خوشمزه☆ غـصه چرا ؟!
☆ آسمان را بنگر که هنوز , بعد صدها شب و روز
☆ مثل آن روز نخست
☆ گرم و آبی و پر از مهر به ما میخندد !
☆ یا زمینی را که دلش از سردی شب های خزان
☆ نه شـکست و نه گـرفت !
☆ بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید ؛
☆ و در آغاز بهار , دشتی از یاس سپید
☆ زیر پاهامان ریخت
☆ تا بگوید که : هنوز پر از امنیت احساس خـداست !