userinfo close

  ,

هبوط ناتمام


Incomplatehobut

تاسیس: 9 خرداد 1390  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب هبوط ناتمام - معاونان
هبوط در فرهنگ دینی،نزول آدم و حوا از بهشت به کره خاکی است.در قرآن 7 بار هبوط امده است اما نکته ای که ادامه »
هبوط در فرهنگ دینی،نزول آدم و حوا از بهشت به کره خاکی است.در قرآن 7 بار هبوط امده است اما نکته ای که کمتر به آن توجه شده است اینکه هبوط در قرآن هم برای انسان است و هم برای شیطان.
خداوند بین انسان و شیطان در بحث هبوط دو رویکرد متفاوت دارد در مورد انسان اخراج انسان از بهشت و هبوطش بر زمین نوعی حکم تعالی بخش برای انسانه اما درباره شیطان کاملا تنبیهی است.ما در کجای هبوط قرار گرفته ایم؟انسانی یا شیطانی!
با ما همراه باشید اگر بدنیال چون برای چرایتان هستید...
 

66 عضو

  • سهیلا رحمانی , irantab92
  • امیر ترابی , amoli150
  • امیرحسین عاشق ایران , amirhossein_irani
  • محب الامام الخامنه ای ومقلده رفیق , yaaliii
  • خطبه  همام  , hammamkhotbe
  • مینو نیکی , minoo_47
  •  شایان سلیمانی مدیر کلوب ورجمکرد  , ku_klux_kelan
  • زهرا د  , zdz
  • زیر انداز , zirandaz
  • سودابه بیر تانا , s_odabe
  • یلدا زنبورچی , yaldaaaaaaaaa
  • یاسمین سادات یکتا مـحــ بّ هــ ادی دل ها  , yasaminy

کلوبهای مشابه

  ,
غریب تویسركان.امام زاده عبدالله(ع)
امام زاده عبدالله (ع)درشهرستان تویسركان جاده سركان آرتیمان بعدازروستای ریواسیجان سمت راست دارای بقه ای متبرك میباشدكه گلزارشهدانیزدرمجاورت آن قراردارد.این كلوب برای معرفی هرچه بیشتراین مكان مقدس وكانونی برای گردهم آئی واتحادهرچه بیشترهمشهریان وارادتمندان ودوست داران خاندان اهل بیت عصمت وطهارت(ع)ایجادشده وحضورتمام شیعیان رادرآن ازسراسرجهان باافتخارپذیرامیباشد.
  ,
تاریکی روشن
اینجا جایی است برای پرسش و پاسخ.آزاد بیاندیشید و بنویسید.
  ,
  ,
وایکینگها
در هر زمان و مکان مردمان بزرگ شجاع و با غیرتی می زیستند و همچنان زندگی می کنند.
  ,
منتظران صبور
الهم صل علی محمد وآل محمد
  ,
امامزاده علی سادات
به کلوب امامزاده علی خوش آمدید

