

این امکان وجود دارد که تاریخچه خانواده گوارنری اندکی نامعتبر باشد. به گفته منبعی موثق٬ جوزپه عیسی و پیتروی ونیزی ممکن است پسرعمو بوده و برادر نباشند و همچنین این احتمال وجود دارد که پیتروی ونیز فرزند پیتروی مونتانا باشد!

en.wikipedia.org



Copyright (c) 2006 Harmony Talk, all rights reserved
ادامه
99
    دیوید اویستراخ , david_oistrakh
    درسی از استاد ایوان گالامیان
     

    Ivan Alexander Galamian 1903-1981
    در مطالب قبلی به اختصار به این موضوع پرداختیم که داشتن علم ادیت برای هر نوازنده اهمیت بالایی دارد که حتی میتوان گفت، نیاز آن برای نوازنده به اندازه داشتن تکنیک روی ساز است. نوازندگان زیادی هستند که به دلیل عدم شناخت روی ادیت ساز خود، اجراهایی بی احساس را به نمایش میگذارند و حتی گاهی مشکلات تکنیکی پیدا می کنند.

      اگر شما نت الکترونیکی (Midi) یک قطعه موسیقی را با صدای طبیعی همان ساز (سمپل) توسط کامپیوتر به اجرا بگذارید و همان قطعه را با ساز یک نوازنده ادیت دان بشنوید، متوجه تفاوت فاحش این دو اجرا می شوید.

      نوازندگان ایرانی در سازهای مختلف و (این اواخر در سازهای ایرانی) از داشتن سواد ادیت محرومند و به همین دلیل است که میبینیم مثلا یک نوازنده تار، چندین CD وارد بازار موسیقی کرده ولی کوچکترین دانشی از ادیت ندارد.

    در موسیقی کلاسیک غربی همه اجزاء موسیقی بصورت تخصصی مورد بحث قرار گرفته و حتی موسیقیدانانی هستند که متخصص فن ادیت یا تدریس سازی هستند. در تاریخ ساز ویولون (که مشکلترین ادیت را بین تمامی سازها دارد) به نامی برمیخوریم که به عنوان بزرگترین استاد ادیت و همتراز با معلم بزرگ ویولون دورتی دیلی شناخته می شود؛ او ایوان گالامیان استاد دانشگاه جولیارد است. (لازم به ذکر است که خانم دیلی دستیار گالامیان در تدریس ویولون بوده است!)


    ایوان گالایان آثار بسیاری را ادیت کرد
    گالامیان در سال 1903 در تبریز متولد شد. پس از آنکه خانواده او به روسیه مهاجرت کردند، از سال 1916 زیر نظر کنستانتین موستراس (Konstantin Mostras) که خود شاگرد استاد عالیقدر ویولون لئوپولد آور (Leopold Auer) بود، به مدت 6 سال تحصیل کرد.

    پس از وقوع انقلاب بلشویک، او به پاریس مهاجرت کرد به شاگردی لوسین کاپت (Lucien Capet) در آمد. در سال 1924 اولین اجرای خود را در پاریس به نمایش گذاشت. گالامیان در سال 1937 برای همیشه به آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا تدریس ویولون را در فیلادلفیا و نیویورک ادامه داد.

    گالامیان به بالاترین کرسی استادی ویولون در دانشگاه جولیارد دست یافت و در همین مدت، به نگارش دو کتاب متودیک ویولن و یک "اصول نوازندگی و آموزش ویلن"( Principles of Violin Playing and Teaching) در سال 1962 و "آموزش معاصر ویولون" (Contemporary Violin Technique) در سال 1962دست زد.

    او در آمریکا همراه با دوستانش برنامه تابستانی Meadowmount را برگذار کرد. گالامیان شاگردان بی شماری تربیت کرد که مشهور ترین آنها ایزاک پرلمن(Itzhak Perlman)، مخائیل رابین(Michael Rabin)، اریک فریدمن (Erick Friedman) و پینچاس زوکرمن (Pinchas Zuckerman) هستند.

    ایوان گالامیان در طول 78 سال زندگی، بسیاری از قطعات ویولون را ادیت کرد که هنوز مورد استفاده نوازندگان این ساز قرار می گیرد. پس از مرگ گالامیان همسر او در سال 1990 کلکسیون شخصی او را به کتابخانه دانشگاه موسیقی میشیگان بخشید.


