userinfo close

  ,

شعر های عاشقانه


ashegclub

تاسیس: 30 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: صابر ش - معاونان
لطفا اون افرادی که عاشق هستن و یا میخوان عاشق شن مراجعه کنن
 

16461 عضو

  • لیلا  خانومی , leilajigare
  • لـیــــــــــلی   , mehraboon1991
  • جعفر خسروی , jafarkhosravi50
  • مهـــــــــــــــــتا مهــــــــــــــــتا , seti650
  • هدی  , helia1986
  • رضا  رضا  , reza_aaaaa
  • کوروش  آسمانی , mrkorosh
  • سعید ع , saeid69_s
  • رها  محمدی , raha_mani
  • شاهین ن , oranoos01
  • نــیــوشــا خــانــووومـ  , niooshaantik
  • یاسین سروش , yasin_srosh22

کلوبهای مشابه

  ,
مشاوره وتبادل تجربیات و اطلاعات در زمینه ی روابط پایدار و مانا
مشاوره و تبادل تجربیات و اطلاعات در هر زمینه و هر گونه راهنمایی به تمامی دوستان و عزیزانی كه دوستان دیگرشون رو قابل میدونن.اگه واااقعا نیت پاك و سالمی دارین بفرمایین.
  ,
قدرت پسرها
ما در این کلوب کاری به کلوب های مبارزه با پسران یا دختران نداریم و فقط سر حقیقت بحث میکنیم! عضویت برای عموم آزاد است.
  ,
اکتیو
زنــــــــــــــــــــــــــــــدگــی...
  ,
زیر چتر محبت
به پایان فکر نکن. اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند. بگذار پایان تو را غافلگیر کند. درست مانند آغاز... تعرفه یتبلیغات در کلوب : 1. ارسال پیام گروهی---> 10 هزار کوروب 2. قرار دادن توو لیست کلوپهای مشابه ---> به ازای هرماه 10 هزار کوروب 3. قرار دادن بنر در بالای کلوپ---> به ازای هرماه 20 هزار کوروب 4. قرار دادن بنر در تایپیک دلخواه---> به ازای هرماه و هر تایپیک 8 هزار کوروب برای تبلیغات با مدیر کلوپ تماس بگیرید
  ,
گردش و آموزش
به علت تغییرات خواهش میكنم حذف عضویت بزنید با تشكر
  ,
(؟روزهای تنهایی وبی کسی؟)
این کلوپ برای کسایی هست که اهل دروغ نیستند خوش قلب و مهربونن و کمی تنها هستند این کلوب برای حرف دله بیا تو عزیزم تا تو هم از تنهایی در بیای

