userinfo close

  ,

بروجرد( پاریس کو چو لو)


brojerdia

تاسیس: 20 مرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: حسین بنشی - معاونان
 

317 عضو

  • کوه رویاها ، احساس درون , varaye_in_donya
  • وحید تاران , vahid_taran2010
  • فرزاد  , farzad0364
  • مازیار سپنتا , terita
  • ایمان ارجمندی , kavehg68
  • پویان           , pouyann2512
  • علی ساطعی , alisateii
  • آریا پاک مهر , ariyana21
  • شبنم   , raya7
  • عـــــقـــاب پاریس کوچولو ٭شاهین صبوری ٭ , shahin_his2
  • یاسر خداوردیان , yasistranger
  • محمد امید علی , mohammad_omidali

کلوبهای مشابه

  ,
فضول
اصولا فضولی بده یا خوب و یا ...
  ,
4راه جوانی
آن روزها رفتند آن روزهای خوب آن روزهای سالم سرشار آن آسمان های پر از پولك آن شاخساران پر از گیلاس آن خانه های تكیه داده در حفاظ سبز پیچكها به یكدیگر آن بام های باد بادكهای بازیگوش آن كوچه های گیج از عطر اقاقی ها آن روزها رفتند آن روزها یی كز شكاف پلكهای من آوازهایم چون حبابی از هوا لبریز می جوشید چشمم به روی هر چه می لغزید آنرا چو شیر تازه می نوشید گویی میان مردمكهایم خرگوش نا آرام شادی بود هر صبحدم با آفتاب پیر به دشتهای نا شناس جستجو می رفت شبها به جنگل های تاریكی فرو می رفت آن روزها رفتند آن روزها ی برفی خاموش كز پشت شیشه در اتاق گرم هر دم به بیرون خیره میگشتم پاكیزه برف من چو كركی نرم آرام می بارید بر نردبام كهنه چوبی بر رشته سست طناب رخت بر گیسوان كاجهای پیر و فكر می كردم به فردا آه فردا حجم سفید لیز با خش خش چادر مادربزرگ آغاز میشد و با ظهور سایه مغشوش او در چارچوب در كه ناگهان خود را رها می كرد در احساس سرد نور و طرح سرگردان پرواز كبوترها در جامهای رنگی شیشه فردا ... گرمای كرسی خواب آور بود من تند و بی پروا دور از نگاه مادرم خطهای باطل را از مشق های كهنه خود پاك می كردم چون برف می خوابید در باغچه می گشتم افسرده در پای گلدانهای خشك یاس گنجشك های مرده ام را خاك میكردم آن روزها رفتند آن روزهای جذبه و حیرت آن روزهای خواب و بیداری آن روز ها هر سایه رازی داشت هر جعبه سربسته گنجی را نهان می كرد هر گوشه صندوقخانه در سكوت ظهر گویی جهانی بود هر كسی ز تاریكی نمی ترسید در چشمهایم قهرمانی بود آن روزها رفتند آن روزهای عید آن انتظار آفتاب و گل آن رعشه های عطر در اجتماع ساكت و محبوب نرگسهای صحرایی كه شهر را در آخرین صبح زمستانی دیدار می كردند آوازهای دوره گردان در خیابان دراز لكه های سبز بازار در بوهای سرگردان شناور بود در بوی تند قهوه و ماهی بازار در زیر قدمها پهن می شد كش می آمد با تمام لحظه های راه می آمیخت و چرخ می زد در ته چشم عروسكها بازار مادر بود كه می رفت با سرعت به سوی حجم های رنگی سیال و باز می آمد با بسته های هدیه با زنبیل های پر بازار بود كه می ریخت كه می ریخت كه می ریخت آن روزها رفتند آن روزهای خیرگی در رازهای جسم آن روزهای آشنایی های محتاطانه با زیبایی رگهای آبی رنگ دستی كه با یك گل از پشت دیواری صدا می زد یك دست دیگر را و لكه های كوچك جوهر بر این دست مشوش مضطرب ترسان و عشق كه در سلامی شرم آگین خویشتن را بازگو میكرد در ظهر های گرم دود آلود ما عشقمان را در غبار كوچه می خواندیم ما با زبان ساده گلهای قاصد آشنا بودیم ما قلبهامان را به باغ مهربانی های معصومانه می بردیم و به درختان قرض می دادیم و توپ با پیغام های بوسه در دستان ما می گشت و عشق بود آن حس مغشوشی كه در تاریكی هشتی ناگاه محصورمان می كرد و جذبمان می كرد در انبوه سوزان نفس ها و تپش ها و تبسم های دزدانه آن روزها رفتند آن روزها مثل نباتاتی كه در خورشید می پوسند از تابش خورشید پوسیدند و گم شدند آن كوچه های گیج از عطر اقاقی ها در ازدحام پر هیاهوی خیابانهای بی برگشت و دختری كه گونه هایش را با برگهای شمعدانی رنگ می زد آه اكنون زنی تنهاست اكنون زنی تنهاست
  ,
عشق سینما
اگر دلت میخواد هر چند وقت یكبار باهم بریم سینما ... گاهی هم شاید با تخفیف عضو بشو توجه : دوستانی كه واقعا می خواهند همراه ما در قرار ها شركت كنند لطفا بحثهای كاوب را پی گیری كنند چون می خواهیم هر چند هفته یك بار با هم سینما بریم ... منتظرتون هستم
  ,
كامران و هومن
یه ترانه بسازم که جهانی شه...
  ,
شهر فانتزی
یه شهر خفن برای آدمای خفنگ. . .
  ,
سمند
کلوب سمند کلوبی متفاوت

