خدایا آمدم بی آنکه بخواهم و مانده ام چون تو می خواهی
برایم بگو که چرا لالایی حیات را در گوش چشمانم زمزمه کردی
بگو تا بهانه ی خاکستری بودنم را دیگر در لابه لای گل های اقاقی جست و جو نکنم
خدایا بگو به جرم کدام نفس ناصواب عشق را از در کلبه ی دل اینگونه بی پروا راندی ؟
به کدامین گناه چشمان بی پناهم را بی پناه تر کردی؟