همه اینجا رو خونه ی خودشون بدونن ... برای خواندن توضیحات بیشتر بر فلش کلیک کنید .
مختصری از سوابق فعالیت های کلوب دانشجویان اصفهان
در اساسنامه ی کلوب دانشجویان اصفهان اهداف ، برنامه ها ، وظایف تیم مدیریت و مقررات مختص به اعضا مشخص شده است .
کلوب دانشجویان اصفهان از بهمن 1384 فعالیت خود را آغاز ، برنامه های متعددی را برگزار کرده که از جمله بازدید از اماکن علمی ( مانند شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان ، آسمان نمای اصفهان و ... ) بازدید از اماکن تاریخی و فرهنگی ( مانند مسجد جامع ، عالی قاپو ، کاخ هشت بهشت و آثار تاریخی کاشان ، تپه های سیلک و آثار تاریخی نیاسر و ... ) ، برنامه های فرهنگی ( بزرگداشت سهراب سپهری ، شرکت گروهی در تاتر، شرکت گروهی در نمایشگاه های علمی اصفهان و ...) اردوی مذهبی ( اردوی قم و جمکران ) برنامه های تفریحی (پیست اسکی ، مراسم بستنی خورون ، مراسم تولد ، مراسم خداحافظی برای سربازهای کلوب و ...) و برنامه ی هفتگی کوه گشت .
علاوه بر این فعالیت هایی از جمله کمک در امورخیریه و تشکیل گروه های پژوهشی ( خانه ادب مهر اصفهان ) و همچنین همکاری اعضای کلوب دانشجویان اصفهان در نشریه ی علمی پژوهشی ( ادب پژوهان ) توسط مدیریت کلوب دانشجویان اصفهان مورد حمایت بوده است .
در کلوب دانشجویان اصفهان سعی بر این است مباحث در سطح کیفی خوب و با موضوعات متنوع انجام شود .
رعایت ادب و اخلاق در گفتگوها مسئله ای است که بسیار مورد تاکید تیم مدیریت است و در صورت مشاهده ی هرگونه صحبت خلاف اخلاق و مذهب و یا توهین و تهمت به اعضای کلوب شخص مورد نظر مسدود می شود
بین اعضای کلوب صمیمیت وجود دارد و هر کس در هر کاری به دیگری کمک می کند و اغلب بچه ها حتی ارتباط خانوادگی و خارج از محیط کلوب دارند ( به علت فضای گرم و سالم میان اعضای کلوب )
حوصله كنید ...
میخواهم فقط مضمون گریه های شما را ادامه دهم،
با من می آیید؟!
ما از پی ردپای باد نرفته ایم، نمی رویم...
ما دوست داریم ...
علاقه داریم ...
می رویم كنج یك جای دور ...
رویاهامان را یواشكی برای هم
شبیه ترانه میخوانیم ...
ما زیر باران نشسته ایم
طوری كه شما فكر میكنید
ما داریم رو به دریا گریه میكنیم ...
این یک شبه را بیا مراقب باشیم
حیف است که ما دوباره غایب باشیم
ای کاش که همراه تمام ملکوت
روزی خور لیله الرغائب باشیم
آرزویم برآورده شدن تمام آرزوی دوستان خوبم ...
user_wall_15386308
این یک شبه را بیا مراقب باشیم
حیف است که ما دوباره غایب باشیم
ای کاش که همراه تمام ملکوت
روزی خور لیله الرغائب باشیم
آرزویم برآورده شدن تمام آرزوی دوستان خوبم ...
ماندن در کنار کسانی که می دانی کنارت نخواهند ماند ،
لذتی مثل نوشیدنِ یک فنجان قهوه ی تلخ دارد...
و سپس دل به گرفتن فال قهوه ای که از قبل می دانی مرحمی بر
دلتنگی ات است می بندی...
user_wall_14861804
ماندن در کنار کسانی که می دانی کنارت نخواهند ماند ،
لذتی مثل نوشیدنِ یک فنجان قهوه ی تلخ دارد...
