userinfo close
  ,

نهج البلاغه


yaalijanclub

تاسیس: 4 فروردین 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: حورا سادات منتظر - معاونان
..{هو البكاء فی المحراب لیلا هو الضحاك اذا اشتد الضراب} اوست كه در محراب عبادت ، بسیار گریان و در ادامه »
..{هو البكاء فی المحراب لیلا
هو الضحاك اذا اشتد الضراب}
اوست كه در محراب عبادت ، بسیار گریان و در میدان نبرد ، بسیار
خندان است
 

369 عضو

  • بهار باران , bahar_8360
  • سیاوش ضدماسون , antizeo
  • باران شکری , baran_shokri
  • لبیک یا خامنه ای  , hamidreza1389
  • ابوالقاسم  کارگر , aboolghasem
  • طلا طلا , talajoonam
  • بانو ایران , blm
  • عرفان اسماعیلی , erfan_esmaili
  • ساره ا , pretty_paiso
  • حمید رضوی , hamid_72
  • طوتیا ایرانی , t_otiya
  • عدنان فرتاش , boy_owl

کلوبهای مشابه

  ,
فصل انتظار
آید آن روز كه در باز كنی پرده گشایی تا به خاك قدمت جان و سر خویش ببازیم
  ,
مردها نسل برتر
ما مردها نسل برتر هستیم. چندهزار سال تاریخ بشری و این همه زور زدن زنها برای مساوی شدن با مردها، خود دلیل بارز این برتری است...البته همیشه و همه جا استثنا وجود دارد و هیچ کس منکر وجود زنهای بزرگ در تاریخ نیست...
  ,
صحن جمهوری امام رضا(ع)
هر کسی توی حرم آقا دلش یه جایی آروم می گیره.اگه همیشه برای آروم شدنتون به صحن جمهوری پناه می برین پس زود اینجا عضو بشین.
  ,
زرتشیان ایران وجهان
تنها هم کیشان وهم وندان که اصالتن زرتشتی هستند با تایید می توانند عضو شوند
  ,
جادوی زندگی
خدا هر روز مرا غافلگیر می كند, هر صبح كه چشم باز میكنم روز تازه ایست ,این یك جور چشم بندیست ,كه فقط خداوند آن را بلد است ,پشت همه درختها یك نفر هست ,پشت همه پنجره ها كسی است ,توی همی سیبها یك نفر زندگی می كند ,كافیست سرك بكشی ,و با خدا قائم باشك بازی كنی .
  ,
یقظه و بیداری
بررسی راههای بیداری از خواب غفلت و حركت بسوی معنویات و ملكوت

