كوبریك در روز پنج شنبه 26 جولای 1928 در منهتن به دنیا آمد.در جوانی به عنوان عكاس مجله تایم شروع به فعالیت كرد.بعد از مدتی یك فیلم كوتاه از یه بوكسور ساخت(روز قهرمان)در سال 1953 فیلم ترس و هوس بعد از ساختن همین فیلم بود كه امریكا رو بخاطر اینكه از سینمای آمریكا و هیاهوی فیلمسازی هالیوود دور باشه ترك كرد و به لندن رفت همین باعث شد كه او را به اسكار راه ندهند و هرگز هم بعد از آن به آمریكا نرفت(بجز چند مورد) و معمولا وقتی فیلمهای او در امریكا برنده میشد او در مراسم حضور نداشت.
در سال 1969 به خاطر جلوه های ویژه فیلم اودیسه جایزه اسكار را برد و دوازده بار هم كاندید اسكار شد.
سال 1955 بود كه بوسه قاتل و در سال 1956 فیلم قتل رو ساخت. در سال 1957 فیلم فوق العاده موفق راه های افتخار رو ساخت در سال 1960 فیلم نیمه تمام اسپارتاكوس به كوبریك داده شد تا تمومش كنه كه این كار را به خوبی هر چه تمام به پایان رسوند تا این فیلم همچنان جزو 10 فیلم برتر سینمای جهان باشه.
در سال 1962 هم فیلم لولیتا رو ساخت.
در سال 1964 فیلم كمدی دكتر استرنجلاو رو ساخت در سال 1968 فیلم 2001 اودیسه فضایی رو ساخت كه با موسیقی كلاسیك سنگینش یك فیلم سنگین فلسفی ساخت كه تا آن زمان چنان تروكاژی در سینمای جهان به كار نرفته بود در سال 1971 فیلم پرتغال كوكی رو ساخت در سال 1975 هم فیلم باری لیندون رو ساخت.
در سال 1980 هم فیلم شاینینگ رو در ژانر سینمای وحشت ساخت در سال 1987 فیلم غلاف تمام فلزی رو ساخت و در نهایت فیلم آخرش كه در سال 1999 و با عنوان چشمان كاملا بسته ساخته شد.
و در نهایت در تاریخ 7 مارس 1999 قبل از پریمیر این فیلم كوبریك در سن 71 سالگی در حالی كه در همان منزلش در لندن زندگی میكرد چشم از دنیا فرو بست. و جهان هنر یكی از بهترین فیلمسازان تاریخ خودش رو از دست داد.
شهلا سرشار... غزل میخونم امشب واسه ی مستای عاشق واسه عاشقترین دل دل رسوای عاشق دل رسوای عاشق تو میدونی خدایا که تو مستی ریا نیست تو از ما برنگردی که بی تو بین ما نیست که بی تو بین ما نیست غزل میخونم امشب واسه هر کی که مسته واسه هر کی تو مستی خداشو می پرسته خداشو می پرسته غزل یعنی شب ِ درد شبای بی نصیبی برات میخونم ای دل که تنها و غریبی که تنها و غریبی غزل یعنی خدایا مگر دوری از ما که ما خیری ندیدیم از این احوال دنیا بزرگی ، مهربونی ، بی نیازی خدای مردم اهل ِ نمازی خدای مردم میخونه ام باش کس بی کس در این ویرونه ام باش کس بی کس در این دیوونه ام باش غزل میخونم امشب واسه هر کی که مسته واسه هر کی تو مستی خداشو می پرسته خداشو می پرسته غزل یعنی شب ِ درد شبای بی نصیبی برات میخونم ای دل که تنها و غریبی که تنها و غریبی غزل یعنی خدایا مگر دوری از ما که ما خیری ندیدیم از این احوال دنیا بزرگی ، مهربونی ، بی نیازی خدای مردم اهل ِ نمازی خدای مردم میخونه ام باش کس بی کس در این دیوونه ام باش کس بی کس در این دیوونه ام باش
باز آمدم باز آمدم از پیش آن یار آمدم در من نگر در من نگر بهر تو غمخوار آمدم شاد آمدم شاد آمدم از جمله آزاد آمدم چنیدن هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم