userinfo close

  ,

مقاله


maqala

تاسیس: 19 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: بیلال گونیئلی - معاونان
من دئمیرم اوستون نژاد دانام من دئمیره م ائللریم ائللردن باشدی منیم مسلکیمده منیم یولومدا ملت لرهامیس ادامه »
من دئمیرم اوستون نژاد دانام من
دئمیره م ائللریم ائللردن باشدی
منیم مسلکیمده منیم یولومدا
ملت لرهامیسی دوستدور قارداشدی
.
آنجاق بیر سوزوم وار من ده انسانام
دیلیم وار خالقیم وار یوردوم یووام وار
یئردن چیخمامیشام گوبه لک کیمی
ادامام حاققیم وار ائلیم اوبام وار
 

پاسخ ها

میثم آذران , azerbaijan
میثم آذران - 16:07 1390/06/21
1

 

0008486.jpg

نگاهی کوتاه به معانی و کاربرد سه واژه ناسیونالیسم, شونیسم و راسیسم

دکتر کامران امین آوه

مساله ناسیونالیسم و خواست های دمکراتیک و ملی مردم غیرفارس پدیده ای عینی وخارج از خواست افراد بوده، دارای پایه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی معینیمی باشد. وظیفه احزاب و شخصیت های آزادیخواه باید دفاع از مضمون خلقی، دمکراتیک ومترقی این ناسیونالیسم در راستای تامین آزادی، رشد آگاهی ملی و برابری تمام ملیتها، ایجاد پیش زمینه های اتحاد و زندگی داوطلبانه، تقسیم واقع گرایانه ثروت، مشارکتنمایندگان ملیت های مختلف در مدیریت کشور باشد.

در برخی مقالات سیاسی که گاها از سوی افراد مدعی رهبری پرولتاریای ایران منتشرمی شود به شیوه ای ناهنجار واژه هایی چون ناسیونالیسم, شونیسم و نژادپرستی بدون درنظر گرفتن مفهوم اصلی و کاربرد زمانی, مکانی آنها به شکلی صوری و تجریدی و ناهمخوانبا واقعیت های جامعه مورد استفاده قرارمی گیرد. گویی برای بسیاری از این دکترینسیاسی هدف از سیاه کردن صفحه های سپید اوراقشان تنها و تنها به کرسی نشاندن فرضیههایی است که در بسیاری موارد همخوانی ارگانیک با واقعیت های ملموس جامعه کنونیایران ندارد. دراینجا قصد تجزیه و تحلیل برنامه و عملکرد چنین نیروهایی که بویژه درخارج از کشور بر زیربنای محافل روشنفکری و جدابافته از توده های مردم پدید آمده اندنیست, تنها اشاره کوتاهی به مفهوم و کاربرد 3 مقوله ناسیونالیسم, شونیسم و راسیسمدر مکتب سیاسی آنها خواهیم داشت.

ناسیونالیسم (Nationalism) . اصطلاح ناسیونالیسم از واژه nationمشتق شده که درفارسی تحت عناوینی چون “ملت, قوم, خلق, امت, کشور و مملکت” ترجمه شده است. ناسیونالیسم معانی لغوی مختلفی چون: ملت گرایی, استقلاطلبی و میهن دوستی دارد. بههمین ترتیب ناسیونالیست (nationalist) به افراد میهن دوست، استقلال طلب، ملی گرااطلاق می شود. مفهوم استقلال طلبی این مقوله در ایران بویژه در مبارزه توده هایمردم علیه استعمارگران خارجی و حفظ استقلال آن نمود پیدا کرده است ولی مفهوم خاصملی گرایی را می توان در مبارزه ملیت های مختلف ایران دید که برای رسیدن به حقوقبرابر در عرصه های اقتصادی، اجتماعی، حقوقی،سیاسی، فرهنگی و رشد آگاهی ملی برعلیهظلم و ستم شاهی و اسلامی مبارزه کرده اند. رژیم شاهی با مطرح کردن تئوری ملت واحدایران و رژیم اسلامی ایران با تاکید بر امت اسلامی عملا وجود ملیتهای مختلف و حقوقملی آنها را نادیده گرفته، هرگونه بانگ آزادیخواهی ملل تحت ستم را وحشیانه سرکوبکرده اند.