    ایوان گالامیان به جز یکشنبه ها، در طول روز 9 ساعت به تدریس ویولون مشغول بود و هیچگاه به عنوان یک نوازنده ویولون مشهور نبوده بلکه یک استاد واقعی ادیت و ویولون بوده است. این موضوع سطح حرفه ای تدریس ویولون را به ما گوشزد می کند. مسئله ای که در ایران سالهاست به فراموشی سپرده شده است.

    با وجود اینکه نزدیک به 30 سال از اجرا های هنرمندان چیره دست ایرانی و غیر ایرانی ویولون، در ایران می گذرد ولی چنان مخاطبان موسیقی با این هنر غریبه شده اند که نوازنده ای میتواند(در تالار وحدت) موومان سوم کنسرتو ویولون بتهوون را در پوزسیون یک بنوازد و کسی خم به ابرو نیاورد! (اگرچه در این دوره، اجرای هر کنسرتویی غنیمتی است که-در نبود نوازندگان خارجی- بدون وجود همین مجریان داخلی غیر ممکن است)

    چه نیکوست که هموطنان گالامیان، معلم ممتاز ویولون-که شهرتش را مدیون داشتن علم ادیت بود- این شخصیت برجسته را سرلوحه خود قرار داده و به راحتی از کنار ادیت که در واقع همان شناخت و اجرای حس و بیان صحیح قطعه است نگذرند.
    ادامه
      دیوید اویستراخ , david_oistrakh
      ویولون 2.7 میلیون دلاری
      2.7 میلیون دلار برای ویولون استراد


      Solomon, Ex-Lambert
       
      روز دوشنبه یک ویولون استرادیواری (Stradivari) متعلق به قرن 18 در حراجی واقع در نیویورک به قیمت 2.7 میلیون دلار فروخته شد. گفته میشود علی رغم اینکه قیمت نهایی دو برابر قیمتی است که توسط حراج براورد شده بود، اما باز این معامله برای خریدار این ویولون معامله ای "شیرین" بوده است.

      یک خریدار ناشناس، این ویویلون دست ساز آنتونیو استرادیواری (Antonio Stradivari) را که "سولومون، لمبرت سابق" (Solomon, Ex-Lambert) نام دارد، به مبلغ 2,728,000 دلار (به علاوه حق العمل) از حراج کریستی خریداری کرده است.

      این ویولون به نام دو تن از آخرین صاحبانش نام گذاری شده است: سیمور سولومون (Seymour Solomon) ویولونیست آماتور و یکی از موسسین کمپانی ضبط صفحه (Vanguard Records) و موری لمبرت (Murray Lambert) انگلیسی، نوازنده حرفه ای ویولون.

      انتظار میرفت این ساز که از دست سازهای دوران "پختگی" استاد استرادیواری محسوب میشود، به قیمت 1 تا 1.5 میلیون دلار به فروش برسد. به گفته نماینده خریدار " معامله ای شیرین بود. این ساز بسیار بیشتر از این ارزش دارد."

      در سال 2006، فروش یکی دیگر از ویولونهای استرادیواری به نام همر (The Hammer) به قیمت 3.5 میلیون دلار به فروش رسید و رکورد جدیدی در قیمت پرداخته شده برای یک ساز برجا گذاشت.

      بنا به براورد کارشناسان و تاریخ نگاران، استرادیواری و پسرانش تا زمان مرگ استاد در سال 1737 در حدود یک هزار ساز زهی - از جمله ویولون، هارپ، گیتار و ویولون سل - در کارگاه واقع در کرمونا (Cremona) ایتالیا، ساختند. از این تعداد در حدود 700 ساز اصیل استرادیواری باقی مانده است که حدود 512 عدد از آنها ویولون است. سازهای باقیمانده حتی پس از 250 سال از زمان ساخته شدنشان، هنوز استاندارد طلایی در تولید ساز به شمار میروند.



      EMI
      کمپانی موسیقی EMI و فروش اینترنتی موسیقی
      این هفته با اقدام EMI دوره جدیدی از موسیقی آنلاین آغاز شد. این کمپانی، اولین تولید کننده عمده موسیقی است که ترانه های خود را بدون وجود کدهای مخفی که موجب محدودیت استفاده میشوند، در اینترنت عرضه میکند.

