وقت زیادى باقى نمانده است! آخر همین هفته! یا اوایل هفته دیگر است كه صدها هزار جوان به همراه خیلى از پدر و مادرها پاى صفحه اینترنت به دنبال عددى مى گردند... عددى كه دعادعا مى كنند از بیشترین عدد توى ذهن آنها بیشتر نباشد. عددى كه آنها را یك پله به آرزوهایشان نزدیك تر مى كند یا شاید هم به آرزو و آمال پدر و مادرهایشان و یا شاید اصلاً این عدد، عدد آرزو نیست، هدف نیست و تنها ادامه راهى است كه همیشه یاد گرفته اند بدون لحظه اى مكث و فكركردن بروند، اما هیچوقت نفهمیده اند چرا، راهى و مسیرى كه ادامه ۱۲ سال پشت نیمكت نشستن و توفیق اجبارى پیداكردن براى خواندن درس هایى مثل حساب، فارسى، شیمى، فیزیك و فلسفه بوده است.
آخر همین هفته! آره آخر همین هفته است كه صدها هزار دختر و پسر عددى را براى همیشه در برگه خاطرات زندگى شان ثبت مى كنند. عددى كه بخواهى و یا نخواهى براى همیشه یادمان مى ماند. عددى كه مهم نیست، اما مهم است!
مداد مشكى روى زمین مى چرخید و پسر مثل درختى با شاخه هاى خشكیده روى زمین افتاده بود. داوطلب عزیز از استرس كنكور راهى بیمارستان مى شود و وقتى چشمانش را بازمى كند باورش نمى شود ۲۴ ساعت از روزى كه یك سال براى آمدنش دراتاق پر از كتاب حبس بوده، گذشته است.****
باوركردنى نیست از سد تن هاى كنكورى گذشتن - سدى كه دعا مى كنیم روزى بیدار شویم و نباشد - و بعد از گذر از این سد انسانى و گذشتن از در دانشگاهى كه آرزوى آن را داشته ایم از جزوه نویسى خسته شدن، راه را اشتباه یافتن و غایب همیشگى كلاس هاى درسى شدن... حذف شدن... مشروط شدن و به سد كنكوریها خندیدن!
به تمام علامت سؤال ها و باورنكردنى ها این را هم اضافه كنید كه هرسال صدها هزار نفر به دانشگاههاى مختلف دولتى، غیرانتفاعى، آزاد و از راه دور راه مى یابند و بسیارى از آنها نادانسته تنها دنبال كسب تأییدى از طرف مدرسه، خانواده و جامعه هستند.تأییدى كه فكرمى كنند باید به دست آورند تا مبادا ممتاز و باهوش بودن آنها به شك و تردید بیفتد..؟!!!!!------(تهیه شده توسط خسته ای گمنام)---