userinfo close

  ,

بروجرد آنلاین


boroujerd_anlain

تاسیس: 21 اردیبهشت 1390  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر اس تی - معاونان
 

200 عضو

  • دکتر صبا نیکیار , snikyar
  • هنگامه محمودی , hengame_mahmoodi
  • یاسمن هوشیار , yasaman_hooshyar
  • الیکا شریفی , elika_sharifi
  • الهه اخوان , elahe_akhavan
  • شبنم غفاری , shabnam_ghafari
  • آرام جعفرپور , aram_jaafarpour
  • آیلا محمدی , ayla_mohammadi
  • ریحانه  , r_m777
  • امید سون , omid2afm_2010
  • هانیه جوادزاده , hanie_javadzade
  • آزیتا شهسوار , azita_shahsavar

کلوبهای مشابه

  ,
  ,
رفیق
و چه این جمله به فکر همگی افتاده... بچه ها را چه کنیم... بچه ها میرقصند... بچه ها می خوانند...
  ,
والن
✖شرط عضویت در این کلوب = صمیمت و همدلی با اعضاء✖ ✖رقابت را به حسادت , کیفیت را به کمیت و عمل را به ادعا ترجیح میدهیم✖
  ,
دوستان زبل
کلوبی جهت دوستی سالم
  ,
زیر بارون
به نـفرات فعال در کلوب جایزه ویژه کروبی پرداخت میشه ... مــوفـقـیـت شـما در تمام مــراحل زنـدگی آرزوی مـاسـت ... بـــه دنــبــــال مــــعـــــاون فـــــعــــــال و بـــاســــابــــقــه ...
  ,
با جنبه ها
سلام خوش اومدین به كلوب خودتون اینجا از اسمش معلومه كلوب با جنبه ها پس بی جنبه بازی موقوف