تبلیغات

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها پاسخها بروز رسانی
0
90/5/11 (03:23)
3
90/4/4 (15:30)
7
90/3/20 (12:42)
10
90/1/26 (17:10)
0
89/8/4 (11:25)
3
89/3/10 (20:16)
0
88/12/17 (10:57)
2
88/12/7 (18:00)
0
88/11/29 (18:34)
6
88/10/20 (04:46)
1
88/9/23 (10:16)
1
88/6/19 (15:56)
12
88/6/6 (06:43)
149
88/1/17 (23:30)
3
87/9/24 (07:57)
0
87/9/20 (00:36)
0
87/9/9 (06:59)
0
87/8/6 (15:40)
1
87/4/7 (06:17)
0
87/1/27 (10:50)
من از بچگی چادری بودم اما هیچوقت اجباری برای پوشش چادر نداشتم.چادر نازنینم رو تا پیش دانشگاهی به سر داشتم اما رسید موقع کنکور و درس و کلاس کنکور که از خونه ما خیلی دور بود باید با اتوبوسهای بسیار شلوغ تو گرما میرفتم و میومدم. این شد که تصمیم گرفتم چادر سر نکنم ... زمانی که چادرم رو برداشتم با اینکه
5 ساعت پیش
توی یک خانواده مذهبی بزرگ شده بودم که اصلا انگار وجود من برای این خانواده یه وصله ناجور بود! با هر زوری مخالفت می کردم و همیشه حرف حرف خودم بود ... با مادرم که میخواستم برم بیرون، دیگه وقتی خیلی خسته می شد و از دستم عصبانی بود، می گفت: تا وقتی موهات بیرونه،با من راه نیا،با من صحبت نکن! ... من همیشه
4 روز پیش
امام جماعت مسجدمون یک انسان فوق العاده خوب و مهربون بودن من خیلی دوسشون داشتم و از سنین قبل از دبستان به عشق گرفتن شکلات بین دو نماز از دستشون با پدرم میرفتم مسجد و یه چادر سفید گل گلی هم به احترام آن مکان مقدس سرم میکرد ... ایشون همیشه به خاطر چادرم مرا تشویق می کردند ... اما یه شب تلخ دقیقا 7مهر ب
5 روز پیش
حدود شش ماهه که چادری شدم، و اما شرح خاطره ام ... همیشه امام زمان برام یه واقعیت دور بود که فقط بر حسب عادت دعای فرج رو می خوندم و اصلا نمی دونستم برای چی دارم دعا می کنم... اسفند ماه سال 89
5 روز پیش
مرا چون تو را دارم نشان هم می دهند ... ولی ... با هم پچ پچ می کنند، با زخم زبان مرا نشانه می گیرند ... ولی ... ولی نمی دانند که دیگر کارساز نیست ... نمی دانند من
1 هفته پیش
پوششم معمولی بود.نمازم رو میخوندم و... آدم بی اعتقادی نبودم اما به حجابم اهمیت نمی دادم میگفتم خدا میبخشه اما...غافل از اینکه خدا همونقدر که بخشنده است حسابرس هم هست ... ما یک خانواده مذهبی هستیم مامانم همیشه به من و خواهرم میگفت یه روزی از اینکه بی حجاب هستین پشیمون میشین ... سال 85 سوم دبیرستان ب
1 هفته پیش
ان الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر ... یکی از بهترین تجارب زندگی ام تحقق همین آیه مبارکه در زندگی ام بود ... روزگاری که مشغول یک زندگی عادی بودم و مانند خیل انسانهای اطرافم مسلمان بودم، نماز می خواندم و روزه می گرفتم اما مجلس عروسی گناه آلود هم می رفتم و موسیقی هم گوش می دادم و ... بعد از
1 هفته پیش
یا حسین! روزهای به نام تو رفتند ، ما همیشه ولی به خوان توییم ، تا که ذلت ز قلب ما دور است، خار چشمان دشمنان توییم *** روزهامان همیشه عاشوراست، شکر! درهای آسمان باز است، باز هم یک شهید و یک معراج ، همه جا غرق بوی پرواز است *** شکر! با دشمن نمی سازیم، شکر! با دوستان تو ماندیم، شکر! هیهات ها ز ذلت را،
1 هفته پیش
بابام گرچه به چادر اهمیت می داد اما چون بدون چادر هم حجابم رو رعایت می كردم چیزی نمی گفت ... اگه اشتباه نکنم سال 83 بود خواهرم رفته بود پابوس امام رئوف، دلم بدجور هوای امام رو كرده بود ... اون سال برنامه كوله پشتی رو می ذاشت و قسمتی از برنامه شون در مورد شهدا بود دقیقا خاطرم نیست فقط یادمه