در ادبیات سیاسی بسیاری از احزاب مدعی چپ، از ناسیونالیسم بعنوان یکی ازاصولایدئولوژی و سیاست بورژوازی نام برده می شود . آنها ناسیونالیسم را به تعصبات خشکقومی نسبت می دهند که در تقابل با سایر ملت ها و خواست های طبقاتی پرولتاریای ایرانقرار دارد .از نظرمتفکرین دوآتشه چپ, ناسیونالیسم از نظر تاریخی نقش مثبت خودرادرمرحله گذارازفرماسیون فئودالی به سرمایه داری ایفا کرده و اکنون با ایجادفرماسیون کاپیتالیسم ودر صدر قرار گرفتن وظیفه انقلاب سوسیالیستی (البته بدون درنظر گرفتن ویژگی های عینی و ذهنی چنین امکانی در کشور خود) نقش تاریخی آن به گذشتهدور سپرده شده است. آنهاهرگونه تفکر ناسیونالسیتی را دشمن فکری و طبقاتی کارگران وابزاری برای انشقاق در صفوف طبقه کارگر محسوب میدارند، نتیجتا یکی از وظایف اصلیطبقه کارگر و حزب مدافع آن باید مبارزه با چنین جریاناتی باشد که دشمن خونیپرولتاریای ایران محسوب می شوند.

از نظر این نیروها اینکه زیربنای اقتصادی ایران در چه مرحله ای از رشد سرمایهداری است، کارگران تا چه حد در اتحادیه های کارگری متحد شده اند، احزاب متعدد مدعیرهبری طبقه کارگر که هم اکنون در خارج از کشوردر بین روشنفکران جدا بافته از تودهمردم و طبقه کارگر شیپور انقلاب سوسیالیستی را سر میدهند چقدر ریشه در آنجا دارند،موازنه و تناسب نیروهای متخاصم طبقاتی وحد سازماندهی آنها در نبرد دو طبقه درچهمرحله ای قرار دارد، خواست های ملی و دمکراتیک مردم تا چه حد تامین شده است و اصولامردم مذهبی تا چه حد با کلمه کمونیسم سرآشتی دارند جزو بحث های فرعی و انتزاعیمحسوب می شود چرا که کاوش و تحقیق و کالبدشکافی این مسائل آنها را از رسیدن بهانقلاب سوسیالیستی بازمی دارد.

شیوه نگرش آنها به ناسیونالیسم اساسا درجهت تفرقه انداختن در صفوف نیروهایبالقوه و بالفعل اپوزیسیون ملی و سراسری ایران و ایجاد پیش زمینه های فکری برایدامن زدن به اختلافات، ایجاد جنگ و نفرت در مناطق پیرامونی کشور بویژه بعد ازسرنگونی جمهوری اسلامی است.

مساله ناسیونالیسم و خواست های دمکراتیک و ملی مردم غیرفارس پدیده ای عینی وخارج از خواست افراد بوده، دارای پایه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی معینیمی باشد. وظیفه احزاب و شخصیت های آزادیخواه باید دفاع از مضمون خلقی، دمکراتیک ومترقی این ناسیونالیسم در راستای تامین آزادی، رشد آگاهی ملی و برابری تمام ملیتها، ایجاد پیش زمینه های اتحاد و زندگی داوطلبانه، تقسیم واقع گرایانه ثروت، مشارکتنمایندگان ملیت های مختلف در مدیریت کشور باشد. اصرار و پافشاری این احزاب درطبقاتی جلوه دادن تمام وجوه زندگی اجتماعی، مشکلات و مسائل مختلف کشورهایی که ازملیت های مختلف تشکیل شده اند و هنوز بسیاری از خواست های ملی - دمکراتیک آن هالاینحل باقی مانده است تنها از عدم آشنایی آنها با واقعیت های ملموس آن جوامع وایزوله بودن فکری آنها حکایت می کند. نادیده گرفتن وجود ستم ملی و محرومیت ملیت هادر تعیین سرنوشت خود نه تنها موجب حفظ تمامیت ارضی کشورهایی چون ایران نمی شودبرعکس موجب از بین رفتن وحدت جامعه کثیرالمله و مرکز گریزی ملیت های غیرفارس خواهدشد.