تبلیغات

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها پاسخها بروز رسانی
79
90/7/30 (15:33)
39
91/2/7 (11:52)
114
90/12/11 (13:36)
44
90/11/30 (22:54)
مقاله از کلوب دوستانه ، 1 سال پیش
دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمیده که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود، پریشان شد. آشفته و عصبانی نزد فرشته مرگ رفت تا روزهای بیش‌تری از خدا بگیرد. داد زد و بد و بیراه گفت! (فرشته سکوت کرد) آسمان و زمین را به هم ریخت! (فرشته سکوت کرد) جیغ زد و ...
99
مقاله از کلوب دوستانه ، 1 سال پیش
در آخرین لحظات سوار اتوبوس شد روی اولین صندلی نشست.از کلاس های ظهر متنفر بود اما حداقل این حسن را داشت که مسیر خلوت بود...اتوبوس که راه افتاد نفسی تازه کرد و به دور و برش نگاه کرد.پسر جوانی روی صندلی جلویی نشسته بود که فقط می توانستنیمرخش را ببیند که داشت از پنجره بیرون را نگاه می کرد ...به پسر خیر...
مقاله از کلوب دوستانه ، 1 سال پیش
ساعت ۲ نصف شب یک اتاقساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست ساعت ۴ صبح هنگام خواب وضعیت تحصیل در خوابگاهاولین روزهای خوابگاهگفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذشت چند روز پایان گفت و گو امکانات غذایی در خوابگاه طریقه ظرف شستن در خوابگاه اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویانو این هم آخر عاقبتش...
مقاله از کلوب دوستانه ، 1 سال پیش
لباس فارغ التحصیلی در کل جهان به این شکل است ، اما تا حالا به این فکر کرده اید که چرا به این شکل است و فلسفه وجودی اش چیست ؟ هنگامی که از شما سوال می‎ شود که این لباس و کلاه چیست ؟ چه پاسخی دارید که بدهید ؟! احتمالاً خواهید گفت نمی دانم ! اما اگر این سوال را از یک اروپایی یا ژاپنی و یا حتی امریکایی ...
مقاله از کلوب دوستانه ، 1 سال پیش
چگونه می توانی به تاول های پاهایت بگی٫تمام مسیر طی شده اشتباه بوده است...!مسیر را درست انتخاب کن!...
مقاله از کلوب دوستانه ، 1 سال پیش
هر وقت که دل کسی رو شکستی روی دیوار میخی بکوب تا به یادت باشه که دلشو شکستی , هر وقت که دلشو بدست آوردی میخ را از روی دیوار در بیار آخه دلشو بدست آوردی اما...!چه فایده! جای میخ که رو دیوار مونده...
مقاله از کلوب دوستانه ، 1 سال پیش
خدا قول نداده آسمون همیشه آبی باشه و باغها پوشیده از گل ، قول نداده زندگی همیشه به کامت باشه ، خدا روزای بی غصه و شا د یهای بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده، خدا ساحل بی طوفان ، آفتاب بی بارون و خنده های همیشگی رو قول نداده، خدا قول نداده که رنج ، که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نکنی،...
مقاله از کلوب دوستانه ، 1 سال پیش
بیشتر دردها دلیل وجود سرطان نیستند. دردهایی که مداوم هستند و به دلایل نامشخص ایجاد می‌شوند حتما باید تحت بررسی قرار گیرند. در این شرایط پزشک سابقه خانوادگی شما را بدقت بررسی می‌کند و براساس آن اطلاعات تصمیم بگیرد که چه آزمایشاتی برای شما لازم‌تر است. در این میان برخی معتقدند سرطان بیماری‌ای...
مقاله از کلوب دوستانه ، 1 سال پیش
مسابقه برترین کیک در روسیه !!!! ...
مقاله از کلوب دوستانه ، 1 سال پیش
مردی در نیویورک هنگام بازنشستگی تصمیم گرفت پول خود را عاقلانه مصرف کندبه همین خاطر یک خانه و چند هکتار زمین در پرتغال خرید.این منزل مسکونی و زمین های اطرافش به خاطر این که هیچ وارثی نداشتتوسط اداره مالیات به این فرد فروخته شد.درب انبار غله این خانه جوش داده شده بودو هیچ کس تا آن موقع تمایل به باز کر...
مقاله از کلوب دوستانه ، 1 سال پیش
در یكی از محله‌های مركزی شهر پاریس، دیواری وسیع جا خوش كرده است كه سرامیك‌هایی لاجوردی تنش را پوشانده‌اند و روی آن با 300 زبان زنده دنیا بیش از هزار بار به رنگی سپید نوشته شده است: «دوستت دارم». سهم ما ایرانی‌ها هم، دو تا از آن دوستت دارم‌هاست كه یكی از آنها بالای دیوار قرار گرفته است و دیگری ت...
مقاله از کلوب طوتیا ، 1 سال پیش
زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند.یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم میزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.دامادش فوراً شیرجه رفت توی آب و او را نجات دا...