تبلیغات

پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
عمر منتا دشت پرستاره اندیشه های گرمتا مرز ناشناخته ی مرگ و زندگیتا كوچه باغ خاطره های گریز پایتا دشت یادهاهان ای عقاب عشق از اوج قله های مه آلود دوردستهاپرواز كنپرواز كن به دشت غم انگیز عمر من
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
یــه روز اومــدی مــثــل مــوج دریــابــوی پــیــرهــنــت مــثــل خــواب و رویــاســایــه هــای مــا رو شــنــای ســاحــلپــا بــه پــا بــی صــدا غــرق تــمــنــایــه روز اومــدی تــو ســکــوت ســردمســر بــه راه شــد ایــن دل دوره گــردمحــالا چــی شــده کــه مــی خــوای جــدا شــیچــی شــده تــ
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
شاید تنها تو بدانی که اینجا ماوای تنهایی من استاینجا سطرهای نا شناخته ای دارد که تنها تو می فهمی شان نکند فراموشم کرده ای که باز در هاله ی دلتنگی ها غوطه می خورمخـــــــدایاموج دلتنگیها طوفان دلخوشیهایم شده ...ناصبوری ام را لغزش به حساب نیاور ...دنیا رفیق مزاحم است ... کودکی ام را پس نمی دهدخــــــد
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
دیشب باز هم در تار و پود تنهایی گم شدمو در تاریکی این ترس خفتیدمترس از تنهایی شازده کوچولوی دیار غم من در کنارم آرمیده بودو من او را به تماشای وحشیانه و به یغما کشاندن دیار مردمان سرزمین غریبه دور دست کشاندمآن مردمانی که خود خون خود را می مکند و خود را به یغما می برندمردمانی که به تماشای بازی کتک خ
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
من ز این آزار سخت زندگی ، بودن ، تنفس رویگردانممن درون دفتر صد برگ این دنیاكه بس چركین و زشت و لوث می باشدبه جـــز اندوه جانفرسای هجران و جداییچیز دیگر را نمی بینم ، نمی خوانمدلم خون است زین دنیادگر میلی ندارد جان كه مانَد اندرون این جهان زشت و نازیبافلك ! ای چرخ بد سیرت !سخن من با تو می گویمجوابم ا
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
فراموشم کردی....اگه یه روز رسید که دیگهواسه خیس نشدن زیر بارون چترتو باز کردی...واسه اینکه صدای رعد و برق رو نشنوی گوشاتو گرفتی...واسه اینکه بارونو نبینی پنجره ی اتاقتو بستی....و اگه یه روز دیگه برف بازی نکردی...اون روز روزیه که منو فراموش کردی...پس یادت نره همین الآن برو چترتو واسه تولد یکی که دوست
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
بغلم کن عشق خوبم بذار حس کنم تنتو ...از حرارتت بمیرم بگیرم عطر تنتو ...واسه من آغوش گرمت تنها جای امن دنیاست ...ساز آشنای قلبت خوشترین آهنگ دنیاست ...منو که بغل بگیری گم میشم تو شهر رویا...بند میاد نفس تو سینم مثل مجنون پیش لیلا...به تو شفاف و برهنه دل سپردم بی محابا...بغلم کن تا نمیرم بی تو، تو دست
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
آن لحظه که دلتنگ یارم می شوم خود به خود هوس باران را می کنم.آن لحظه که اشک از چشمانم سرازیر می شود هوس یک کوچه تنها را می کنمآن لحظه است که دلم می خواهد تنهایی در زیر باران بدون هیچ چتر و سر پناهی قدم بزنمقدم بزنم تا خیس خیس شوم ، خیس تر از قطره های باران…. خیس تر از آسمان و درختانآن لحظه که خیس خیس
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
شد خزان گلشن آشناییبازم آتش به جان زد جداییعمر من ای گل طی شد بهر تووز تو ندیدم جز بد عهدی و بی وفاییبا تو وفا کردم ، تا به تنم جان بودعشق و وفاداری ، با تو چه دارد سودآفت خرمن مهر و وفایینوگل گلشن جور و جفاییاز دل سنگت آهدلم از غم خونین استروش بختم این استاز جام غم مستمدشمن می پرستمتا هستمتو و مست
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
