نام کلوب :
نهج البلاغه
مدیر کلوب :
حورا سادات منتظر (30)
|
مدیران گذشته
تاریخ تاسیس :
4 فروردین 1385
طبقه بندی :
اعتقادات و مذهب
توضیحات کلوب :
نهجالبلاغه - كه من نمیتوانم بگویم كتاب علی است..... ( چون معالاسف انتخابی است كه سید رضی از قسمته
نهجالبلاغه - كه من نمیتوانم بگویم كتاب علی است..... ( چون معالاسف انتخابی است كه سید رضی از قسمتهایی از سخنان
امیرالمؤمنین كرده است . سید رضی كه مردی ادیب بوده ، فقط میتوانسته با
یك جنبه از نهجالبلاغه تماس بگیرد [ یعنی ] شاهكارهای ادبی كلام
امیرالمؤمنین را انتخاب كرده است . آنچه كه الان در نهجالبلاغه هست در
حدود دویست و بیست و نه خطبه است ، در صورتی كه مسعودی صاحب مروج
الذهب كه صدسال قبل از سید رضی بوده چون در متن مروج الذهب ، گاهی
مینویسد الان سال 333 است میگوید : " الان در حدود چهارصد و هشتاد خطبه
از علی ( ع ) در دست مردم است " . [ با این وصف ] چطور بعضی میگویند
كه نهجالبلاغه بعد از سیدرضی پیدا شده است ؟ ! )..... - چگونه كتابی
است ؟ در نهجالبلاغه عناصر گوناگون را میبینید . وقتی انسان نهجالبلاغه را
مطالعه میكند ، گاهی خیال میكند بوعلی سیناست كه دارد حرف میزند ، یك
جای دیگر را كه مطالعه میكند ، خیال میكند ملای رومی یا محی الدین عربی
است كه دارد حرف میزند ، جای دیگرش را كه مطالعه میكند ، میبیند یك
مرد حماسی مثل فردوسی است كه دارد حرف میزند ، یا فلان مرد آزادیخواه كه جز
آزادی چیزی سرش نمیشود دارد حرف میزند ، یك جای دیگر را كه مطالعه
میكند ، خیال میكند یك عابد گوشهنشین و یك زاهد گوشهگیر و یا یك راهب
دارد حرف میزند . همه ارزشهای انسانی را [ در علی ( ع ) میبینیم ] ، چون
سخن ، نماینده روح گوینده است . ببینید علی چقدر بزرگ است و ما چقدر
كوچك ! {......}
علی ( ع ) میگوید كه از پیغمبر مكرر شنیدم كه
میفرمود : هیچ امتی به مقام قداست و طهارت و مبرا و خالی بودن از عیب
نمیرسد ، مگر قبلا به این مرحله رسیده باشد كه ضعیف در مقابل قوی بایستد
و حق خود را مطالبه كند ، بدون اینكه لكنت زبان پیدا كند . جامعه پنجاه
سال پیش نمیتوانست ارزش این حرف را درك كند ، چون جامعه یك ارزشی
بود ، فقط به سوی یك ارزش یا دو ارزش گرایش كرده بود ، ولی كلام
علی ( ع ) است كه همه ارزشهای انسانی در آن موجود میباشد و این ارزشها
در تاریخ زندگی و شخصیت علی ( ع ) موجود است {.....} ما اگر علی را الگو و امام خود بدانیم ، یك انسان كامل و یك انسان
متعادل و یك انسانی را كه همه ارزشهای انسانی به طور هماهنگ در او رشد
كرده است ، [ پیشوای خود قرار دادهایم ] .
وقتی شب میشود و خلوت شب فرا میرسد ، هیچ عارفی به پای او نمیرسد .
آن روح عبادت كه جذب شدن و كشیده شدن به سوی حق و پرواز به سوی خداست
، با شدت در او رخ میدهد ، مثل آن حالتی كه انسان در مطلبی داغ میشود .
مثلا وقتی در حالت جنگ و دعوا و ستیز است ، چاقو قسمتی از بدنش را میبرد و یك تكه گوشت
از بدنش به طرفی انداخته میشود ولی آنچنان توجهش متمركز مبارزه است كه
احساس نمیكند یك قطعه گوشت از بدنش جدا شده است . علی در حال عبادت
چنان گرم میشود و آن عشق الهی چنان در وجودش شعله میكشد كه اصلا گوئی در
این عالم نیست .......{ و من در پى او بودم چنانكه بچّه در پى مادرش، هر روز براى من از خلق و خوى خویش نشانه هاى برپا می داشت و مرا به پیروى آن می گماشت}....
|
( 17 راي
،
85 امتیاز )
|
|
امتياز
:
|
|
|
|