userinfo close
  ,

اُشو


oshoclub

تاسیس: 31 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علی باقری - معاونان
تاریکی را همان جا که هست رها کن. شمع وجود خویش را بر افروز.
 

1414 عضو

  • آهو  , ahoo_sharghi
  • شیما خلج , s_shima2003
  • مرتضی  , anaximander
  • خزر مبینی , 77714187
  • سارا اریان , asayesh71
  • بیتا ا ی , atashghah
  • آرش بهاری , arash_bahaari
  • آ اس , ab309
  • محمدرضا ت , yyyyassii
  • الهام سهرابی , panda1992
  • مژده بی تو  , mozhdeh_2398
  • فاطمه  , nikujun

کلوبهای مشابه

  ,
زندگی رسم خوشایندی است
دوستداران سهراب سپهری.
  ,
هنر نویسندگی
كلمات زنده‌اند!

تبلیغات

لیست بحث ها

بحث از کلوب اُشو ، 5 ماه پیش
     SMS بگیرید و درآمد کسب کنید !!!        inPersiaیک سیستم تبلیغاتی نوین است که هدف آن استفاده از پیامک که امروزه کاربرد زیادی نزد مردم دارد، جهت ایجاد یک گستره تبلیغاتی میباشد.تفاوت عمده inPersia با سیستم ها و شرکت های دیگر نظیر اپراتورهای تلفن همراه این است که ما پس از کسب اجازه از سوی ک...
بحث از کلوب اُشو ، 6 ماه پیش
خودآموز هاله درمانی و بیدار سازی نیروهای درونی  (ویرایش پنجم , 25/4/1390) http://online3378.web44.net/hale-darmani1.zip   فایل مقالات پراکنده http://online3378.web44.net/mabahese-parakande.zip ...
بحث از کلوب اُشو ، 10 ماه پیش
روزی مردی نزد بودا آمد و گفت، "من بسیار ثروتمند ھستم و فرزندی ندارم و ھمسرم ھم مرده است. حالا من پول فراوانی دارم. مایلم کاری خیر انجام بدھم. می خواھم برای فقرا و رنجدیدگان کاری انجام دھم. فقط بھ من بگو، چکار باید بکنم؟" و گفتھ شده کھ بودا بسیار غمگین شد و اشک از چشمانش جاری گشت. مرد بسیار متعجب...
بحث از کلوب اُشو ، 10 ماه پیش
از استادان دروغین برحذر باش.آنها با زبان تو صحبت میکنند. حرفهای آنها بسیار متقاعدکننده به نظر میرسد. کمی ماجراجوتر و شجاعتر باش. آن کسی را جستجو کن که بتواند در تو نفوذ کند. کسی که بتواند تورا بسوزاند. کسی که مثل یک شعله است.پروانه به شعله میرسد و میسوزد. شاگرد هم همینطور است...او به نزد استاد...
بحث از کلوب اُشو ، 10 ماه پیش
انرژی جنسی بنیادی ترین انرژی وجود انسان است. در واقع هر سلول بدن انسان دارای این انرژی است  چون تولد هر فردی از تلاقی انرژی جنسی پدر و مادر انجام می گیرد. وقتی انسان بالغ می شود انرژی جنسی در تمام وجودش فعال می شود. ذات انرژی در تحرک و پویایی آن است لذا در انسان به بلوغ رسیده انرژی فعال شده به ...
بحث از کلوب اُشو ، 10 ماه پیش
مردی را در دادگاه به خاطر استفاده از پول تقلبی محاکمه می کردند او ادعا کرد که نمیدانسته آن پول تقلبی بوده است وقتی او را برای اثبات ادعایش تحت فشار گذاشتند او اعتراف کرد زیرا من آنرا دزدیده بودم آیا امکان دارد پولی را که بدانم تقلبی است بدزدم؟ قاضی قدری فکر کرد و دید که حرف مرد منطقی است و بنابراین ...
بحث از کلوب اُشو ، 10 ماه پیش
وقتی دعا میکنید و دستهایتان را به سوی آسمان دراز میکنید نمیدانید که در آنجا کسی نیست که شما را بشنود در واقع آن کسی که دعا میکند آن کسی که در شما تنفس میکند همان او خداست. ...
بحث از کلوب اُشو ، 10 ماه پیش
خیاطی بود به نام زورباخ مردی به دیدن او آمد لباسش آماده شده بود و آمده بود آنرا ببرد ولی آن مرد دریافت که یکی از آستینهای لباسش از دیگری بلندتر است شروع کرد به غر زدن زورباخ خیاط گفت که چیه ؟ چرا اینهمه غر میزنی ببینیم لباس یک شاهکار هنری هست و برای یک ایراد کوچک این همه سر و صدا میکنی میتوانی دست...
بحث از کلوب اُشو ، 10 ماه پیش
روزی مردی چون هوا سرد  و موتورسوار بود مجبور شد کتش را برعکس بپوشد و سوار موتورش شد ناگهان مرد دیگری اورا از 100متری دید که او هم موتورسوار بود و ناگهان تعجب کرد که چرا برعکس سوار شده است او نمیترسد و موتورش را زد به او. و موتورسوار برعکس افتاد به زمین و بیهوش شد و موتورسوار دومی فکر کرد سرش چرخیده...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
