با عرض ادب و احترام نسبت به همه دوستان و تقدیر و تشکر از زحمت همه دوستان برای من مهم نیست یک نفر یا 10 نفر مهم این هست که دوستان بخاطر دل خودشون به کلوب در به در افتخار حضور بدن نه بخاطر چشم و هم چشمی و بده بستان .با تشکر از همه عزیزان و دوستان گلم@};-
پیامبر صلى الله علیه وآله :
اِثنانِ یعلهما اللهُ فِی الدُّنیا البَغیَ وعُقوقَ الوالدین؛
دو چیز را خداوند در دنیا کیفر میدهد : تعدی و
ناسپاسی پدر و مادر.
کنز العمال، ج 16، ص 462، ح
45458...
درهای رحمت تو همواره به روی خواهندگان باز است و دست عطایت گشاده
بندگان تو هر زمان که صدایت کنند، پاسخ میدهی
و اگر خالصانه آرزو کنند، میبخشى
امشب اما شب دیگری است؛ شب آرزوهاست
دعای خیر همه را براورده بفرما
user_wall_15370616
خداوندا
درهای رحمت تو همواره به روی خواهندگان باز است و دست عطایت گشاده
بندگان تو هر زمان که صدایت کنند، پاسخ میدهی
و اگر خالصانه آرزو کنند، میبخشى
امشب اما شب دیگری است؛ شب آرزوهاست
دعای خیر همه را براورده بفرما
خدایا
آرزو می کنم ، آنچه را آرزو کنم ، که تو دوست داری
و آن آرزو را اجابت نمایی که نیک فرجامم نماید .
لیله الرغائب شب آرزوهاست
برای اجابت آرزوهای هم آرزو کنیم . . .
همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود "
- یک کم کنجکاوی پشت" همین طوری پرسیدم "
- قدری احساسات پشت"به من چه اصلا "
- مقداری خرد پشت " چه بدونم "
- و اندکی درد پشت " اشکالی نداره" هست.
user_wall_14429737
همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود "
- یک کم کنجکاوی پشت" همین طوری پرسیدم "
- قدری احساسات پشت"به من چه اصلا "
- مقداری خرد پشت " چه بدونم "
- و اندکی درد پشت " اشکالی نداره" هست.
نگران ِ افرادی که ، پشت ِ سر ِ شما سخن می گویند نباشید !
آنها کسانی هستند ،
که به جای ِ رفع ِ کاستی های ِ خودشان ..
مشغول ِ یافتن ِ عیوب ِ زندگی ِ شما می باشند !!!
user_wall_14429720
نگران ِ افرادی که ، پشت ِ سر ِ شما سخن می گویند نباشید !
آنها کسانی هستند ،
که به جای ِ رفع ِ کاستی های ِ خودشان ..
مشغول ِ یافتن ِ عیوب ِ زندگی ِ شما می باشند !!!
بهزیستی نوشته بود:
شیر مادر ، مهر مادر ، جانشین ندارد.
شیر مادر نخورده ، مهر مادر پرداخت شد
پدر یک گاو خرید
و من بزرگ شدم.
اما ، هیچ کس حقیقت مرا نشناخت
جز معلم عزیز ریاضی ام
که همیشه می گفت:
گوساله ، بتمرگ!!
اکبر اکسیر
مادر شیر بود
دیر کرد
از اتاق عمل که برگشت
پستان حذف شد
از شیمی درمانی که آمد، موی سر
جراح معتقد بود
در ادبیات ما
زلف و پستان واژه های ممنوعه است
مادر واقعا شعر بود ...
اکبر اکسیر
چه سخت است خواندن شعری
که مثل شعر
نوشته نشده باشد
روی هر لغت مکث می کنیم
و ذهنمان از حرکت
باز می ایستد
مثل وقتی که در سنگلاخ
راه می رویم
و گاه از رو
به زمین می افتیم
بیژن جلالی
می دمد
نمی شود
می دمد
نمی شود
یك شیشه قرص خواب آور كه كم نیست ... !
صلیبی بر گور می كوبد
و در كلاس كنكور تضمینی ثبت نام میكند
او حتما باید پزشكی بخواند ...
حمید رضا شکارسری
خرس های قطبی در استخرها
روباه های قطبی در مرغ فروشی ها
پنگوئن ها در جوی ها
گلسنگ های قطبی در گلدان ها
و این هم ماموت ها
در خیابان های مبهوت شهر
بی تو باید عصر جدید یخبندان را جدی بگیریم
!
حمید رضا شکارسری
سرود نواخته می شود
همه می ایستیم
لبخند می زنیم
و اشک می ریزیم
سرود به پایان می رسد
اما هنوز ایستاده ایم
-صندلی ها را دزدیده اند
زمین را هم فروخته اند-
دیگر جایی برای نشستن نداریم
واهه آرمن
حالا دیگر
شعر گفتن آسان است
به آسانی تولدی ناخواسته
به آسانی دل بستن به یک غریبه
به آسانی کشته شدن به دست دشمن
حالا دیگر
شعر نگفتن دشوار است
به دشواری دفن کردن یک نوزاد
به دشواری دل نبستن به یک فرشته
به دشواری کشتن در جنگ، برای ماندن
حالا دیگر
شاعر بودن دیوانگی ست
دیوانگی
واهه آرمن
شماره عوضی نبود
صدا عوضی نبود
چیزی اما عوض شده بود
جمله ها کوتاه تر شده بودند
علی محمد مودب
ناگهان
آرام و بی صدا
دست بر چشمانت می گذارد
و مثل همیشه
پیش از آنکه نامش را حدس بزنی
بازی تمام می شود
سجاد خزایی
ساعت یك و نیم نصف شب
فقط یكبار
برای من مفهوم تازه ای داشت
كیسه زباله را كه توی كوچه گذاشتم
مامور شهرداری، بلند گوزید
فكر نمی كرد من پشت سرش باشم
گفت: « چقدر زباله ها بو می دن »
راست می گفت
دست های من كوچك شده بود
در حیات را بستم
حمید تقی آبادی
دكتر گفت:
« اگر می خواهی گریه كنی،راحت باش »
می خواستم فرار كنم
پشت پنجره سگ زردی پارس می كرد
صندلی به زانوی چپم چسبیده بود
گفتم:
«؟ اگر بخواهم پرواز كنم،چطور »
رادیو روشن بود
چشم هایش را گذاشت توی لیوان
مانده بودم كه یعنی چی؟
می خواست فرار كند
لیوان را قلپی رفتم بالا
پشت در،سگ های زیا