1 هفته پیش
پس از شهادت چهارمین دانشمند هسته ای شهید مصطفی احمدی روشن ، جمعی از دانشجویان غیور کشورمان با عنوان فرزندان عاشورا کمپین خودجوش دانشجویان ایرانی برای همکاری داوطلبانه با سازمان انرژی اتمی را راه اندازی کرده اند ... عاشقان شهادت به آنها بپیوندید
1 هفته پیش
اون روزها هنوز چادری نشده بودم. هیچ وقت پیش نیامده بود که به خوب و بی‌نقص بودنم شک کنم! ... اما اتفاقی پیش آمد و کوه پوشالی غرور و تصوری رو که از خودم داشتم در مقابل چشمام ویران کرد ... من فقط می‌خواستم "بهتر" باشم. پس 31 شهریور درست شب قبل از شروع سال تحصیلی جدید و در حالی که فرداش عازم مشهد بودم ت
2 هفته پیش
تو دوران دبیرستان و تو ایام فاطمیه توی یه مسجد که خونه ی نمادین حضرت زهرا سلام الله علیها رو درست کرده بودن موضوعی باعث شد به حضرت قول بدم که چادرم رو همیشه هر جای دنیا که باشم مثل یه شی مقدس حفظ کنم ... فضای
2 هفته پیش
حدود یک سال در مورد چادر تحقیق کردم ... می خواستم اگر چادری شدم خیلی محکم چادرم رو حفظ کنم نه اینکه یه روز سرم باشه و روز بعد نه ... تو خانواده ی ما هیچکس چادری نیست برای همین چادر سرکردن برای من خیلی سخت بود اما من چادر رو دوست داشتم ... و وقتی در این تصمیم مصمم شدم که یه نفر ازم پرسید: اگه
2 هفته پیش
کدوم حکایت عاشقانه تره ، از حکایت من و تو؟ .... کدوم دوستی واقعی تره، از دوستی تو با من؟ .... کدوم حکایت وحشتناک تره، از جدایی من از تو؟ .... کدوم حکایت ترسناک تره، از فکر قهر تو با من؟ ..... کدوم شرمندگی بزرگ تره، از غفلت من از تو؟ .... کدوم داغ سنگین تره، از، از دست دادن تو؟ ... کدوم زندگی قشنگ تر
3 هفته پیش
حجة الاسلام قرائتی: من به عنوان معلم قرآن می‌خواهم بگویم در كار فرهنگی چند تا اصل را رعایت كنید. توجه به چند اصل در كار فرهنگی و اجتماعی. یكی اینكه
3 هفته پیش
فکر کنم الان دیگه همه می دونند "باربی" یکی از سلاح های موثر تهاجم فرهنگی استعمار برای کودکانه که فقط یک کاربردش الگوسازی در ناخودآگاه ذهن آنهاست ... دیروز وقتی خاطره ای رو درین باره می خوندم از تدبیر ساده اما موثر یک مادر خردمند و مومن غرق شعف شدم که چطور یک تهدید به نام باربی رو برای فرزند خودش تبد
3 هفته پیش
سلام رفقا... اگه بخوام ماجرای چادری شدنم رو بگم... باید برگردم به قبل ... و اگه بخوام قبل رو بگم باید بچگیم رو براتون تعریف کنم... خب... راستش من تو بچگی از دیوار راست بالا میرفتم( حالا نه که الان نمیرم...) این دیوار راست رو که میگم شوخی نمیکنما ... خونه ما قدیمی و بزرگ بود...ته اطاق پذیرایی یه کمد
3 هفته پیش
همیشه از بی بند و باری بدم می آمد و پوششم نسبتا محجوب بود. در واقع فرق بین چادر و مانتوی محجبه برایم یک سوال بود .. گذشت و گذشت تا سال آخر دانشگاه یک اتفاق مرا به آنجا رساند که باور کنم چادر چیز دیگریست... دوستی با پسری که به ظاهر آدم درست و مورد قبول اطرافیان بود ولی در باطن موجودی
1 ماه پیش
سلام ... بر عکس دختر کوچکم که عاشق چادرش بود، دختر بزرگم تمایلی به چادر سرکردن نداشت البته تا سال اول دبیرستان هم چادری بود اما به خاطر جو دوستان دبیرستانی اش از چادر سر کردن منصرف شد .. با اینکه در خانواده ما کمتر کسی بود که چادری نباشه، من نخواستم بالاجبار به دخترم چادر رو تحمیل کنم. ... چندین بار
1 ماه پیش
دیدید وقتی می گیم پرسپولیسی یا استقلالی منظورمون اینه که شخصی طرفدار این دو تیمه؟ ... یا وقتی می گیم تهرانی یعنی کسی که اهل تهرانه ... حالا اگه با همین دید به کلمه ی "چادری" نگاه کنید میشه معنی کرد : کسی که طرفدار چادره یا کسی که اهل چادره ... امروز یک کامنت خیلی تامل برانگیز در وبلاگ دیدم که نوشته
