در وفای عشق تو مشهو رخو بانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
روز وشب خوابم نمی آیدبه چشم غم پرست
بس که در بیماری هجر تو گریا نم چو شمع
سرفر ازم کن شبی از وصل خو د ای ناز نین
تا منو ر گر ددت از دیدا رت ا یو ا نم چو شمع
این ندای كسی است كه قرن ها جلوتر از زمان خویش بود
سنگ نبشته ی ارامگاه كوروش جاوید:
ای رهگذر هر كه بخواهی باش،و از هر كجا كه می ایی بدان من كوروش بنیان گذار امپراتوری ایران هستم.بر این توده خاكی كه جسدم را پوشانیده است رشك مبر.مرا بگذار و بگذر...
آن خلیفه الهی ، آن دعامه نامتناهی ، آن سلطان العارفین ، آن حجةالخلایق اجمعین ، آن پخته جهان ناکامی ، شیخ بایزید بسطامی رحمةالله علیه ، اکبر مشایخ و اعظم اولیا بود ، و حجت خدای بود ، و خلیفه بحق بود ، و قطب عالم بود ، و مرجع اوتاد