*...
اگر دنبال یك تكه زمین برای ساختن یك كلبه ی دبش می گردی ...
اگر از دوری و فاصله خسته شده ای و دنبال یك جای نزدیك و
خودمانی می گردی ... اگر از عروسك بازی آدمهای دور و اطراف،
شتلق ات درآمده و دربه در دنبال هم محله ای های بی نقاب
می گردی... اگر خرت خرت سینه ات از این هوای آلوده تا ته
آسمان رفته و حاضری برای یك هورت هوای تازه جان بدهی...
بی زحمت پایت را بگذار روی پدال وسطی؛ ترمز!
بزن قدش كه درست آمدی، پیاده شو، همین جا است.
همان پاتوقی كه در آن هم من هستم و هم تو. همان دهكده ای كه
قرار است با حضور ((تو)) روزی بشود ""دهكده ی سبز رویایی""
وعده داده شده توی قلبها!
پس اگه تا آخرش هستی تو این كلوب عضو شو تا سند یك كلبه را
هم به اسم تو بكنیم...