userinfo close

  ,

سهراب سپهری


sohrab_sepehriclub

تاسیس: 15 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: فاطیما ؟ - معاونان
اینجا سهرابی باقی خواهد ماند !!! خیلی راحت میشه بخاطر اعضاء بالای کلوب و روشهای مختلف مقدار زیادی ادامه »
اینجا سهرابی باقی خواهد ماند !!!
خیلی راحت میشه بخاطر اعضاء بالای کلوب و روشهای مختلف مقدار زیادی کروب ذخیره کنیم و بعد با قول ِ جایزه و هزار وعده و وعید دیگه (که متاسفانه بسیار شدید در کلوبها رواج پیدا کرده) عضو گیری کرده ودرعرض چندماه تصاعدی تعداد اعضارا چند برابر و بحثها را بدون توجه به محتوا چنددقیقه یکبار به روز کنیم..ولی آیا این بانام"سهراب"همخوانی داره؟؟این شما و این هم کلبه ی سهراب : شرکت در بحث - امتیاز و...همه از روی عشق ! و در نهایت : چه اهمیت دارد،گاه اگر می رویند،قارچهای غربت !!!
 

پاسخ ها

 امین  , hoveyat
امین - 06:02 1390/08/22
1

در حاشیه خاطره سپهری

 

نویسنده : ممیز، مرتضی. چاپ شده در مجله کلک اردیبهشت 1369 شماره 2 صفحه 34

 

برایم صمیمانه نیست که از طریق داستان سهراب سپهری عبور کنم و به مطلب‏ دیگری بپردازم.سپهری چه نقاش و یا چه شاعر،به‏هرحال مورد ستایش به حق جامعه‏ قرار گرفته است هرچند که قسمتی از این ستایش به صورتی غیر منتظره و کوتاه‏مدت‏ رسمی انجام شد.چیزی که نه سپهری در پی آن بود و نه چنین برخوردی را می‏توان جدی‏ گرفت.اما در حاشیه داستان مطرح سهراب سپهری دوباره نکته‏ای قدیمی برایم مطرح‏ شده است وذهنم را به خود مشغول کرده است.

در واقع جامعه از سپهری ستایش کرده است و به یمن اشعار زیبایش و به وسیله‏ منقدین ادیب ما حق ماجرا ادا گردیده است و مثل همیشه نقاش و همه هنرمندان‏ غیر اهل ادب ما،چون نقاشان،مجسمه‏سازان،خوشنویسان،موسیقیدانان،معماران، عکاسان،نمایشگران و...هم‏چنان در تاریخ و فرهنگ ما مهجور و ناشناخته باقی‏ مانده‏اند و هم‏چنان کسی از نحوه تفکر و کیفیت دیدگاه‏های هنری و فنی و جهان‏بینی ایشان‏ آگاهی چندانی ندارد.زیرا نه بحث و مطلبی این‏چنین درباره آنان گفته شده است و نه کتاب و رساله‏ای درباره‏شان نگاشته شده است و نه چون همه این اهل ادیان،سالگردی‏ و نامی و نشانی بر در و دیوار زندگی ما از ایشان پیداست.

و اگر بر سبیل خالی نبودن عریضه اشاره‏ای هم شده است در گوشه و کنار و حواشی‏ بوده است و به‏ طور مختصر و باری و به هر جهت به ایشان پرداخته‏اند و در متن و حضور ذهن-که جایشان است-جای داده نشده‏اند.

در واقع گره قضایا در جائی خورده است که عبارتست از محدوده نقد و نقادی‏ جامعه ما که چهره‏ای ادیبانه دارد و کار در ایم محدوده کلا در دست و عهده اهل‏ ادب قرار دارد و همه موضوع‏های مورد علاقه و توجه ایشان است که بخت به بحث در آمدن و مطرح گشتن را دارند و در سایر موارد یا منقد و متخصصی نیست و یا اگر افاقه‏ای‏ می‏شود همین منقدان ادیب هستاند که از باب لطف و تفنن و با دیدی ادیبانه و غیر فنی و در حاشیه موضوع یکی دو مطلبی می‏نویسند و نه اصل موضوع را عنوان می‏کنند و نه تفحص و تفسیر و مداقه‏ای در آن باره و بعد تمام و فراموشی و گمنامی و فنا و اگر هنرمند خیلی اثرگذار بوده باشد به افسانه می‏پیوندد و افسانه نیز تحریف واقعیت‏ است.پیرایه‏ایست بر مطلب و پیرایه روی پیرایه و آن هم در حدی سطحی و قشری و چون آب نباتی،لحظه‏ای دهان را شیرین می‏کند اما در عوض چه افکار و دیدگاه‏ها و جهان‏بینی‏هائی و چه راز و رمزهای هنری و فنی نابی و چه ریزبینی‏ها و کشف‏های شگرفی‏ که به یاد می‏رود و زبان و بیانی که گم می‏شود و فراموش می‏گردد.به مانند زبان و بیان‏ تصویری،صوتی یا موسیقیایی،نمایش و دراماتیک که گمشدگی و ناشناختگی آنها مشکلات درک و فهم و شعور چنین هنرهائی را امروز به وجود آورده است.

