.: کلوب روزنامه نگاران مقدم اعضای جدید را گرامی می دارد :.
.:مکانی استفاده و نتیجه گیری از بحث ها:.
.::این کلوب مجدداً فعالیت خودرا آغاز می نماید::.
.::همگی دعوتید ... ::.
نگاه دقیقم به قدم هایم دوخته شده
چشمانم را ندیدن آویشنها خسته می کنند
ومرزه های کوهی
وزعفران کوهی
چای کوهی
قله صدایم می زند
چرت احساسم با تلنگر کبک پاره می شود
هر دو رو به دره پرررررررررررررررررر
بالاتر می کشم
عرق با هن هن نفسهایم دوستی دارد
تک تک مرزه ای چشمک می زند
از قله به افق می نگر...
از کنار یاد تو گذشتم
روی گلبرگ ها
شبنم بست
تا دلم
با توآرام نجوا کرد
روی صورتم
گرد غم نشست
امروز هم بیقرار توام
مثل دیروز
وروزهای گذشته
برای آمدنت
شمع وگل نذر کردم
که اگر بیایی
برایت پروانه خواهم شد
مهرداد دهنام
...
روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد .بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و ...محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم .زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذ...
حال زارم را کسی فهمید؟نه!
روزگارم را کسی فهمید؟نه!
جز کنایه،نیش یا زخم زبان
مرحم این زخم هایم را کسی فهمید؟نه!
سوی صحبتهای من از بی کسی است
صحبت مارا کسی فهمید؟نه!
دردهایم باتو سهل و ساده بود
سادگی هارا کسی فهمید؟نه!
تیرگی ها چیره شد دل را گرفت
خون دل ها را کسی فهمید؟نه!
رفت خوش بختی و جایش غم گرفت
راز این غم را کسی فهمید؟نه!!!
ما بدهــــــکاریم به یکدیگر...
بخاطر تمــــــام دوستت دارم های ناگفــــته ای که
پشت دیوار غرورمان بلعیـــــــدیم
تا نشان دهیـــــــــم منطقــــی هستیم ...
من بـه خـط و خبـری از تــــو قتاعت کردم
قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست
من دل به كسی به جز تو اسان ندهم
دردی كه گران خریدم ارزان ندهم
صد جان بخرم در ارزوی دل خویش
ان دل كه تورا خواست به صد جان ندهم