تبلیغات

4 ماه پیش
مقاله از کلوب گلباران ، 5 ماه پیش
بعد از اتمام درس طرف کفش کَن نرفت به داخل جمعیت رفت طلبه را دید خم شد ودست او را بوسید.حکایت اول آیت الله سید صادق شیرازی : یکى از دوستان مى‏گفت: زمانى که آیة اللَّه العظمى بروجردى قدس سره به قم آمدند و مرجعیت را عهده‏دار شدند، شخص با نفوذى نسبت به ایشان اهانت زشتى کرد و نسبت ناروایى داد. آقاى بروجر...
99
مطلب از پروفایل رضا بهشتی ، 6 ماه پیش
از دور دست ها صدایی می رسد. صدایی محزون و غریب نه...! انگار صدا آنقدرها هم دور نیست. همین نزدیکی هاست. خوب گوش کن ببین می شنوی چه می گوید؟ "من برای اصلاح دین جدم و احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم" این صدا چقدر آشناست. دوباره گوش کن. صدا نزدیک ...
سمیه مددی ، علی کهندل ،این را می پسندند. مشاهده همه
سمیه مددی , somaye_63
حسین(ع)، رفت تا بیست و پنج سال سکوت و خانه نشینی علی(ع) و سلام های بی جوابش، معنا و مفهوم بیابد.
ادامه
دوشنبه 7 آذر ، 10:50
مقاله از کلوب گلباران ، 6 ماه پیش
گویند : شخصی نزد ابن سیرین آمد وگفت : در خواب دیدم دنیا وآخرت را از دستداده امابن سیرین گفت : قدری بنشین سپس مرد دیگری آمدوگفت : در خواب دیدم دنیا وآخرت را به دست آورده امابن سیرین به اولی گفت :تو قرآن گم کرده ای ؟گفت : آریسپس ابن سیرین به دومی گفت : تو قرآن یافته ای ؟گفت :آریآنگاه مرد یابنده ی قرآن...
مقاله از کلوب گلباران ، 6 ماه پیش
خدایا ! تو در آن بالا ، بر قله ی بلند الوهیتت ، تنها چه می کنی؟ابدیت را بی نیازمندی ، بی چشم به راهی ، بی امید ، چگونه به پایان خواهی برد؟ای که همه هستی از تو است، تو خود برای که هستی؟چگونه هستی و نمی پرستی؟چگونه می توانم باور کنم که تو نمی دانی که پرستش در قلب کوچک من ، پرستنده ی خاکی و محتاج تو ...
بحث از کلوب هبوط ناتمام ، 8 ماه پیش
الو ... الو ... سلام کسی اونجا نیست ؟مگه اونجا خونه ی خدا نیست ؟پس چرا کسی جواب نمیده ؟یهو یه صدای مهربون بگوش کودک نواخته شد! مثل صدای یه فرشته ...- بله با کی کار داری کوچولو ؟خدا هست ؟ باهاش قرار داشتم، قول داده امشب جوابمو بده- بگو من میشنوم کودک متعجب پرسید : مگه تو خدایی ؟ من با خود خدا کار دار...
مقاله از کلوب گلباران ، 10 ماه پیش
 لئوناردو داوینچی هنگام کشیدن تابلوی شام آخر دچار مشکل بزرگی شد: می بایست نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا، از یاران مسیح که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می کرد. کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل های آرمانیش را پیدا کند. روزی در یک مراسم همسرایی، تصویر کامل مسیح را در چهره ...
مقاله از کلوب گلباران ، 10 ماه پیش
تو كله‌ی من و دوستام همیشه این سوال وول می‌خورد كه: چطور میشه كه بعضیا كار درست میشن و چشمشون باز میشه و راه رو از چاه تشخیص میدن. جادو جنبل بلدن؟ ورد می‌خونن؟ چیكار می‌كنن؟ یه روز كه پیش استاد بودیم، دیدم فرصت خوبه كه ته و توی این قضیه رو دربیارم. رفتم جلو، البته قبلش گلومو صاف كرده بودم و جمله‌...
پاسخ بحث از کلوب گلباران ، 10 ماه پیش
یك درد دل با امام على(ع) مولاى من! خلیفه نیستى‏سلطان هم فقط امام اول مظلومانى‏و جاى پنج سال مى‏شد كه پنجاه سال حاكم باشى‏مى‏شد كه شامات را چون دندانى كند و پراكند كه سهم بچه‏هاى ابوسفیان باشدو در امارت كوفه كارى هم به «ابن‏ملجم» و «قطام» داد.مى‏شد هر سال به هند و پارس‏به چین و ماچین دعوت شدسلطان روم
