تنهاترینم کنج تنهایی
کنارم باش
پاییزی ام ازدردلبریزم
بهارم باش
من جزتواز
دنیادگر چیزی نمیخواهم
دار و ندارم رو
به چشمای تو میبازم
از عشق تو لبریزم و
لبریزم و لبریز
رویای
پیر و خسته ام رو
باتومیسازم
دیگه حرفی نزن دیره خودم حرفاتو می دونم
نپرس می بخشمت یا نه می خوام اما نمی تونم
دیگه دلخور نباش از من اگه رفتار من سرده
کسی که داره غرق می شه...به ساحل برنمی گرده
خودم باور نمی کردم...از آغوشِ تو برگردم
ولی حالا تموم می شه...اون عشقی که شروع کردم
منو باور نکردی و...نگفتی چی سَرم میاد
حالا می تونی تنها شی...همون شد که دلت می خواد
دیگه حرفی نزن دیره...خودم حرفاتو می دونم
نپرس می بخشمت یا نه...می خوام اما نمی تونم
از اون وقتی که شک کردی...من این روزا رو می دیدم
می خوام خلوت بشه دنیا...دارم تاوانشم می دم
چه سخت است عاشقت بودن ولی چیزی نگفتنچه سخت است بودن و گویی نبودنچه سخت است دوری من در کنارتچه سخت است عشق در یاد تو بودننمی دانی چه سخت است دست کشیدنرفتن و تنها نشستن بی تو بودننمیدانی چه سخت است دوری من از نگاهتاز ان چشم سیاهو ان نگاهه بی گناهتنمیدانی چه سخت است سوختن در پیش چشممکه دیدم سوختم در پای عشقمنمیدانی چه تلخ است دوری توفقط رویا فقط خواب و خیالتفقط گریه فقط اه تباهیجدایی.غم.با مرگ نهانیعزیزم زندگی سخت است دور از تو فقط با یاد توآینه در پیش چشمم هست تنها یاد تونمیدانی که این دل پر میکشد سویتولی راهی به قلبت نیستنمیدانم که میدانی به جز من کسی عاشق تر از من نیست؟؟؟؟؟
معلــــــــــــــــم گفت الف
گفتم او
معلــــــــــــــــم گفت ب:
گفتم با او
معلـــــــــــــــم گفت پ:
گفتم پیش او
معلـــــــــــــــــــم گفت ج:
خواستم بگویــــــــم جــــــــــــــــــدایی
گفت:دیــــــــــــــــگر بس است
یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مىکرد نگاه مىکرد. ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟
مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مىکنى و باعث ناراحتى من مىشوی، یکى از موهایم سفید مىشود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده
:)):)):))
user_wall_15426149
یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مىکرد نگاه مىکرد. ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟
مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مىکنى و باعث ناراحتى من مىشوی، یکى از موهایم سفید مىشود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده
:)):)):))
اما حالش:بعضی وقتا متنفر میشی و گاهی اوقات هم مفتخر و به خود مینازی
ادامه
دوشنبه 8 خرداد ، 02:56
فراموش کردن انسان رو به فساد میکشونه.یاد بدبختیها و مشکلات باعث میشه ازشون عبرت بگیریم و تکرار نکنیم هرچند تلخ باشن و یاد خوبیها و خوشیها باعث میشه حتی حالمون بد باشه تا حدی اروم بشیم
من اگر روح پریشان دارم من اگر غصه هزاران دارم گله از بازی دوران دارم دل گریان،لب خندان دارم به تو و عشق تو ایمان دارمدر غمستان نفسگیر، اگر نفسم میگیرد آرزو در دل من متولد نشده، می میردیا اگر دست زمان درازای هر نفس جان مرا میگیرد دل گریان، لب خندان دارم به تو ...
با من از عشق سخن بگو ای سراپا همه خوبی و صفا به خدا محتاجم من چو ماهی كه ز دریا دور است و شن گرم كنار ساحل پیكرش را گور است موج امید و وفا می خواهممن تو را می خواهم من تو را می خواهم ای دریا ای به ظاهر همه تندی ، همه خشم و به دل گرم و آرام پر از شور و حیات من چو گل كه به اشك شب و لبخند سحر محتاج...
تو سکوت میکنی
..
و فریاد زمانم را نمی شنوی !
..
یک روز !
... ... ..
من سکوت خواهم کرد و تو آن روز ............
..
برای اولین بار مفهوم "دیر شدن " را خواهی فهمید...
user_wall_15025877
تو سکوت میکنی
..
و فریاد زمانم را نمی شنوی !
..
یک روز !
... ... ..
من سکوت خواهم کرد و تو آن روز ............
..
برای اولین بار مفهوم "دیر شدن " را خواهی فهمید...
✔
آن قدر در عشق تو سر به زیر و سر به راه بودم
كه نمی دانستم در خیابان یك طرفه قدم برمی دارم
و هیچ گاه با تو رو در رو نخواهم شد!
__________________________