      کمپانی EMI در این حرکت، به مشتریان خود امکان میدهد تا با پرداخت مبلغ بیشتر، ترانه هایی با کیفیت بهتر و بدون نرم افزاری که کپی یا شنیدن ترانه را در دستگاههایی چون آی پاد iPod محدود کند، دانلود کنند. به گفته این کمپانی، برقرار کردن محدودیت در فروش دیجیتالی آن هم برای مخاطبینی که همواره CD یا کاست خود را بدون هیچ محدودیتی شنیده اند، کاری اشتباه است.

      کمپانی اپل Apple و EMI Records در یک کنفرانس مشترک که روز دوم آوریل در لندن برگذار شد اعلام کردند کهEMI ترانه های خود را از طریق فروشگاههای iTunes به فروش خواهد رساند.

      این تصمیم به این معناست که مجموعه عظیم موسیقی EMI با کیفیتی نزدیک به کیفیت CD در دسترس بوده و بر روی هر دستگاه پخشی قابل اجرا خواهد بود. قیمت هر ترانه 2.27 دلار است که 55 سنت از ترانه های iTunes گرانتر است.

      کمپانی EMI که با توجه به دانلودها و کپیهای غیرمجاز به شدت ضرر کرده و در خطر خریده شدن توسط کمپانی وارند بود، از این راه میتواند مجددا بازار موسیقی خود را در دست بگیرد. به گفته اریک نیکولی Eric Nicoli، مدیر اجرایی EMI :

      "ما اعتقاد داریم که ارایه فرصتی به مصرف کنندگان که آنها را قادر به خرید موسیقی با کیفیت بالاتر و شنیدن آن در هر وسیله یا برنامه کامپیوتری میسازد، فروش موسیقی دیجیتال را افزایش خواهد داد."

      موسیقی EMI بلافاصله پس از این اعلام، در اینترنت قرار گرفته و در دسترس است.

      www.nzherald.co.nz
      www.cbc.ca







       Copyright (c) 2006 Harmony Talk, all rights reserved
      ادامه
        دیوید اویستراخ , david_oistrakh
        Paganini
        نیكولا پاگانینى در سال 1782 در شهر جنوا كشور ایتالیا دیده بر جهان گشود و یادگار غیرقابل انكارى از خود نه تنها در موسیقى ابزارى بلكه بر زندگى اجتماعى آغاز قرن نوزدهم بر جاى گذاشت. او در حقیقت بیان خالصانه اى از تركیب نبوغ یك نوع ناسازگارى یا آئین كلیسا بود. هوش سرشار وى از سنین دوردست كودكى و شباهت تاریخى وى از این نقطه نظر با «موتسارت» موجب شد كه بسیار زود موانع را یكى پس از دیگرى از سراسر پایتخت هاى اروپا پشت سر نهد. و نه تنها به صورت اجراكننده استثنایى بلكه به صورت آهنگساز ماهرى درآمد و به آرمان هاى رویایى دست یافت و سراپاى وجودش به هنرمند و انسان تمام عیارى مبدل شد.

        زندگى پاگانینى در حقیقت در شخصیت، بدن نحیف، تكیده و استخوانى او همراه با دربه درى خلاصه مى شد كه به طور مادرزادى موجب همه حوادث مرگبارى شد كه بر سر او مى ریخت.به ویژه در اواخر عمر كه شهرت عالمگیر او به اوج خود رسیده بود و وضعیت او را تثبیت كرد به پاگانینى این امكان را داد كه زندگى سرشار از آرامشى را دنبال كند. ناتوانى او در بازسازى خویش اصولاً از پركارى مستمر وى نشأت مى گیرد. با غرور، فزون خواهى و عزت نفس ذاتى خویش همواره درصدد ارتقاى خود مى كوشید و واقف بود كه مى تواند مدارج ترقى را طى كند و در هر اجراى موسیقى اعجاب و تحسین همگان را برمى انگیخت.