تبلیغات

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها پاسخها بروز رسانی
1
91/3/2 (01:31)
11
90/8/16 (22:33)
1
90/6/25 (17:43)
1
90/6/6 (01:18)
0
90/6/6 (01:03)
13
90/5/30 (23:04)
1
89/12/29 (00:03)
1
89/12/29 (00:03)
18
89/12/6 (23:40)
4
89/11/13 (15:57)
4
89/11/12 (12:54)
0
89/8/28 (17:48)
1
89/8/19 (12:55)
0
89/7/15 (21:58)
9
89/7/15 (21:53)
8
89/6/20 (19:57)
5
89/6/17 (14:18)
2
89/6/11 (10:34)
9
89/6/11 (10:30)
1
89/5/1 (15:57)
بحث از کلوب بروجرد( پاریس کو چو لو) ، 1 ماه پیش
چرا به بروجرد(دارالسرور پاریس کوچولو می گویندپاریس شهری خوش آب وهوا ودر اروپا قرار گرفته وبه دلیل داشتن زیر ساخت های گردشگری که داشته توجه سرمایه گذاری ها را در تمام بخش ها به خود جذب کرده  اما چرا به بروجرد لقب پاریس کوچولو را دادند اگر کسی از بام بروجرد  به غرب نگاه کند متوجه وجود  دهکده هایی می ش...
بحث از کلوب بروجرد( پاریس کو چو لو) ، 9 ماه پیش
تا حالا به خر ساندیس دادین یا دیدین به خر ساندیس بدن؟؟؟؟؟:-??...
بحث از کلوب بروجرد( پاریس کو چو لو) ، 10 ماه پیش
من نمیدونم ما بروجردی های چی مده نظرمونه که هی یک شخصیت رو میفرستیم مجلس و این شخص عزیز بجای اینکه در راه شهرشو مردمش قدم برداره بیشتر به فکر جیب و ... خودش هست. من یه سوال دارم به نظر شما آبادانی بروجرد به راه آهن یا فرودگاه یا آوردن دریا و اسکله به این شهر ختم میشه؟ این شهر زیبای ما که زمانی برای ...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.