درحالی‏که هریک از این زبان و بیان‏ها خود چه دنیائی و ارزش‏ها و اعتبارهائی‏ را دارند که واضح و مبرهن است و در درون آثار بیشمار هنرمندانی است که هریک در زمینه و کار خود چون خورشیدی مرکزیتی دارند.نغمه‏های موسیقیدان‏های ما بزرگترین‏ شاعر ما یعنی حافظ را تسلیم خود می‏کند.ارزش‏های عظیم فکری و تکنیکی نهفته در آثار معماری ما چون شاهنامه فردسی سر به آسمان کشیده است.خوشنویسی میرعماد چون غزلیات سعدی در نهایت نغزی و استواریست و آثار درویش عبد المجید از جهت‏ روانی و قدرت همتای نثر گلستانش است.

تابلوهای بهزاد،سلطان محمد،میرک و اکثر نقاشان مکاتب هرات و تبریز،قزوین‏ و شیراز و اصفهان به همان شوکت و فاخری غزلیات ناب فارسی است و همان زیبائی و فصاحت را دارد.آثار تذهیب و تشعیر و یا طراحی قالی‏های قدیمی-که دیگر امروز یادی از آنها نیست-را می‏توان حتی برتر از قصیده‏های فرخی،منوچهری و عنصری‏ دانست.یک قطعه سیاه مشق میر حسین تبریزی با استواری در برابر اشعار و غزلهای‏ پیچیده و زیبای صائب قرار دارد و طراحی‏های قرص و محکم رضا عباسی را می‏توان در کفه دیگر ترازوی اشعار نظامی گذاشت.نقوش سهل و ممتنع،زیبا و افشان و رقصان‏ کاشیکاری‏ها که زنده و رنگین و شفاف مفاهیم عمیق عرفانی ما را نشان می‏دهد درست‏ همسنگ سخنان و افکار مولوی است و به همان اندازه انسان را مدهوش می‏کند و به عروج‏ وامی‏دارد.

اما همه این آثار مهجور و چه بسا متروک،برایمان زبانی ناآشنا دارند و چون شعر در ارتباط ذهنی همگان نیستند و درباره آنها به مانند ادبیات و به خصوص شعر،شرح‏ و تفصیل و نقد و تفسیر نوشته شده است و جوهر و معنی آنها ارزیابی وبررسی فنی وهنری نگشته و به عموم نشان داده نشده است و کتب معدودی چون‏"گلستان هنر" قاضی میر احمد منشی و یا"شرح و احوال خوشنویسان‏"دکتر بیانی را فی الواقع‏ نمی‏توان قانع‏کننده دانست هرچند که تکریم ایشان بر جای خود باقیست.حتی کتب‏ پژوهشگران خارجی،علیرغم نکته‏بینی‏های قابل توجه ایشان نیز کافی به نظر نمی‏رسد و جنبه‏های تاریخی آنها به بررسی‏های فنی چربیده است و لب مطلب را تاکنون هیچ‏گاه‏ ادا نکرده‏اند.

شاید چنین به نظر آید که اصولا بین تصویری یا صوتی یا نمایشی و...زبان‏های‏ ویژه‏ای هستند که مفاهیم آنها فقط با کلمات و ابزار خاص موجود درون آنها قابل توضیح و تفهیم است و زبان ادبی،چنین رسائی و وظیفه‏ای را فاقد است که باید گفت مطلقا چنین نیست.

ابتدا به این دلیل که زبان گفتاری آن‏چنان توانائی را دارد که بتواند هر مفهوم‏ مجرد و ذهنی محضی را بیان کرده و توضیح و تفسیر کند و کرده است و خواهد کرد. چرا که وقتی اگر در تنگنا نیز قرار گیرد به سرعت به تکاپوی حل مسئله و رفع نیاز و جبران کوتاهی خواهد پرداخت و این تجربه‏ای آشناست.