مقاله از کلوب طوتیا ، 1 سال پیش
کا مـپـیوتر دختـر است یا پـسر ؟!از د خـتر ها پرسیدند ، گفتند : کا مـپـیوتر پسر است !و این هم دلایل شان : - وقتی به آن عادت  کردیم ، فکر می کنیم بدون آن قادر به انجام کاری نیستیم .- با این که  اطلاعات زیادی دارند ، نادان اند .- طراحی شده اند تا مشکلات را حل و کار ها را آسان کنند ، اما بیشتر وقت ها مش...
مقاله از کلوب طوتیا ، 1 سال پیش
ارتباط گفتاری، مهمترین رفتار انسان و تاثیر متقابل اجتماعی است. اگر خوب بنگریم می‌بینیم که تفاوت حیات انسان بادیگر موجودات زنده و حیوانات در این است که او ارتباط خود را از طریق گفتار و سخن محقق می‌سازد.«گوش دادن، سخن گفتن، خواندن و نوشتن» از عناصر اصلی ارتباط انسانی به شمار می‌رود و بر ا...
مقاله از کلوب طوتیا ، 1 سال پیش
دختر ها چه شوهری می خوان :یه دختر 18 ساله:به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه دختر 22 ساله : او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه ولی ؟؟؟؟؟مرد ایده آل او باید پول دار خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به ان...
مقاله از کلوب طوتیا ، 1 سال پیش
هرکسی را جلوه ای است!؟مرد ثروتمندی دختری زیبا و صاحب جمال داشت. روزی پسری با شرایط بسیار مناسب به خواستگاری دختر آمد و مرد ثروتمن شزط ازدواج را آن گذاشت که پسر به مدت سه ماه در آسیاب دهکده کنارآسیابان و دختر آسیابان کار کند و نشان دهد که حاضر است به کار سختی مثل آسیابانی برای رسیدن به دختر ایده آلش ...
مقاله از کلوب طوتیا ، 1 سال پیش
عشق از دیدگاه های مختلف عشق از دیدگاه حاج آقا: استغفرا... باز از این حرفای بی ناموسی زدی. (جمله عاشقانه : خداوند همه جوان ها را به راه راست هدایت کند) عشق از دیدگاه دختر حاج آقا: آه... یعنی می شه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم؟ ( جمله عاشقانه : ندارد) عشق از دید یک ریاضیدان : عشق یعنی دوست دا...
مقاله از کلوب بروجردیها ، 1 سال پیش
در زمانهای گذشته پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای اینکه عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه،بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند،بسیاری غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ایست... باوجود ا...
مقاله از کلوب بروجردیها ، 1 سال پیش
...
مقاله از کلوب بروجردیها ، 1 سال پیش
مقاله از کلوب تک تاز ، 1 سال پیش
برای دیدن ادامه...  بعد از عضویت به قسمت بحث ها مراجه نمایید ...
پاسخ بحث از کلوب پرستوی مهاجر ، 1 سال پیش
تصاویر تکان دهنده :روش جدید دختران در پارک‌ها برای درس ‌خواندن ...
پاسخ بحث از کلوب پرستوی مهاجر ، 1 سال پیش
اخر و عاقیت مزاحمت برا دختر
مقاله از کلوب بروجردیها ، 1 سال پیش
انسان های بزرگ در باره عقاید سخن می گویندانسان های متوسط در باره وقایع سخن می گویندانسان های كوچك پشت سر دیگران سخن می گویند انسان های بزرگ درد دیگران را دارندانسان های متوسط درد خودشان را دارندانسان های كوچك بی دردند انسان های بزرگ عظمت دیگران را می بینندانسان های متوسط به دنبال عظمت خود هستندا...
مقاله از کلوب بروجردیها ، 1 سال پیش
این دختر از چهره خودش راضی نبود بنابراین انواع مختلفی از جراحی زیبایی را برروی صورتش انجام داد تا اینکه به زیبایی دلخواهش دست یافت! ...
مقاله از کلوب بروجرد آنلاین ، 1 سال پیش
در یک روز آرام ، روشن ، شیرین و آفتابی یک فرشته مخفیانه از بهشت پایین آمد و به این دنیای قدیمی پا گذاشت. در دشت ، جنگل ، شهر و دهکده گشتی زد. هنگامی که خورشید در حال پایین آمدن بود او بالهایش را باز کرد و گفت: حالا که دیدار من از زمین پایان یافته ، باید به دنیای روشنایی برگردم. اما قبل از ...
مقاله از کلوب بروجرد آنلاین ، 1 سال پیش
...
مقاله از کلوب بروجرد آنلاین ، 1 سال پیش
با مردی كه در حال عبور بود برخورد کردم اووه !! معذرت میخوام... من هم معذرت میخوام , دقت نکردم ...  ما خیلی مؤدب بودیم ، من و این غریبه  ,خداحافظی كردیم و به راهمان ادامه دادیم   اما در خانه با آنهایی كه دوستشان داریم چطور رفتار می كنیم   كمی بعد ازآنروز، در حال پختن شام بودم.دخترم خیلی آرام كن...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.