userinfo close

  ,

با حیوانات مهربان باشیم


be_kind_with_animals

تاسیس: 23 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: ژاله فتوره چی - معاونان
از همه کسانی که حیوانات را دوست دارند دعوت به عضویت در این کلوب می کنیم.
 

362 عضو

  •   افشین کیهانی , kingafshin
  • مجید دلریش , cyrus_md
  •  امین    ش ه ب ا ز ی   , amin_odd
  • بهروز  , behrouzabi
  • سمیرا محمدی , s_gallent
  • مهدی استقلالی , mahdi_esfahan
  •  امیرفرهنگ  پور آذرنگ , nahaleh
  • دراگون فلای , dragon__fly
  • پارمیس هخامنشی , maryam_pl
  • مهسا نمیدونم , 87229032
  • شهرزاد گلستانی , inateselog
  • ساناز محمدی , sanaz_gold2012

کلوبهای مشابه

  ,
سروشی ها
ین منم که تو را می خوانم نه پری قصه هستم در آفاق داستان و نه قاصدکی در یک قدمی تو کسی که همواره به یاد توست سالهاست با رودخانه و آسمان زندگی می کنم برای کفتران چاهی دانه می ریزم و ماه را به مهمانی درختان دعوت می کنم این تویی که مرا در تمام لحظات می بینی می نویسم تا تمامی درختان سالخورده بدانند که تو مهربانترین مهربانی پس آرام و گرم می نویسم دوستت دارم دوست من خوش آمدی
  ,
فضول
اصولا فضولی بده یا خوب و یا ...
  ,
4راه جوانی
آن روزها رفتند آن روزهای خوب آن روزهای سالم سرشار آن آسمان های پر از پولك آن شاخساران پر از گیلاس آن خانه های تكیه داده در حفاظ سبز پیچكها به یكدیگر آن بام های باد بادكهای بازیگوش آن كوچه های گیج از عطر اقاقی ها آن روزها رفتند آن روزها یی كز شكاف پلكهای من آوازهایم چون حبابی از هوا لبریز می جوشید چشمم به روی هر چه می لغزید آنرا چو شیر تازه می نوشید گویی میان مردمكهایم خرگوش نا آرام شادی بود هر صبحدم با آفتاب پیر به دشتهای نا شناس جستجو می رفت شبها به جنگل های تاریكی فرو می رفت آن روزها رفتند آن روزها ی برفی خاموش كز پشت شیشه در اتاق گرم هر دم به بیرون خیره میگشتم پاكیزه برف من چو كركی نرم آرام می بارید بر نردبام كهنه چوبی بر رشته سست طناب رخت بر گیسوان كاجهای پیر و فكر می كردم به فردا آه فردا حجم سفید لیز با خش خش چادر مادربزرگ آغاز میشد و با ظهور سایه مغشوش او در چارچوب در كه ناگهان خود را رها می كرد در احساس سرد نور و طرح سرگردان پرواز كبوترها در جامهای رنگی شیشه فردا ... گرمای كرسی خواب آور بود من تند و بی پروا دور از نگاه مادرم خطهای باطل را از مشق های كهنه خود پاك می كردم چون برف می خوابید در باغچه می گشتم افسرده در پای گلدانهای خشك یاس گنجشك های مرده ام را خاك میكردم آن روزها رفتند آن روزهای جذبه و حیرت آن روزهای خواب و بیداری آن روز ها هر سایه رازی داشت هر جعبه سربسته گنجی را نهان می كرد هر گوشه صندوقخانه در سكوت ظهر گویی جهانی بود هر كسی ز تاریكی نمی ترسید در چشمهایم قهرمانی بود آن روزها رفتند آن روزهای عید آن انتظار آفتاب و گل آن رعشه های عطر در اجتماع ساكت و محبوب نرگسهای صحرایی كه شهر را در آخرین صبح زمستانی دیدار می كردند آوازهای دوره گردان در خیابان دراز لكه های سبز بازار در بوهای سرگردان شناور بود در بوی تند قهوه و ماهی بازار در زیر قدمها پهن می شد كش می آمد با تمام لحظه های راه می آمیخت و چرخ می زد در ته چشم عروسكها بازار مادر بود كه می رفت با سرعت به سوی حجم های رنگی سیال و باز می آمد با بسته های هدیه با زنبیل های پر بازار بود كه می ریخت كه می ریخت كه می ریخت آن روزها رفتند آن روزهای خیرگی در رازهای جسم آن روزهای آشنایی های محتاطانه با زیبایی رگهای آبی رنگ دستی كه با یك گل از پشت دیواری صدا می زد یك دست دیگر را و لكه های كوچك جوهر بر این دست مشوش مضطرب ترسان و عشق كه در سلامی شرم آگین خویشتن را بازگو میكرد در ظهر های گرم دود آلود ما عشقمان را در غبار كوچه می خواندیم ما با زبان ساده گلهای قاصد آشنا بودیم ما قلبهامان را به باغ مهربانی های معصومانه می بردیم و به درختان قرض می دادیم و توپ با پیغام های بوسه در دستان ما می گشت و عشق بود آن حس مغشوشی كه در تاریكی هشتی ناگاه محصورمان می كرد و جذبمان می كرد در انبوه سوزان نفس ها و تپش ها و تبسم های دزدانه آن روزها رفتند آن روزها مثل نباتاتی كه در خورشید می پوسند از تابش خورشید پوسیدند و گم شدند آن كوچه های گیج از عطر اقاقی ها در ازدحام پر هیاهوی خیابانهای بی برگشت و دختری كه گونه هایش را با برگهای شمعدانی رنگ می زد آه اكنون زنی تنهاست اكنون زنی تنهاست
  ,
عشق سینما
اگر دلت میخواد هر چند وقت یكبار باهم بریم سینما ... گاهی هم شاید با تخفیف عضو بشو توجه : دوستانی كه واقعا می خواهند همراه ما در قرار ها شركت كنند لطفا بحثهای كاوب را پی گیری كنند چون می خواهیم هر چند هفته یك بار با هم سینما بریم ... منتظرتون هستم
  ,
كامران و هومن
یه ترانه بسازم که جهانی شه...
  ,
شهر فانتزی
یه شهر خفن برای آدمای خفنگ. . .

تبلیغات

بحث از کلوب با حیوانات مهربان باشیم ، 2 ماه پیش
سلامفروش محدود بچه گربه های کاملا اصیلچشم ابیمتولد 23 بهمن90به زودی عکس هم میذارم...
بحث از کلوب با حیوانات مهربان باشیم ، 3 ماه پیش
سلام دوستان عزیز4تا گربه ی ناز واسه واگذاری هست2بچه کوچولویه داداش بزرگ با شناسنامهو مادرشون که البته حامله استاین 2تا کوچولو تقریبا 2ماهه هستن این آقا هم داداش بزرگه است که شناسنامه داره اینم مامانشونه که الان حامله استاینا تو حیاط خانومی هستن که دیگه نمیتونه نگهشون داره اگه جایی پیدا نکنن میرن تو ...
بحث از کلوب با حیوانات مهربان باشیم ، 1 سال پیش
بچه گربه میخوام...
بحث از کلوب با حیوانات مهربان باشیم ، 1 سال پیش
تالار تخصصی خزندگان و حیوانات خاص (اگزاتیک)www.khazandegan.comwww.exoticpet.ir...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.