بر کویر بی باران قلبم تابیدی.
از پس کوچه های تنهایی گذر کردم.
بر شریان پر هیاهوی نگاهت جاری شدم.
بر فراز قله احساس با ترنمی زیبا با کوله باری از غم صعود کردم.
اکنون که درکنج پستوی قلبم لانه گزیدی ودر لایه لایه های ذهنم رسوخ کردی.
نمی دانم درجستجوی کدامین سایه ام
بر سنگفرش خطوط کدامین دفتر وبه دنبال کدامین لغت می گردم