لطفا سعی کنید مطالب رو با حروف فارسی بنویسید.
بازیهای سوالی مثل"حاضر ادامه »
لطفا سعی کنید مطالب رو با حروف فارسی بنویسید.
بازیهای سوالی مثل"حاضری با نفرقبلیت قورمه سبزی
بخوری یا نه ؟ " حذف میشن.
با احترام.
دوستان اگه توی بحث
.....راجع به اینجا.....
پست شماره ۵ رو بخونن ، در مورد اینجا اطلاعات بیشتری میگیرن.
سلام دوست من
در یک کلام : اینجا خونه امید ماست ...
ما اینجا غذای روح داریم و خودمون رو آماده یک روز موفق و سرشار از انرژی می کنیم ! نیازی به نقد و اظهارنظر نیست چون اصلی ترین دلیل گرد اومدن ما "خودفاش سازی" هست و بقیه فقط گوش می کنند ! ما ایرانی ها عادت به نقد و اظهار نظر داریم و برای همین هیچ کس از خودش - دلش - غم هاش و حتی شادی هاش جرات نمی کنه که چیزی نمی گه ! اینجا هر کسی از خودش می گه و بقیه گوش می دن و اگر موافق بودن اعلام می کنند ! چون افراد از دلشون می گن ، دلم نمی خواد دلی بشکنه و یا آزاری ببینه . پس هر پیامی که پاک بشه ، جای شکایت نباشه ! من اصلا نمی خوام دل های پاک و زیبای عزیزانم آزاری ببینه و حتی کمی لک برداره ! ممنون می شم با دل وارد شی نه با ذهن استدلالی !
از روحت پذیرایی کن ! help yourself!
* یادم باشد : قد افلح من تزکی
* یادم باشد : خودشناسی اولین گام در خداشناسی است
* یادم باشد : حضرت امام علی : برای تربیت كردن خود همین بس كه از آنچه در دیگران نمیپسندی ، دوری كنی
* یادم باشد : چند میگویی سخن از درد و عیب دیگران . خویش را اول مداوا كن ، كمال این است و بس
* یادم باشد : همه می خواهند بشریت را عوض کنند ، دریغا که هیچ کس در این اندیشه نیست که خود را عوض کند
* یادم باشد : مفروش خویش ارزان که تو بس گرانبهایی
* یادم باشد : سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد ، وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
* یادم باشد : خودم باشم ، به اندازه کافی دیگران وجود دارند .
* یادم باشد : تنها دل من دل نیست
* یادم باشد : سخته ولی ممکنه !
ای نسخه نامه الهی که تویی
ای آینه جمال شاهی که تویی
بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی ...
افكار مثبت راهی برای رسیدن به موفقیت .اگر خواهان رسیدن به موفقیت بیشتر در زندگی هستید . اگر می خواهید از زندگی لذت ببرید . واگر ....به جمع ما بپیوندیدبا الهام از زندگی یك انسان موفق
در مطب دکتر به شدت به صدا درامد . دکتر گفت: در را شکستی ! بیا تو در
باز شد و دختر کوچولوی نه ساله ای که خیلی پریشان بود ، به طرف دکتر دوید :
آقای دکتر ! مادرم ! و در حالی که نفس نفس میزد ادامه داد : التماس میکنم
با من بیایید ! مادرم خیلی مریض است . دکتر گفت : باید مادرت را اینجا
بیاوری ، من بر...