و سپس دل به گرفتن فال قهوه ای که از قبل می دانی مرحمی بر
دلتنگی ات است می بندی...
بوی سفر می دهد
بال این پرنده ها
که هر روز از روی سر من می گذرند
آخر یکروز...
با آنها می آیم
پشت پنجره ی اتاق تو
آنقدر بال و پر می زنم تا در برویم باز کنی.
::اردیبهشت خوبی داریم... خدا را شکر::
روزبه
تقویم دروغ می گوید...
اردیجهنم است ... این روزها
وقتی که نگاهت نیست
عطرت نیست
تو نیستی
...و من هنوز گل نکرده ام
::اعترافات یک زمستان تنها::
""روزبه/ اردیبهشت 91""
و آسمان است که...
پنجره ام را در امتدادش باز می کنم
شاید جایی روی ابرها
تو باشی،
اگر میخواهی به دنیای من نگاه کنی...
گاهی به آیینه نگاهی بیانداز.
روزبه/ اردیبهشت 91
بی تو ای صاحب زمان
بی قرارم هر زمان
از غم هجر تو من دلخسته ام
همچو مرغی بال و پر بشكسته ام
كی شود آیی نظاره بر دل اندازی تو یارا
بر دل خسته كه دمسازی تو یارا
ده مدال دیده بانی ز عنایت
به من و از مهر و عشقبازی خدایا
یابن الحسن آقا بیا ...
ای تو شور عشق من
روشنی انجمن
بی تو در دام بلا افتاده ام
بر تو یارا جان و دل داده ام
از فراق تو شده حال من خسته پریشان
كی میایی منجی و سلطان امكان
عقده ها را واكنی با یك نگه ای نور یزدان
بین چه كرده با دل من سوز هجران ... سوز هجران
یابن الحسن آقا بیا ...
بی تو ای صاحب زمان
بی قرارم هر زمان
از غم هجر تو من دلخسته ام
همچو مرغی بال و پر بشكسته ام
كی شود آیی نظاره بر دل اندازی تو یارا
بر دل خسته كه دمسازی تو یارا
ده مدال دیده بانی ز عنایت
به من و از مهر و عشقبازی خدایا
یابن الحسن آقا بیا ...
ای تو شور عشق من
روشنی انجمن
بی تو در دام بلا افتاده ام
بر تو یارا جان و دل داده ام
از فراق تو شده حال من خسته پریشان
كی میایی منجی و سلطان امكان
عقده ها را واكنی با یك نگه ای نور یزدان
بین چه كرده با دل من سوز هجران ... سوز هجران
یابن الحسن آقا بیا ...
زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد
سیب ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد وغبار
قبلا این صحنه را...نمی دانم
در من انگار می شود تکرار
آه سردی کشید،حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه
و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه
گفت:آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم...
دست من را بگیر،گریه نکن
مرد گریه نمی کند پسرم
چادرش را تکاند، با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد
پیش چشمان بی تفاوت ما
ناله هایش فقط تماشا شد ....
user_wall_13634808
زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد
سیب ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد وغبار
قبلا این صحنه را...نمی دانم
در من انگار می شود تکرار
آه سردی کشید،حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه
و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه
گفت:آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم...
دست من را بگیر،گریه نکن
مرد گریه نمی کند پسرم
چادرش را تکاند، با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد
پیش چشمان بی تفاوت ما
ناله هایش فقط تماشا شد ....
چقدر شکوفه براه تو باز شده اند
قرار بود بیایی
و بهار را با خودت
به قلب یخ زده ی من سنجاق کنی
...
من هنوز این روزها منتظرم
من هنوز این روزها...
من هنوز...
روزبه/فروردین 91
بهار رفت بهار آمد و بهار گذشت
نیامدی تو و یک سال آزگار گذشت
نیامدی تو و ابر از غم نیامدنت
چنین گریست که آب از سر بهار گذشت
بهار آمد و پاییز رفت اما حیف
تمام عمر کلاغان به قارقار گذشت
بهار از پس سرمای تیره سر بر کرد
بهار از سر تقصیر روزگار گذشـت