نام کلوب :
اشو زرتشت
مدیر کلوب :
امین میردامادیان (98)
|
مدیران گذشته
تاریخ تاسیس :
28 اسفند 1383
طبقه بندی :
اشخاص و شخصیتها
توضیحات کلوب :
یهوه و تاری و الله و اهورا مزدا__ای خدا خوانده خود آ زینهمه مقصود تویی__من تو را نیز به هر نام که خو
یهوه و تاری و الله و اهورا مزدا__ای خدا خوانده خود آ زینهمه مقصود تویی__من تو را نیز به هر نام که خواهم خوانم__ور زیانم رسد از دهر چه غم سود تویی:::::: افتخار به گذشته باشکوه ایران اگر در راستای حرکت و نوآفرینی نباشد جز توهم و خیال چیز دیگری در پی نخواهد داشت.ما هر چیزی را که به این گذشته منسوب باشد بدون سنجش و با تقلید کورکورانه نخواهیم پذیرفت و اگر کسی با منطق و استدلال، نادرستی باوری را به ما ثابت کند به آسانی از آن دست خواهیم کشید.نیاکان ما بسیار بیشتر از آنچه امروز تصور می شود در شکل گیری فرهنگ و تمدن بشری نقش داشته اند و زنده نگاه داشتن اندیشه های آنان خدمتیست به تمامی انسانها،نه به گروه و نژادی خاص.
تعالیم حکیم بزرگ، زردشت بسیار برتر از آیین کلیشه ای و حکومتی موبدان ساسانی است. مبنای اعتقادی زردشت یکتاگرایانه است و با دوگرایی مغان پیش از وی و همچنین دیدگاههای التقاطی پس از وی تفاوتی بنیادین دارد.با نظر به آموزه های اصلی و آرمانهای والای این اندیشمند بزرگ و در نظر گرفتن زمان این ابرمرد کهن می توان شخصیت راستین او را از میان زردشتان متعدد و گاه افسانه ای تاریخ بازشناخت. آنچه در متون یونانی و عربی درباره وی نقل شده در برخی موارد بی اساس و نادرست است. پاره ای از آثار پسین نویسندگان غرب نیز بیشتر به رمانهای خیال انگیز می ماند تا تاریخ مستند و قابل دفاع. نباید فراموش کرد که زردشت در زمانی انسان را به یگانگی خواند که خدایان بیشماری در پهنه گیتی پرستش می شدند و به گفته بزرگترین شرق شناسان و ایران شناسان باید ظهور زردشت را غروب این خدایان خواند. هویت واقعی این بزرگ مرد تاریخ ایران و جهان بسیار فراتر از یک مغ اسرارآمیز، یک شمن افسانه ای و یک ستاره شناس پیشگوست. زردشت حکیمی عارف بود که به مدد خرد ناب و شهود اشراقی به سرچشمه حقیقت دست یافت. حال هر کس می خواهد او را پیامبر بنامد یا مصلحی دگر اندیش. وی پیش از هر چیز آموزگار خرد است و کسیست که انسان را به پیروی از ارته و اشه فرا می خواند.خدای یگانه زردشت را نباید چون خدای قهار غالب دینداران به خاطر ترس از دوزخ و امید به بهشت آسمانی پرستید.[ قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند__ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس (حافظ) ]انسان با انتخاب راستی و حقیقت در همین دنیا نیز به بهشت دست خواهد یافت و به قول نیچه سرانجام شایسته زیستن بر زمین با عنوان ابرانسان خواهد شد.رابطه این ابرانسان با خدای بی همتای زردشت رابطه ای عارفانه و اشراقیست و در پرتو این مهر است که در خرابات مغان به رستگاری جاودانه می رسند[در خرابات مغان نور خدا می بینم (حافظ)] پیام تمامی پیامبران و مصلحان تاریخ از زردشت و سقراط و بودا گرفته تا مسیح و محمد و علی ، چیزی نیست جز « دین و داد و خرد ». هر سه با هم و در کنار هم . آنچه بسیاری از داعیان دین و دیانت و مبلغین ایسم ها و مکتبها به انسان عرضه کرده اند جز پراکندگی و نفاق برای بشر سرخورده و سرگردان چیز دیگری در پی نداشته است.[ این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظریست ] . بیایید ورای تعصب ها و شدت ها به آن حقیقت واحد بیندیشیم . . .
دوش رفتم به خرابات مرا راه نبود_می زدم ناله و فریاد کس از من نشنود__یا نبد هیچکس از باده فروشان بیدار_یا که من هیچ کسم، هیچ کسم در نگشود__پاسی از شب بگذشت ، بیشترک یا کمتر_رندی از غرفه برون کرد سر و رخ بنمود__گفت : خیر است ، در این وقت که را می خواهی؟_بی محل آمدنت در بر ما بهر چه بود؟__گفتمش : در بگشا گفت : برو هرزه مگوی_کاندرین وقت کسی بهر کسی در نگشود__این نه مسجد که به هر لحظه درش بگشایند_که تو دیر آیی و اندر صف پیش استی زود__این خرابات مغان است، در او رندان اند_شاهد و شمع و شراب و شکر و نای و سرود__هر چه در جمله آفاق درین جا حاضر_مؤمن و برهمن و گبر و نصارا و یهود__گر تو خواهی که دم از صحبت ایشان بزنی_خاک پای همه شو تا که بیابی مقصود .
|
( 44 راي
،
219 امتیاز )
|
|
امتياز
:
|
|
|
|