شب تیره و ره دراز و من حیرانفانوس گرفته او به راه منبر شعله بی شکیب فانوسشوحشت زده می دود نگاه منبر ما چه گذشت؟ کس چه می دانددر بستر سبزه های تر دامانگویی که لبش به گردنم آویختالماس هزار بوسه سوزانبر ما چه گذشت؟ کس چه می داندمن او شدم... او خروش دریاهامن بوته وحشی نیازی گرماو زمزمه نسیم صحراهامن تش
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
ســکــوت نه از بی صداییستنفس هست و حرف همناگفته ها و گفته شده ها، شنیده ها و نشنیده هاســکــوت از نبودن بغض نیستاز بی دردی نیستســکــوت از عادت نیستاز روزمرگی و فراموش شدگیاز خواب و رخوت و بی حوصلگیاز دلتنگیســکــوت از فریادهای در گلو مانده استو نعره هایی که هیچ وقت شنیده نشدهمه چیز هست و گوشی نیست
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
غرق خیالم... آی غریبه !! نقشی بر این ذهن خسته ام بنگار ...من سالها در غربت زمان خاک خورده امبیا و اندیشه ام را نوازشی آرام ده که من در اینجا اسیرم!اسیر خیالی خسته که زمان پیرش کرد...صدای شکستنش گوش خنده ام را کر کرد و سالهاست که من نمی خندم ...که رنگ خنده را می نگارد؟کسی در این غریبستان نیست؟من تنها
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
چه شد شاعر که در باغم گلی دیگر نمیرویدبه آهنگ قدمهایم کسی شعری نمی گویدچه بیهوده گل آلوده که باران هم نمی شویدببین حتی گل شب بو شب ما را نمی بوید
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
وقتی تو رفتی شمع روشن شبهایم خاموش شد،پنجره رو به زیبایی و رو به خوشبختی بر رویم بسته شدو چشمه عشق در وجودم خشک خشک شد.وقتی تو رفتی آتش غم دوری و فاصله در وجودم شعله ور شد،آسمان چشمانم ابری و دل گرفته شدو غروب غمگین عشق در آسمان قلبم نشست.وقتی تو رفتی دنیا برایم عذاب شد،و ثانیه ها برایم پر ارزش تر
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
روزی را که رفتی فراموش نخواهم کرددلم ابری بود و چشمانم سخت بارانیمن با خود اندیشیدم؟اندیشیدم که آیا کسی جز تو می تواند همسفر لحظه لحظه هایم باشد؟افسوس که تو در فصل برف ریزان برای همیشه رفتی تا من همواره بر گور خاطراتم گریه کنمخیال نکن که خیالم خالی از یاد توست ، نه هرگز !فقط به حرمت سنگینی غرورم است
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
دیرزمانی است که انتظار مرا احاطه کرده انتظاری که پایان مبهمی دارد انتظاری که بیش از پیش دشوار می شود وقتی زمانه نهی ات می کند وقتی سیاهی و پلیدی در اطرافت سایه می گستراند وقتی همراهی نداری و وقتی نمی توانی او را لمس کنی ... ساعتی پیش بود یا شاید چند روزی باشد که آسمان اجازه داد گستره اش را نظار
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
همچنان در جاده زندگی میرویم ، همسفر با من بیا تا به مقصد برسیم! می رویم تا جاده خسته شود ، پیچهای جاده درهم شکسته شود! می رویم تا خورشیدی که روبروی ماست از خستگی به خواب ، ماه بیاید و او نیز مثل جاده خسته شود ! می رویم تا دنیا به ما نخندد ، سرنوشت برای ما به ماتم ننشیند! ای همسفر این راه را باید ر
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
از کنار نیمکت خاطره ها میگذرمسکوت می نوازد و درخت شاهد باران عشقم با ترانه باد می خواند دستم گم کرده راهش را بی جهت در جیبم می خزدپاهایم سنگین اندبار غمی به دوش دارمبا هر گاممزیر پاهایم صدای خش خش رنج پاییز را میشنومو اشک هایم را پشت سر می گذارمدر بدنم جریان دارد حضورشاما با چشمم چیزی جز فاصله نیستب
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
هر شبوقتی که آخرین عابر هماز کوچه پس کوچه های شهربه خانه می خزدو آخرین چراغ هم خاموش می شودیاد توزیر پوست تنمجوانه می زندو خاطرت مراسر سبز می کندچنان بی تاب می شومکه دلمبرای لحظه ای دیداربی صبر و بی قرارگوش کنتیک تاک ساعتآمدن و رفتن ثانیه ها را خبر می دهدچه بی درنگ می آیندو چه پر شتاب می روندمی آیند