و دوم آن‏که زبان فارسی ما زبان همه هنرمندان نیز هست و همه ایشان تمام نقطه‏ نظرهای ذهنی و فکری و فنی خود را با یکدیگر با همین زبان و گاه با حد اقل کلمات آن‏ به آسانی انجام داده‏اند وبحث و بررسی و تفهیم می‏کنند منتهی نکته اینجاست که زبان‏ گفتاری ایشان اکثر و یا همیشه شفاهی و لاجرم توام با ایماء و اشاره بوده است که چون‏ فرصتی و یا مهارتی در نوشتن آن وجود نداشته به ناچار جز در چهارچوب حضور و شهود به جای دیگری راه پیدا نکرده وبه دیگران منتقل نشده است که می‏توانست به‏ آسانی چنین هم بشود و عدم وجود رسم مکتوب شدن چنین تجربیاتی شاید از یک‏ طرف و عوامل فرعی حرفه‏ای از طرف دیگر و به خدمت نبودن کاتبین و محققین و منتقدین‏ از جهت سوم زبان و بیان کوشش‏های غیر ادبی را هم‏چنان شفاهی و در نهایت محدود و برای عموم لا یقرا کرده است و بالاخره سبب شده است که نسل بعد از نسل خاموش‏تر و خاموش‏تر گردند و به صورتی که امروز حتی هنرمندان ما هم الکن به نظر آیند و توانائی‏ تشریح و توضیح چگونگی حس و فکر و دید خود را نداشته باشند و تقریبا گفتن و دیدن‏ و شنیدن و حتی حس کردن مقوله‏های کاملا جدای از یکدیگر شوند.

* در حاشیه خاطره و داستان سهراب سپهری باز هم به یک حاشیه فرعی‏تر بروم

امروز ظاهرا در زمینه‏های غیر ادبی کوشش‏هائی برای نقد و نقادی می‏شود.هر چند که کمیت این کوشش‏ها با نقدهای ادبی قابل قیاس نیست از جهت کیفیت هممتاسفانه آینده آنها روزبه‏روز تیره‏تر می‏نماید زیرا که این کوشش‏ها همگی در محدوده‏ روزنامه‏ها و مجلات ماست و خارج از این چهارچوب کاری متین و قابل خواندن و اعتنا انجام نشده است و متاسفانه محدوده روزنامه‏نگاری ما در این چند دهه اخیر تاکنون‏ گرایش و تشنگی روزافزونی به ساده‏انگاری و قشریت پیدا کرده است و لذا استعدادهای‏ ایشان را معتاد و تباه رویاهای حباب‏گونه نام و نشان‏های چند روزه کرده است و از این‏ طریق کسی را یارای رستگاری و ماندگاری نبوده که توانسته باشد تاکنون ریشه و تجربه و سندیتی پیدا کند و حرف حسابی ارائه دهد.در عوض فضای روزنامه‏نگاری آن‏چنان‏ ایشان را مکیده و محتاج کرده است که به جای تعالی و پیشرفت ایشان را نحیف‏تر و کم‏ بهاتر نموده است و نظرات ایشان به جای ایجاد پیوندی ساده و درست بین آثار هنرمندان و مردم به ایجاد فضائی دروغین پرداخته و سبب شده‏اند که ظرافت ارتباط هنرمند و جامعه شکسته‏تر گردد و گاه اغلب به خاطر جوانی تجربی هنرمند،او را به‏ نازائی و مسمومیت نیز کشانیده‏اند.

نقد کردن و نقادی روشنگری و نوعی رستگاری است و در این مسیر چه منقد و چه‏ موضوع نقد و چه خواننده آن همه می‏توانند روشن و رستگار شوند.پس هدف از نقد کردن باید ارائه طریق و ارزیابی عالمانه موضوع باشد و این کاریست کارستان و دقت و تفحص و سنجیدگی سخن می‏خواهد و مهم‏تر آن‏که معیار بررسی و نقد هر اثر در خود و متری را با خود به همراه آورد.که چنین شیوه نادرستی،متاسفانه از سالهای بیست تا کنون و هر زمان به نوعی و شیوه‏ای باب شده و رواج داده شده است.

باید توجه داشت که منقد نوعی کاشف است و اهمیت و اعتبار او نیز در همین ابعاد است.بنابراین هر اظهار نظری را نمی‏توان نقد نامید و از این طریق فضائی را آلوده کرد.

  • مشاهده بحث کامل این پست
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.