مردی در خیابان شکم درد سختی گرفته بود و نیاز فوری داشت که خودش را تخلیه کند. خودش را دربرابر ساختمان سفید مدرنی یافت که برای این منظور برپا شده بود. وقتی وارد ساختمان شد، خودش را در برابر دو در دید که روی یکی نوشته بود، "مردانه" و روی دیگری نوشته بود "زنانه". طبیعتاً وارد دری شد که رویش نوشته بود "م...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
تقریبا بسیاری  به این نتیجه رسیده اند که در پس هر ولع سکس یک تجربه مذهبی و معنوی وجود دارد. اگر بتوانیم از آن آگاه شویم، می توانیم به فراسوی آن برویم. وگرنه در سکس خواهیم زیست و در سکس خواهیم مرد. این فقط انرژی جنسی است که به شکل عشق شکوفا می شود. ولی ما انسان ها را در مخالفت با س-س پر کرده ایم و نت...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
من غیرسنتی هستم. من ادعای هیچ سنتی را ندارم، من فقط به خودم وابسته هستم. من هیچ مرجعیتی ندارم. من نمی توانم بگویم هرچه كه می گویم درست است، زیرا وداها نیز چنین می گویند. من نمی توانم بگویم كه هرچه كه می گویم باید درست باشد، زیرا مسیح نیز همین را می گوید، محمد نیز همین را می گوید. نه، من از سوی هی...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
روزی یک مرد ثروتمند ،پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند ،چقدر فقیر هستند.آنها یک روز یک شب را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند.در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید :نظرت درباره مسافرتمان چه بود؟پسر پاسخ داد: عالی بود پدر …پدر پرسید: آیا به ...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
زندگی به افراد شجاع تعلق دارد بزدلان، زندگی گیاهی دارند. آدم های ترسو آن قدر این پا و آن پا می کنند که زمان برای زیستن از دست می رود. آدم های ترسو به زندگی فکر می کنند،اما از زندگی کردن عاجز هستند. آن ها به عشق فکر می کنند، اما از عشق ورزیدن عاجز هستند. دنیا پر از آدم های ترسوست. آدم های بز...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
تو باید كنار بروی، باید خودت را كنار بگذاری. تنها تو بر سر راهت قرار داری، نه هیچكس دیگر. خداوند در دسترس است، فقط سر راه نباش. آیا می شنوی؟ سر راه خداوند قرار نگیر، همین. و آنگاه او در گل هاست و در پرنده ای پرواز می كند، آنگاه او در نسیمی است كه در میان درختان وزیده می شود. وقتی تو نباشی كه تحریف...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
سلام به نظر شما عرفان بهتر است یا جادو؟یا صریح تر بگم آیا عرفان و به روشن بینی رسیدن یک اتفاق است که باید منتظر رخ دادنش بود ؟آیا نمیتوان آگاهی خود را در اختیار گرفت (برای اطلاعات بیشتر میتوانید به دوره کتابهای کارلوس کاستاندا رجوع کنید)؟...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
آیا وجود استاد برای طی طریقت الزامیست؟ ...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
عرفای باستانی گفته اند: برای خودسازی؛به زمان غیرقابل تصوری نیازست، درحالی که اشراق در یک لحظه قابل حصول است. اگر آموزشها موثر باشد،اشراق در یک چشم بر هم زدن قابل حصول است.   حالا به این داستان توجه کنید: در روزگاران قدیم؛مرشد ذن هوی چوه،مرید زنی داشت که برای آموزش نزد او آمده بود.مرشد به او تع...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
  When Banzan was walking through a market he overheard a conversation between a butcher and his customer.   هنگامی که بانزان از میان یک بازار گذر می کرد مکالمه ای را میان یک قصاب و مشتری او به صورت تصادفی شنید.   "Give me the best piece of meat you have," said the customer.   "بهترین تکه گ...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
در یك روستا مردی جوان وجود داشت كه همه فكر می كردند او یك ابله است. تمام مردم روستا با او چون یك ابله رفتار می كردند. او از این به ستوه آمده بود، ولی راهی نبود تا مردم آن روستا را متقاعد كند كه او یك احمق نیست. كسی نمی دانست آنان این فكر را از كجا آورده بودند. و وقتی كه به حماقت او رای دادند به هر...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
