userinfo close
  ,

شعر و ادبیات


poetry_and_literature

تاسیس: 8 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: حسن سوزوکی - معاونان
شعر یعنی زیستن شعر یعنی گریستن شعر را مهر می باید شعر را عشق می خواهد
 
لیست اعضا تنها برای اعضای این کلوب مقدور می باشد.

کلوبهای مشابه

  ,
شعرای معاصر
آنگاه که عشق سراسر وجودتان را فراگیرد ناخودآگاه کلام هماهنگ شما آغاز می شود.
  ,
انسان کامل
با نگاهی متفاوت به انسان، دیدگاه، نگرش، و خلقت عشق در این مخلوق خاکی اما آسمانی و در تکاپوی ضمیری والا در او

تبلیغات

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها پاسخها بروز رسانی
36
90/9/8 (17:28)
46
90/8/28 (14:28)
0
90/8/29 (22:12)
0
90/8/29 (22:08)
24
90/6/26 (15:03)
9
90/6/23 (11:06)
12
90/6/23 (11:02)
10
90/6/21 (18:02)
1
90/6/20 (11:38)
5
90/4/9 (15:27)
17
90/4/9 (15:24)
22
90/4/9 (15:21)
107
90/4/9 (12:09)
1
89/3/27 (15:03)
7
89/3/27 (15:03)
18
87/12/8 (00:26)
6
87/8/25 (06:48)
3
87/8/23 (21:04)
3
87/8/23 (21:00)
2
87/8/22 (18:52)
مقاله از کلوب شعر و ادبیات ، 2 ماه پیش
  ققنوس (به زبان یونان باستان: Φοῖνιξ، به فارسی: ققنوس، به عربی: العنقاء و به انگلیسی: Phoenix) یک پرندهٔ مقدس افسانه ای است که می‌تواند در اساطیر ایران، اساطیر یونان، اساطیر مصر، و اساطیر چین یافت شود. دربارهٔ این موجود افسانه‌ای گفته می‌شود که وی مرغی نادر و تنهاست و جفتی و زایشی ندارد. اما هزار س...
بحث از کلوب شعر و ادبیات ، 2 ماه پیش
آرزوهای نامتقارن روی ریل های پوسیدهحلق آویزند...
بحث از کلوب شعر و ادبیات ، 2 ماه پیش
تنهایینعمتی ستدر بیابان احساس...
مقاله از کلوب شعر و ادبیات ، 5 ماه پیش
پادشاهى بود که سه دختر داشت. روى از آنها پرسید: 'آیا رویه آستر را نگاه مى‌دارد یا آستر رویه را؟' . دختر بزرگ و دختر میانى هر دو گفتند: رویه آستر را نگاه مى‌دارد. اما دختر کوچکتر گفت: آستر رویه را نگاه مى‌دارد. پادشاه از جواب دختر کوچکتر غضبناک شد و به وزیر گفت که دستور دهد در شهر جار بزنند هر ...
مقاله از کلوب شعر و ادبیات ، 5 ماه پیش
رش کمان‌گیر از قصه‌هاى کهن ایرانى است که در اوستا آمده است. میان ایران و توران سال‌ها جنگ و ستیز بود. در نبردى که میان افراسیاب تورانى و منوچهر شاه ایران درگرفت. سپاه ایران در مازندران به تنگنا افتاد. عاقبت دو طرف به آشتى رضا دادند و براى آن که مرز دو کشور روشن شود و ستیز از میان برخیزد. پذیرفتن...
مقاله از کلوب شعر و ادبیات ، 5 ماه پیش
شَل پسر غلام یکى از شیوخ عرب بود. به این غلام یا نوکران شیوخ به عربى 'لَفاده' مى‌گفتند. اینان غلامانى بودند که معمولاً پس از هر میهمانى شیخ به جان غذاهاى پس‌ماندهٔ سفره مى‌افتادند. روزى شَل بیمار شد. همه نوع داروى محلى به او دادند اما خوب نشد. پس از مدتى که حالش به وخامت گرائید، او را به شهر ...
بحث از کلوب شعر و ادبیات ، 7 ماه پیش
تمام روز به پنجره خسته می اندیشمبه تبسم های غریبیکه مهمان عاطفه های خام اند و پسرک همسایه هنوز پای پنجره نشسته است سرود خسته عشق را زمزمه میکند دستهایش, پر از سکوت ناگزیر و من هنوز می اندیشمبه فرداپسرک خواهد ماند؟  رویاها به پنجره همسایه ختم میشوند؟ هنوز می اندیشم و پسرک همسایهپشت پنجره پیر میشود ...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.