        ممكن بود یك یا دو یا حتى سه سیم ویولن وى پاره شود اما او در شرایط بسیار حساس و دشوار به نواختن آرشه روى تك سیم باقى مانده ادامه مى داد. او در سال 1832 تعداد 65 كنسرت را در 30 شهر اروپایى فقط طى سه ماه رهبرى كرد. این تلاش و كنكاش خارق العاده در سال هاى پایانى زندگى بر او فشار مى آورد و دوره هایى از خاموشى را تجربه مى كرد. به خاطر آنكه تندرستى خود را به دست آورد مانند غریقى دست به هر تخته سنگى مى انداخت. تظاهرات مرگبارى از بیمارى ها بر وجود این هنرمند بزرگ سایه افكند و سال هاى واپسین عمر او را چون شرنگ بركام وى تلخ مى ساخت.

        مشكل شدیدى از گرفتگى صدا كه مانع محاوره او مى شد، به وجود آمد.هكتور برلیوز آهنگساز شهیر در خاطرات خود در دیدارى كه با پاگانینى در دسامبر 1838 داشته است چنین نقل قول مى كند: به علت این اختلال حنجره بود كه صداى خود را به طور كامل از دست داد و تنها فرزندش قادر بود صدایش را بشنود یا گفتار او را حدس بزند و سپس تفسیر كند. آشیل تنها پسر مشروع و قانونى وى كه در آن زمان سیزده سال داشت گوش خود را مقابل دهان پدرش مى گرفت و نقش یك بازگوكننده را ایفا مى كرد. این وضعیت نابسامان تا زمان مرگ آن هنرمند بزرگ كه در پانزدهم ماه مه 1840 به وقوع پیوست ادامه داشت.

        به علت فقدان توانایى در بیان صوتى براى پاگانینى اعتراف پیش از مرگ میسر نبود. تفتیش كنندگان كلیسایى این واقعه را از نظر دور مى دارند و برشایعاتى تكیه مى كنند كه در رفتار او تاثیر داشته است كه تصور مى شد غیرواقعى و مجازى باشد و خصوصیاتى كه باید بر تابوت او نگاشته مى شد و این مهم تا سال ها بعد به تعویق افتاد. در ارتباط با علل گرفتگى بسیار شدید صدا دو فرضیه در مقاطع گوناگون زمانى قوت گرفت: نخست اینكه این ضایعات حنجره ناشى از سیفلیس بود. دیگر اینكه ضایعه او از سل نشأت مى گرفت.

        با این وصف هیچ كدام از این فرضیه ها توسط منابع معتبرى ثابت نشده است. ظن اینكه پاگانینى از بیمارى سیفلیس رنج مى برد نخستین بار توسط پزشكان پراگ در سال 1828 تقویت یافت و انگیزه آن بروز ضایعه استئیت نكروزان فك بود كه پاگانینى را به عمل جراحى سوق داد. این فرضیه توسط دكتر ماژندى كه تشخیص تنگى راست روده را در سال 1835 در او گذاشته بود و توسط دكتر گیلاومه در 1839 كه ضایعه زخمى دهنده كام نرم را به طور موفقیت آمیزى درمان كرد، قوت بیشترى پیدا كرد. اما عدم پیشرفت موضعى ضایعات و نه فقدان وجود نشانه هاى بالینى دال بر شروع موضعى مرحله سوم سیفلیس نتوانست بر این تشخیص مهر تائید بگذارد.

