یکی بود یکی نبود ، غیر از خدا هیچ کس نبود. در یک چمنزاری خرها و زنبورها زندگی میکردند.روزی از روزها خری برای خوردن علف به چمنزار میآید و مشغول خوردن میشود.از
قضا گل کوچکی را که زنبوری در بین گلهای کوچکش مشغول مکیدن شیره بود،
میکند و زنبور بیچاره که خود را بین دندانهای خر اسیر و مردنی میبیند، زبان
...