آهنگساز و اُرگنواز پرکار آلمانی است که آثار روحانی و غیرروحانیاش برای دسته آواز، ارکستر و تکسازها تقریباً تمام انواع متفاوت موسیقی باروک را مجموع کرده و این نوع موسیقیایی را به بلوغ خویش رسانیده است. با وجود اینکه او شکل تازهای از موسیقی را ارائه نکرد، ولی توانست که سبکِ شایع در موسیقی آلمان را با فنون قوی و خیرهکنندهٔ کنترپوان، غنی سازد. این فنون بر تنظیم چیدمان هارمونیک و موتیفی در مقیاس خُرد و وسیع و همچنین سازواری (adaptation) ریتمها و بافتهای برگرفته از موسیقی کشورهای دیگر چون ایتالیا و فرانسه، مبتنی بود.
لطافت قوی موسیقی باخ و گستردگی حاصل هنر وی، او را به عنوان یکی از بزرگترین آهنگسازان غرب در سنت تُنال مشهور ساخته است. با توجه به عمق معنایی، قوّت فنی و زیبایی هنرمندانه، آثاری چون کنسرتوهای براندنبورگ، سوئیتها و پارتیتاها برای ساز کلاویهای، مس در سی مینور، پاسیون به روایت متای قدیس، پیشکش موسیقایی، هنر فوگ و تعداد فراوانی کانتات که ۲۲۰تا از آنها برجامانده است، را میتوان نام برد. نمونهای از این ویژگی سبکگرایانه را در قطعهٔٔ زیر، در همسرایی «شکوه خداوند هماره در اوج باد» (به آلمانی:
«Ehre sei Gott in der Höhe») از ارتاریوی کریسمس، تصنیفشده به سال ۱۷۳۴ طی دوران بلوغ هنری وی، میتوان مشاهده کرد.
محمدعلی بهمنی در فروردین سال ١٣٢١ در شهر دزفول به دنیا آمد. شعر بهمنی نیز البته شاید با خود او متولد شده باشد، گرچه بسیاری بر این عقیدهاند که او غزلهایش را وامدار سبک و سیاق نیماست. نخستین شعر از او در سال ١٣٣٠، یعنی زمانی که او تنها ٩ سال داشت، به چاپ رسید.
بهمنی شاعری که به غزلش میشناسندش و شعرش را بیشتر از خودش . شاعری که بارها شعرش را در قالب ترانه ها و سرودها شنیده ایم . .استفاده از کنایات و تعابیر زیبا ، توجه به زیبایی ظاهری شعر در کنار مفهوم آن شعر او را دوچندان زیبا ساخته است...
شعر خرچنگ های مردابی حبیب ، آدم و هوای شادمهر ، ماه من ، او سرسپرده میخواست...، بهار بهار ناصر عبدالهی و خیلی دیگر از سروده های وی است.
محمدعلی بهمنی در سال ١٣٧٨ موفق به دریافت تندیس خورشید مهر به عنوان برترین غزلسرای ایران گردید. برخی از مجموعه اشعار وی عبارتند از: باغ لال (١٣۵٠)، در بیوزنی (١٣۵١)، عامیانهها (١٣۵۵)، گیسو، کلاه، کفتر (١٣۵۶)، گاهی دلم برای خودم تنگ میشود (١٣۶٩)، غزل (١٣٧٧)، عشق است (١٣٧٨)، شاعر شنیدنی است (١٣٧٧)، نیستان (١٣٧٩)، این خانه واژههای نسوزی دارد (١٣٨٢)، کاسه آب دیوژن، امانم بده (١٣٨٠).