        بنابراین عاقلانه نخواهد بود كه بدون وجود معیارهاى تشخیصى اختلال حنجره را به این بیمار نسبت دهیم و در عوض تشخیص لارنژیت سلى به نظر مى رسد منطقى تر باشد. در اغلب زندگینامه ها این موضوع تكرار شده و از منابع معتبر تائید شده است كه تب و سرفه سال هاى متمادى بیمار را رنج مى داده است، نیز مراحلى از بروز خلط خونى شدید در سال هاى 1833 و 1840 مشاهده شده اند. فزون تر از آن پاگانینى طى نامه اى در سال 1832 به دوست خود نوشته بود و اذعان كرده بود كه از بیمارى سینه رنج مى برد و تشخیص سل ریوى در سال هاى 1836 و 1837 توسط پزشكان معالج او مثل بوردا (Borda) از پاویا و اسپیتزر (Spitzer) از مارسى تائید شده اند.اخیراً فرضیه تازه اى ارائه شده كه كوشش مى كند گرفتگى صداى این ویولن نواز شهیر را توجیه كند. معلوم شده است فلج عصب راجعه در اثر اتساع غیرطبیعى قوس آئورت پیش مى آید كه اغلب از تغییرات قلبى و عروقى به ویژه در آئورت در بیماران سندرم مارفان ناشى مى شود. سندرم مارفان در شكل و حالت و تحرك دست «پاگانینى» مشهود بود و همین مشكل در نواختن هنرمندانه آهنگ به پاگانینى كمك شایانى مى كرد. در حقیقت خصوصیات مشخص این موقعیت مرضى (بدن نازك و كشیده به ویژه بازوان و دست هاى دراز و غیرطبیعى) و دور از مفصل بندى به طور كامل با مشخصات قامت نیكولا پاگانینى مطابقت داشت. پزشك پاریسى فرانسیسكو بناتى متخصص معروف بیمارى هاى حنجره كه روى صداى آوازه خوانان تحقیق مى كرد وقتى كه بیمار را معاینه كرد و نرمى و سستى قابل ملاحظه در لیگمان هاى حنجره را به آن صورت كه در قابلیت حركت غیرعادى مفاصل مچ و بندهاى انگشت ویولن نواز بزرگ جنوا (Geneva) وجود داشت مشاهده كرد. آمریكن اسكونفلد اولین شخصى بود كه این فرضیه را دایر بر آنكه پاگانینى به نشانگان مارفان گرفتار بود در سال 1896 شرح داد. فرضیه مزبور توسط سایر دانشمندان همچون پائولومانترو در سال 1994 و جیووانى بریگاتو در سال 2003 براساس یافته هایى چون گرفتگى صدا با دوره هاى تكرارشونده در اثر اتساع آئورت تقویت یافت حتى اگر این اختلال شدید بتواند مورد قضاوت قرار گیرد.بدون تردید نرمى لیگمان ها و مفصل بندى در این نشانگان نه تنها عوامل بازدارنده اى در كاربرد هنرمندانه آلات موسیقى بود بلكه خود امتیاز بالقوه و كمكى موثر در بروز قریحه و استعداد هنرى پاگانینى به شمار مى آمد.

        منبع: شرق
        جى اسپاراتى. فى. فیلزاتى
        ترجمه: عبدالحمید حسین نی
        http://www.ahangsara.com/mag/index.php?option=com_content&task=view&id=633&Itemid=29
        ادامه
          دیوید اویستراخ , david_oistrakh
          اصول نوازندگی ویولن(II)
          الگوی شماره1/2:


          شکل طبیعی و صحیح قرار گیری دست چپ روی گریف

          - نکات مربوط به دست چپ:
          1/1/2- چرخش دست:
          دست انسان به شکل طبیعی درحالت ایستاده، به فرمی قرار می گیرد که کف دست ها به موازات بدن می باشد.

          حال از آنجا که برای نواختن این ساز، لازم است تا کف دست و انگشتان نوازنده به سمت تخته انگشت گذاری( گریف ) متمایل گردد، بنابراین بایستی نوازنده دستش را در حین بالا آوردن ، به سمت گریف بچرخاند.

          2/1/2- محل قرارگیری دست بر روی گریف:
          در حالت معمول موقعیت قرارگیری دست نوازنده بر روی دسته ساز ، منطبق با پوزیسیون اول دست چپ است که در این حالت لازم است تا شست در کناره دسته، روبروی نقطه تماس انگشت اول با گریف قرار گرفته و بهتر است تا با آن هم راستا بوده و جلوتر و یا عقب تر از آن نباشد.

          تذکر-1:
          نقطه تماس انگشت اول با گریف در مورد فوق، به فاصله یک پرده کامل از شیطانک فرض شده است و منظور قرار گیری انگشت اول در حالت به عقب کشیده شده با فاصله نیم پرده از شیطانک نیست.