از روشن بینان در قید حیات چه کسانی را میشناسید؟ ...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
روزی هنری فورد در کتابفروشی دنبال کتابهی تازه میگشت و با ناپلئون هیل ملاقات میکند او خوب و موثر ولی قلابی مینویسد او در کتاب پر فروش خود بیندیشو ثروتمند شوپیشنهاد میکند که اگر تصور کنی که ثروتمند هستی ثروتمند خواهی شد تصورات تودیر یا زود یک واقعیت خواهند شد تو به این دلیل فقیر مانده ای که نمتوانی تص...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
مرد بی خدایی بود که هرکس که میخواست خدا را ثابت کند ایشون ردش میکرد و این به خبر به شاه رسید مرد بی خدا را صدا زدند تا با دانشمندان دربار گفتگویی داشته باشند که شاید خدا ثابت شود ولی مرد بی خدا موفق شد تا آنها را شکست دهد شاه ایشان را به عارفی در یک قریه ای معرفی کرد تا پیش او رود مرد بی خدا سفرش را...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
روزی فردی که توانسته بود در روی آب راه برود غرور ایشان را گرفته بود و به سراغ عارفی به اسم کریشنا راما رفته بود دید که ایشون در کنار رود خانه ای نشستند رو به او کرد و گفت که چرا اونجا نشستی بیا باهم روی آب راه برویم کریشنا گفت شما خسته اید بیا کمی استراحت کنید فقط یک سوال دارم شما چند سال زحمت کشی...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
پسر بچه ای در یک پیک نیک روز یکشنبه گم شد مادرش با دلواپسی شروع به گشتن کرد و به زودی صدای پسر بچه ای را شنید که میگوید استل استل مادر به سرعت به سمت صدا رفت و پسر بچه را یافت و او را در آغوش کشید مادر از او پرسید چرا مرا استل صدا می زدی بجای مامان؟ زیرا آن پسر قبلا هرگز مادرش را به نام صدا نزده ب...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
مردی بیمار بود و بیماریش چنین بود که همیشه احساس گرسنگی میکرد و غیر از این مرض دیگری نداشت او چندین کتاب در مخالفت با غذاخوردن خوانده بود . خوانده بود که روزه گرفتن عملی مذهبی ست . و خوردن یک گناه است و همچنین خوانده بود که خوردن هر چیزی همراه با خشونت است . بنابر این شروع کردن به سرکوب کردن گرسنگی ...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
مرگ و زندگی باهم دوست هستند توسط یکدیگر هستند که وجود دارند به یکدیگر هستی میبخشند بدون دیگری ابدا وجود نخواهند داشت انسان همیشه و همیشه در این رویا به سر برده که چگونه مرگ را از بین ببرد این نگرش ذهن است ذهن خطی و منطقی چگونه مرگ را از بین ببرد زیرا ذهن منطقی میگوید اگر مرگ نباشد زندگی به وفور وجود...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
  مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبوراز کنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را کشت. اما مرد نفهمید که دیگر این دنیا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدت‌ها طول می‌کشد تامرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند…!پیاده ‌روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تن...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
خاخامی در میان مردم محبوبیت زیادی داشت ، همه مسحور گفته هایش می شدند . همه به جز اسحاق که همیشه با تفسیرهای خاخام مخالفت می کرد و اشتباهات او را به یادش می آورد . بقیه از اسحاق به خشم می آمدند ، اما کاری از دستشان بر نمی آمد . روزی اسحاق در گذشت . در مراسم خاکسپاری ، مردم متوجه شدند که خاخام به ش...
بحث از کلوب اُشو ، 11 ماه پیش
به تازگی داستان یک راهبه چینی را شنیده ام. او از روستایی گذر می‌کرد که فقط چند خانه در آن بود و چون هوا داشت تاریک می‌شد و او تنها بودن به محوطه‌ی جلوی آن خانه‌ها رفت و از روستاییان درخواست کرد: "لطفاً اجازه بدهید که امشب در یکی از خانه‌های شما اقامت کنم." برای آنان او یک غریبه بود و از مذهبی...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.