مقاله از کلوب گلباران ، 10 ماه پیش
سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی میکرد که وزیری داشت. وزیر همواره می گفت: هر اتفاقی که رخ میدهد به صلاح ماست.روزی پادشاه برای پوست کندن میوه کارد تیزی طلب کرد اما در حین بریدن میوه انگشتش را برید،وزیر که در آنجا بود گفت: نگران نباشید تمام چیزهایی که رخ میدهد در جهت خیر و صلاح شماست.پادشاه از این سخن و...
مقاله از کلوب گلباران ، 10 ماه پیش
شب كنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و ...     تبیان:علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل كردند كه: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» می‏گفت:در نجف اشرف در نزدیكی منزل...
مقاله از کلوب گلباران ، 10 ماه پیش
اامیرالمؤمنین با حضرت مجتبى (علیهما السلام) در مسجد الحرام نشسته بودند كه ناگاه زمزمه اى سوزنده و مناجاتى جگرسوز شنیدند كه مى گفت :اى خدایى كه كلید حل همه ى مشكلات به دست قدرت تو است ! اى خدایى كه رنج ها را برطرف مى كنى ! اى خدایى كه بیچاره و درمانده جز تو یارى ندارد ! اى خدایى كه مالكیت دنیا و آخرت...
مقاله از کلوب گلباران ، 10 ماه پیش
غروب یک روز بارانی زنگ تلفن به صدا در آمد.زن گوشی را برداشت. آن طرف خط پرستار دخترش با ناراحتی خبر تب و لرز شدید دختر کوچکش را به او داد.زن تلفن را قطع کرد و با عجله به سمت پارکینگ دوید، ماشین را روشن کرد و به نزدیک ترین داروخانه رفت تا داروهای دختر کوچکش را بگیرد.وقتی از د...
مقاله از کلوب گلباران ، 10 ماه پیش
در روزگاران قدیم انسانها بسیار به هم ظلم کردند و سیاهی و تباهی به نهایت خود رسید .تا اینکه کتیبه ای از سوی پروردگارشان بر آنان نازل شد !ده فرمان :1-هیچ انسانی ، انسان دیگر را نکُشد .2- هیچ انسانی ، به انسان دیگر تجاوز نکند .3- هیچ انسانی ، به انسان دیگر ...
مقاله از کلوب گلباران ، 10 ماه پیش
مردی در یك باغ درخت خرما را با شدت تكان می داد و بر زمین می ریخت. صاحب باغ آمد و گفت ای مرد احمق! چرا این كار را می كنی؟دزد گفت: چه اشكالی دارد؟ بنده خدا از باغ خدا خرمایی را بخورد و ببرد كه خدا به او روزی كرده است. چرا بر سفره گسترده نعمت های خداوند حسادت می كنی؟صاحب با...
مقاله از کلوب هبوط ناتمام ، 11 ماه پیش
دوستان‌ شرح‌ پریشانی‌ من‌ گوش‌ كنید وحشی‌ بافقی‌ دوستان‌ شرح‌ پریشانی‌ من‌ گوش‌ كنید داستان‌ غم‌ پنهانی‌ من‌ گوش‌ كنید قصه‌ بی‌ سرو سامانی‌ من‌ گوش‌ كنید گفتگوی‌ من‌ و حیرانی‌ من‌ گوش‌ كنید شرح‌ این‌ قصه‌ جانسوز نهفتن‌ تاكی‌ سوختم‌، سوختم‌ این‌ راز نگفتن‌ تاكی‌ روزگاری‌ من‌ و دل‌ ساكن‌ كوئی‌ ب...
مقاله از کلوب هبوط ناتمام ، 11 ماه پیش
از شرم گنه فگنده‌ام سر در پیش(ابوسعید ابوالخیر)از شرم گنه فگنده‌ام سر در پیشدارم گنهان ز قطره باران بیشتو در خور خود کنی و ما در خور خویشآواز آید که سهل باشد درویشوز بار گنه فگنده بودم سر پیشدر خانه خود نشسته بودم دلریشتو در خور خود کنی و ما در خور خویشبانگی آمد که غم مخور ای درویشرفت از نظرم سر ...
مقاله از کلوب هبوط ناتمام ، 11 ماه پیش
از شرم گنه فگنده‌ام سر در پیش(ابوسعید ابوالخیر)از شرم گنه فگنده‌ام سر در پیشدارم گنهان ز قطره باران بیشتو در خور خود کنی و ما در خور خویشآواز آید که سهل باشد درویشوز بار گنه فگنده بودم سر پیشدر خانه خود نشسته بودم دلریشتو در خور خود کنی و ما در خور خویشبانگی آمد که غم مخور ای درویشرفت از نظرم سر ...
مطلب از پروفایل مهنوش ، 11 ماه پیش
قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ لختی در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهان کرد و گفت: مقصد ما خداست ٬ کیست که با ما سفر کند ؟ کیست که رنج و عشق توامان بخواهد ؟ کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟ قرن ها گذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند .از جهان تا خدا هز
مطلب از پروفایل حامد ، 11 ماه پیش
پسرکی بود که میخواست خدا را ملاقات کند، او میدانست تا رسیدن به خدا باید راه دور و درازی بپیماید. به همین دلیل چمدانی برداشت و درون آن را پر از ساندویچ و نوشابه کرد و بی آنکه به کسی چیزی بگوید، سفر را شروع کرد. چند کوچه آنطرف‏تر به یک پارک رسید، پیرمردی را دید که در جال دانه دادن به پرندگان بود. ...
کامنت بنویسید...
سید رضا حسینی , seyed269
خدا در دلهای پاك و شكسته حضور فراوان دارد
ادامه
دوشنبه 20 تیر ، 14:47
مقاله از کلوب گلباران ، 11 ماه پیش
طلبه جوان و دختر فراری شب هنگام محمد باقر - طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد. در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید. دختر پرسید: شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر که شاهزاده بود و به خاطر اختل...
11 ماه پیش
مقاله از کلوب گلباران ، 1 سال پیش
  می دانم هراز گاهی دلت تنگ می شود.همان دلهای بزرگی که جای من در آن استآنقدر تنگ میشود که حتی یادت می رود من آنجایم.دلتنگی هایت را از خودت بپرس.و نگران هیچ چیز نباش!هنوز من هستم. هنوز خدایت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است!اما من نمی خواهم تو همان باشی!تو باید در هر زمان بهترین باشی.نگران شکستن ...
مقاله از کلوب هبوط ناتمام ، 1 سال پیش
خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ساله) ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را ...
نوشته فاطمه تخریبچی جان نثار رهبر بر روی کتیبه خودش ، 1 سال پیش
سالها پیش از این
زیر یک سنگ گوشه ای از زمین
من فقط یکمی خاک بودم همین
یک کمی خاک که دعایش
پر زدن آنسوی پرده آسمان بود
آرزویش همیشه
دیدن آخرین قله ی کهکشان بود
خاک هر شب دعا کرد
از ته دل خدا را صدا کرد
یک شب آخر دعایش اثر کرد
یک فرشته تمام زمین را خبر کرد
و خدا تکه ای خاک را برداشت
آسمان را در آن کاشت
خاک را
توی دستان خود ورز داد
روح خود را به او قرض داد
خاک
توی دست خدا نور شد
پر گرفت از زمین دور شد
راستی من همان خاک خوشبخت
من همان نور هستم
پس چرا گاهی اوقات
اینهمه از خدا دور هستم!
کامنت بنویسید...
مهربان عاشق , sarab_eshge
راستی من همان خاک خوشبخت
من همان نور هستم
پس چرا گاهی اوقات
اینهمه از خدا دور هستم!
ادامه
چهارشنبه 8 تیر ، 15:03
بحث از کلوب هبوط ناتمام ، 1 سال پیش
خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوستداری از من بپرسی؟من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟خدا جواب داد:- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زو...
مقاله از کلوب هبوط ناتمام ، 1 سال پیش
اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه بی محابا دلها قبل ازدستها بهم گره خورد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگرانشنیده نشد تا خرد نشی ؛ بدون تنها محرمت "خدا" بوده ! , حالا هم اگه دلت شکستهو بغض تنهائی خفه ات کرده ؛ شک نکن تنها مرحمت "خداست" که ؛ از سر تو...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.