          برای آنکه دست چپ نوازنده در موقعیت پوزیسیون اول قرار گیرد، لازم است تا او علاوه بر آنکه دستش را در هنگام بالا آوردن از ناحیه آرنج خم می کند، بازوی چپش را نیز کمی نسبت به تنه جلو آورد که نشانه آن، همان جلوتر رفتن آرنج نسبت به بدن نوازنده است. ( در این حالت بازو به سمت بالا حرکت می کند.) انجام این امر باعث می شود که اولا کف دست نسبت به بدن نوازنده فاصله گرفته، جلوتر رفته و بتواند در پوزیسیون اول مستقر شود و ثانیا ساز و دسته آن امتدادی افقی با زمین پیدا کند.( رجوع به بند شماره 2/1/1)

          شیوه اشتباه در شکستگی مچ به داخل

          تذکر-2:
          نکته مهمی که در اینجا باید دقت داشت آن است که نیازی نیست که نوازنده برای حرکت دادن بازوی چپ، شانه چپ خود را نیز به سمت جلو حرکت دهد و بازو را به همراه شانه، به اصطلاح" به راه " اندازد. بعضی نیز به اشتباه در هنگام دست گیری ساز برای متمایل ساختن ویولون به سمت داخل قفسه سینه، شانه چپ خود را به سمت راست چرخانده و در واقع شانه را به سمت داخل قفسه سینه متمایل می کنند که اتخاذ هر دو این حالات اشتباه بوده و درهر دو این حالات شانه چپ از امتداد گردن و شانه راست خارج می گردد.


          شیوه اشتباه در پیچش مچ به سمت راست
          در واقع برای فهم بهتر موضوع باید به "نقش مفصلی" شانه توجه نمود. مفصل شانه، انجام حرکات چرخشی و جابجایی بازو را بدون به حرکت در آوردن ناحیه کلی شانه و بخشی از ناحیه سمت چپ قفسه سینه امکان پذیر می سازد.

          3/1/2- مچ:
          همانطور که مچ دست در حالت افتاده طبیعی هم راستا با ساعد قرار دارد، نباید در زمان بالا آوردن دست و گرفتن ساز به منظور انگشت گذاری نیز، مچ به سمت داخل و یا خارج، بشکند و از راستای ساعد خارج گردد ( در حالت اول، به اصطلاح دست به شکل گدایی در آید و در حالت دوم، مچ به صورت بیرون زده شود.) و یا به طرفین متمایل گشته و به سمت چپ یا راست بشکند.

          شیوه اشتباه در شکستگی مچ به خارج


          تذکر-3:
          هم راستایی مچ و ساعد در هنگام نواختن، تنها در پوزیسیون های پایین تر دست چپ، امکان پذیر بوده و لازم است تا نوازنده آنرا به بهترین شکل ممکن، رعایت نماید.

          تذکر-4:
          این هم راستایی در حالت عمومی نواختن مورد نظر است و مچ را گاه می توان برای اجرای با تسلط تر مواردی چون بعضی آکورد های چهارسیمه و یا تریل ها از حالت هم راستایی با ساعد خارج ساخت و به سمت داخل و یا خارج متمایل ساخت.


          شیوه طبیعی و صحیح
          تذکر-5:
          در صورتی که مچ نوازنده به سمت داخل بشکند، جدای از آنکه در هنگام تغییر پوزیسیون دچار مشکل می گردد انگشتانش در هنگام نواختن نیز ممکن است تا با همدیگر درگیر شده و به اصطلاح به یکدیگر گیر کنند. از طرف دیگر نوازنده نمی تواند تا با تسلط بر روی گریف انگشت گذاری نماید.

          تذکر-6:
          در صورتی که مچ به سمت خارج بشکند، نوازنده لازم است تا برای رساندن انگشتان به پرده مورد نظر، آنها را از فرم و شکل عادی انگشت گذاری خود، خارج نماید. از طرف دیگر با توجه به دورتر شدن انگشت های نوازنده از پرده های ساز( به علت بوجود آمدن شکل عقب کشیده انگشتان به واسطه عقب رفتگی مچ )، امکان نرسیدن انگشت ها بر سر پرده ها وجود دارد که باعث می شود تا نوازنده انگشتانش را به اصطلاح " کم " گذاشته و خارج بنوازد. همچنین شکست دائمی مچ به سمت خارج، باعث دردناکی آن ناحیه در دراز مدت می گردد.
           
          علی نوربخش  Copyright (c) 2006 Harmony Talk, all rights reserved
          ادامه