userinfo close

  ,

فردوسی بخاطر....


8274

تاسیس: 20 خرداد 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: محمد رضا روشی - معاونان
به خاطر زحمات فردوسی،به خاطر احترام به فردوسی و به خاطر ادامه دادن راه فردوسی عضو بشید و بحث كنید.لطفا فارسی تایپ كنید.
 

74 عضو

  • محب الامام الخامنه ای ومقلده رفیق , yaaliii
  •   , hhhbk
  • آرش بزرگمهر , iandu1980
  • محافظ پنتی , niu12
  • سمیرا جون , samira_1990
  • شیما س , s_shima2003
  • اشکبوس بزرگمهر , kakami
  • جعفر جعفرزاده , jaavidj
  • احسان زمانی , selahadineayoobi
  • علی محمدی آبقلعه , sorush110
  • ایمان شجایی , imanshojayi
  • بنده خدا , begger

کلوبهای مشابه

  ,
میریل ماتیو
بازیگر و خوانندهء بزرگ روزهای نه چندان دور فرانسه.
  ,
بهاء الدین خرمشاهی
بزرگترین حافظ پژوه معاصر...صاحب حافظ نامه ، ذهن و زبان حافظ ... و البته قرآن پژوه
  ,
بادی گای
گیتاریست های بزرگ بلوز
  ,
قاسم آباد(ع)
ورود برای افراد کامل عقل ممنوع! با یکی دو تخته کم وارد شوید
  ,
سیداشرف الدین گیلانى - نسیم شمال
سیداشرف الدین در واپسین روز اسفندماه ۱۳۱۲ از دنیا رفت و در گورستان ابن بابویه به خاك سپرده شد، اما سعید نفیسى به درستى گفته است كه او هنوز در میان ماست. «خبر مرگ او را هم به كسى ندادند، آیا راستى مرده؟ نه، هنوز زنده است و من زنده تر از او نمى شناسم. اگر دل هاى مردم را بكاوید، هنوز در دل هاى هزاران هزار مردمى كه او را دیده اند و شعرش را خوانده اند جاى دارد... جوانان عزیز! این مرد از شما بود، و براى شما بود، لااقل شما او را بشناسید، در هر گوشه ایران كه كسى قطره اشكى براى او بریزد، همین براى او بس است! جز این چیزى نمى خواست.» سیداشرف الدین گیلانى پنجاه سال براى آزادى و آبادى ایران سرود و نالید و سرانجام جان بر سر آن نهاد و تاوان عقل و فهمش را داد. چه فرقى مى كند او به جنون طبیعى مرد، یا مسموم شد و یا حكومت دچارش ساخت. اشعار او را بخوانید تا بدانید این شاعر ساده دل خلوص نیتش نسبت اسلام وطن دوستى اش نسبت به ایران و علاقه اش به مردم این سرزمین تا چه حد بود. و مطلب ناگفته، به شهادت اسناد كتاب مشاهیر ادب معاصر ایران، عیال او براى ادامه انتشار نسیم شمال از تشكیلات كل نظمیه مملكتى تقاضاى تجدیدطبع كرده بود، و ابراهیم صفایى از مرگ همسر وى در زمان حیات وى مى گوید. دادسرا ملك الشعرا را به عنوان قیم و وحید دستگردى را به عنوان ناظر براى سرپرستى سید تعیین نمود. سید پس از چندماه كه از تیمارستان بیرون آمد، تا حدى بهبودى یافته بود. یك اتاق روى آب انبار در عمارت كوچكى در عباس آباد شرقى، خیابان عین الدوله، نزدیك خندق براى او اجاره كردند و سید با زنش در آنجا زندگى مى كرد. سید فرزند نداشت، ولى زنش از شوهر پیشین خود دو دختر داشت كه در رشت زندگى مى كردند و از زندگى فقیرانه سید گاهى پنهانى براى آنها چیزى مى فرستاد. در همان اتاق روى آب انبار بود كه با نشانى هایى كه مرحوم وحید داده بود، به ملاقات سید رفتم. اتاق كوچكى بود، سه متر در سه متر. یك فرش كهنه در كف اتاق و مقدارى ظروف و لوازم خانه در تاقچه هاى اتاق بود. سید در حالى كه عبا پوشیده بود، و عمامه سیاه بر سر داشت، دوزانو در حالتى بهت زده روى فرش نشسته بود و جنازه زنش كه به وسیله چادر نماز پوشیده شده بود، در جلوى او دیده مى شد. منظره اى رقت بار و دلخراش بود. سید گاهى دست به ریش كوتاه و سفید خود مى كشید و مى گفت: لااله الاالله، انالله و اناالیه راجعون. هرچه بود او در عین گمنامى دست از دنیا شست و امروز بر ماست كه به پاس همت مردانه او و آزادگى كم مانندش، به هر بهانه اى، یادى از او بكنیم، شاید وجدان هاى خفته بیدار شوند. روانش شاد
  ,
رحام_رستم_اسفندیار
پیرو كدوم اسطورهای.كدوم رو بیشتر دوست داری

تبلیغات

اطلاعاتی جهت نمایش وجود ندارد
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.