1 ماه پیش
یادمه وقتی نزدیک به سن تکلیفم شد با مامانم رفتیم تا مانتو بخریم... چون ریز جثه بودم ... بعد از کلی جستجو یه مانتوی مناسب برام پیدا شد. خیلی از فامیل از من میپرسیدن آخه توی بچه ی کوچولو مانتو پوشیدنت چیه؟! از این و اون شنیدم و شنیدم...من همه ی این تو ذوق زدن ها رو میشنیدم.اما نمیدونم مامانم
1 ماه پیش
از وقتی یادم میاد با چادر بودم مادرم اینگونه بزرگمان کرد وبزرگترین لطف مادرانه را در حقم کرد و چادر را با طعم مهر و محبت مادرانه اش بر سرم گذاشت نه به اجبار ... اکنون منم و دختری که دوست دارم برایش همانند مادرم، مادری کنم و آرزویم اینست برای دخترم مادری باشم همچون مادر خودم ... این متن را برای او نو
1 ماه پیش
چند روز پیش توی ایستگاه مترو چادرم لای پله برقی گیر کرد و پله برقی برای 5 -6 دقیقه ای از کار افتاد ... چشمتون روز بد نبینه از زمین و زمان به من متلک گفتن! ... یکی گفت برا چی چادر سر می کنید ... یکی گفت اسلام اموال عمومی رو خراب کرد یکی گفت.... خلاصه
1 ماه پیش
یه عمو دارم که خیلی تو حجاب سختگیر بود اصلا باهام نمی ساخت و خیلی اذیتم میکرد ، با تحقیر ، مسخره کردن لباسام و... .منم از لجش بیشتر موهامو در می آوردم شیطونی میکردم که حرصشو درآرم .... به همین منوال تا دوم دبیرستان مانتویی بودم تا اینکه : یه روز عصر که از مدرسه تعطیل شدیم دیدم رو دیوار روبه رویی مدر
1 ماه پیش
خیانت به هر شکل و نسبت به هر کس بد است... اما خیانت نسبت به کسی که ... دنیا و آخرتت را ... همه ی داشته هایت را ... سلامتی روح و جسمت را ... حتی شاید
1 ماه پیش
به نام او که روشنگر راه ماست ... من دکتر م.ض. عضو کوچکی از جامعه ی پزشکی هستم و یکی از افتخارات من محجبه بودنم است. ... آنچه از دوران کودکی ، نوجوانی ، جوانی و زمان دانشجویی ام به یاد دارم این است که همیشه با چیزی در درونم آرامش می یافتم، صحبت می کردم و از هم صحبتی اش لذت می بردم، به نصیحت هایش گوش
1 ماه پیش
از بچگی دوست داشتم چادرسرم کنم ولی مادرم بهم می گفت هنوز زوده برات....تا این که تقریبا دوسال پیش یه چادر نو برام خرید.من هم وقتایی که می رفتم کلاس قرآن همیشه سرم می کردم و یه جورایی عادت کرده بودم ... تابستون همون سال
1 ماه پیش
من امروز به عنوان یکی از کسانی که یک چادر پوش مصلحتی بودم براتون نامه مینویسم ... منظورم از مصلحت پوش این است که شرایط محیطی رو که میخواستم برم میسنجیدم مثلا عروسی اصلا چادر سرم نمی کردم اما برخی جاها به خاطر حفظ یک سری اداب به چادر سر کردن عادت کرده بودم ... تا اینکه پس از ورود به دانشگاه
1 ماه پیش
سلام دوستان عزیز، ممنون از طرحتون ... چادری شدنم رو مدیون مدیر مدرسه راهنمایی مون هستم ، هر روز می اومدن سر کلاس که چادری ها چادرشون رو بردارن می خواهیم بریم اردو، یه روز دیگه تئاتر یه بار دیگه راهپیمایی حجاب و غیره ... راستش چون اسم کس خاصی رو نمی بردن هر روز تعداد
1 ماه پیش
با سلام ... چادری شدن من هم مثل بقیه ماجرا دارد با اینکه خیلی دیر شد ولی آخرش شد ...23 سالم بود و همیشه به این فکر می کردم که وقتی رفتم مکه چادری بشم (الان 26 سالمه) .. روز به روزم وضع تیپ و حجابم هم بدتر می شد، خواهر کوچکترم هم تقریباً تازه متحول شده بود و چادری شده بود و درس دانشگاهیش که تمام شد ر
1 ماه پیش
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.