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
تــو را نـیـز چـون عـاشـقـان دیـگـرم از خـویـش رانـدم چـرا ؟ نـمـی دانــم ! شـــایـد تـو عــاشـق نـیـسـتـی و یـا شـــایـد مـن مـعـشــوق نـیـسـتـم !
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
چند وقت می شود هر چه قصه، هر چه شعر با دلم قهر كرده اند جاده، آفتاب، گل عابر پیاده، پل خانه ها، درخت ها، پرنده ها هر كه، هر چه را نگاه می كنم خسته و كلافه اند حرف تازه ای بزن! شعر تازه ای بخوان! حس تازه ای به من بده! تا دوباره پا شوم تا دوباره چون كبوتری توی آسمان رها شوم چند وقت می شود عشق در دلم ق
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
قـول دادم بـه غـزل هـای خـودم زل بـه چـشمـای تـو دیـگـر نـزنـم مـطـمـئـن بـاش خـیـالـت راحـت ...
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان اتش زدم، کشتم من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم من ز زمقصد ها پی مقصودهای پوچ افتادم تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم من به عشـق منتظــر بـودن همه صبر و قرارم رفت ؛ بهــارم رفـت ، عشقـم مرد ، یــارم رفـت ..
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
نـفـس کـشـیـدن در هـوایـی کـه نـشـانـی از هـوای نـفـسـت نـدارد.......بـاور کـن سـخـت اسـت...پ.ن: ... جـای سـه نـقـطـه هـا دلـتـنـگـی هـایـم را بـگــذار ... نـه کـم اسـت... ایـن سـه نـقـطـه کـم اسـت...
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
خاطره ای در درونم است چون سنگی سپید درون چاهی سر ستیز با آن ندارم ، توانش را نیز برایم شادی است و اندوه در چشمانم خیره شود اگر كسی آن را خواهد دید غمگین تر از آنی خواهد شد كه داستانی اندوه زا شنیده است می دانم خدایان انسان را بدل به چیزی می می كنند ، بی آن كه روح را از او بر گیرند تو نیز بدل به
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
مـا عــادت کـردیـم وقـتـی تـوی خــونـه فــیـلم مـی بـیـنـیم ، تمام که شد و بـه تـیتـراژ رسـید دسـتـگاه رو خـامــوش مــی کـنـیـم یـا اگــه تـوی ســیـنما بـاشــیم ســالـن رو تــرک مـی کــنـیم . مـا تـوی زنــدگـیـمون هـم هـیـچ وقــت کــســانی کــه زحــمـت هـای اصــلـی رو بــرای مــا می کشن نـمی بـی
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
در دلــم دلـتـنـگـی ام رادر سـکـوتـم حـرفـهای نـگـفـتـه ام رادر لـبـخـنـدم غــصـه هـایــم را دل مــن چـه خــردسـال اسـت...سـاده مـی نـگــرد ... سـاده مـی خــنـدد ...سـاده می پـوشـد ... دلــــِ من از تـبـار دیـوارهـای کـاهـگـلــی اسـت سـاده مـی افــتــد...سـاده مـی شـکـنـد ...سـاده مـی مــیــرد
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
ســکـوتـــــم رو دوسـتـــــ دارم ،چـــــون در آن گـلـه ای نـیـسـتــــگـاهـی سـکـوتـــــ دلــی را مـی شـکـنـدگـاهـی دلـی را بـدسـتـــــ مـی آوردگـاهـی از دل تـنـگـی حـکـایـت مـی کـنـدگـاهـی بـغـض در گـلـو خـفـتـه اسـتـــــــگـاهـی حــــرفــــ در راه مـانــــــده اسـتـــــگـاهـی اوقـاتـــــ سـکوتـــــ
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
وضع بهتر شده بوددریچه های آرزو را کمی باز کردمدریایی متلاطم بودپایانی نداشتو هر دریچهدریچه دیگری را باز کردبهتر آن دیدم که دریچه ها را ببندم
پاسخ بحث از کلوب شعر های عاشقانه ، 3 هفته پیش
روزیمـن نـیـز خـواهـم مـردو صـدایـم رابـه ابـدهــا خـواهـم بـردو زمـیـنـم رابـه تـو خـواهـم سـپـردو رازم رابـا تـو خـواهـم بـر شـمـردنـازنـیـنـمدر مـیـان ایـن هـیـاهــوی زمـیـنـیآسـمـان را مـبـر از یـادکـه تـو یـک مـاه ثـمـیـنـیشـب را تـا سـحـر بـر تـابتـا تـو هـم روزی، روز را بـبـیـنـی
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.