نکته مهم دیگر که باید به آن پرداخت درهم آمیختن مرز ناسیونالیسم با شونیسم (Chauvinism) است. اصطلاح شونیسیم از اسم Nicolas Chauvin سرباز تحت فرمان ناپلئونبناپارت مشتق شده است که تعصب افراطی به امپراطور داشت. از نقطه نظر سیاسی هدفشونیسم برتری و ارجع قراردادن سود و منافع سیاسی و اقتصادی یک ملت بر ملت دیگر; نادیده گرفتن، خوار نمودن، آسیمیلاسیون و نقص آزادیهای فردی و فرهنگی ملل دیگر; تقابل، جنگ افروزی،برافروختن آتش نفاق و دشمنی در بین ملل و… می باشد. متاسفانه ازسوی برخی محافل بگونه ای آگاهانه و یا ناآگاهانه و یا از روی بی خردی دو مقولهناسیونالیسم و شونیسم یکسان گرفته شده، بر هرگونه تمایل ملی گرایی از سوی نیروهایملی گرا مهر شونیسم زده می شود. این درحالی است که برای نمونه احزاب کلاسیک ملی - قومی در حرف و در عمل خود را از هر ایرانی ایرانی تر دانسته، رسیدن به خواست هایملی خود را موکول به برقراری دمکراسی در ایران و رسیدن به تفاهم فکری و سیاسی باسایر نیروهای سراسری کرده اند. اینکه آنها در رسیدن به این هدف تا چه حد موفق بودهاند و یا توانسته اند با در پیش گرفتن چنین سیاستی به حل مساله ملی و یا همکاریبرابرحقوق با احزاب سراسری برسند موضوعی است جداگانه که مورد بحث ما نیست.

واژه نژادپرستی (راسیسم – (Racism نیز از جمله مقولاتی است که بدون در نظرگرفتنمفهوم واقعی آن گاها مورد استفاده اشخاص و سازمان های مشخصی قرار می گیرد. ریشهنژادپرستی یا راسیسم به واژه race برمیگردد که معانی رسمی و غیر رسمی مختلفی دارد. معنی دقیق آن – نژاد می باشد مانند نژاد سفید، نژاد سیاه، نژاد آریایی و …. .امامعنی غیردقیق آن – ملیت، دودمان، ملت، طایفه، قوم و تیره است که در واقع هیچ پیوندیبا مفهوم سیاسی راسیسم بعنوان نژادپرستی، نژادگرایی، تعصب و تبعیض نژادی ندارد. راسیسم در واقع یک تئوری ارتجاعی و ضدانسانی است که منکر برابری انسان و حقوق فردیو اجتماعی آنها بوده، معتقد بر پست یا عالی بودن افراد و تفاوت در توانایی واستعداد انسان ها بر اساس تمایز نژادی آنها می باشد. در واقع تفکر ارتجاعی راسیسماز نظر غلظت آن چندین مرحله بالاتر از شونیسم می باشد. در تاریخ نمونه شدید چنینافکار ارتجاعی را می توان بویژه درتئوری و عمل فاشیست ها، سرکوب و کشتار سرخ پوستانو سیاهان آمریکایی و همچنین سرکوب سیاهان آفریقای جنوبی مشاهده نمود.

با توجه به تعاریف بالا استفاده نابجا از مقولات یادشده نه تنها کمکی بر رشدسیاسی جامعه نمی کند بلکه راه را برای افرادی باز می کند که می خواهند با بازی بالغات و الفاظ ; تفکرات غلط و غیر علمی خود را به زور تحریف، تهدید و تهمت و استفادهاز کلمات سرخ و آتشین بر دیگران تحمیل کنند

 

  • مشاهده بحث کامل این پست
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.