از کجا ی این نادانی تاریخی می شود گفت که فروغ چه وچگونه کاره بود . چه کرد .با سر توی سنگ رفتن که بچه ها ی اتوبوس چیزی شان نشود ارجح تر است یا نشست و برخاست با جورواجور آدمهای حالا پیر شده ای که همه در ان زمانها "با فروغ " بوده اند .سیگاری که در دست راستش است تو را به او می خواند یا اطوار بچه گانه اش در حیاط سنگفرش کوچه ی نا مردمی ها ؟.بقول دوستی :زنهای چادر پوش کوچه راست می گفتند یا دو دست پنهانی که از زیر برف سر زد .
کسی را می دیدم که هر صبح با آن اندام لاغر و اندازه های چند سانتی توی بوق زمستان این پا و ان پا می کند تا فروغ سر راهش سبز شود بگوید ... بشنود ... حالا خاطره تعریف کند آن مرد در جزیره نشسته که رفیق گرمابه و گلستانم بود ...تعریف می کرد که می گفته ... می گفته ...پیر مرد بد جوری تریاک می کشد حالا ...
دستت را می بری روی رانهای لخت" اسیر" دیوار" می بینی که هنوز" عصیان"ش به گُل ننشسته و در تولدی دیگر" :معشوق من"
با آن شانه های ستبر و ...
تو چه ؟ اسمت ...مثلن کلوبی دات 123456...و عضواز فروغی .می پرسم کجاش ؟هاج و واج نگاهم نکن با توام !عضو کجای سیگارشی ؟کجای اطوارشی ؟کجای اندامشی ؟کجای ...تازه سرت که در راه به سنگ بخورد می فهمی که ...این را خودت بفهم :فروغ راست فاحشی بود که مثل او شدن مومن شش دانگی می خواهد ...
از تو می پرسم عضو کجای فروغی؟
شهر سوخته، بهشت باستان شناسان
شهری که یاد بود 5000 سال قبل است.
شهر سوخته زابل شامل 5 بخش گورستان، منطقه مسكونی، بناهای یادمانی، صنعتی و بخش مركزی است. شهر سوخته و تمدن هوشمند و خلاق آن با بیش از 5 هزار سال قدمت به عنوان بزرگترین استقرار شهرنشینی در نیمه شرقی فلات ایران، نمونهای منحصر به فرد و حكایتگر واقعی علم، صنعت و فرهنگ گذشتههای دور سیستان است.