userinfo close

  ,

كاروان شعر


karvanesher

تاسیس: 8 آبان 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: آرزو م - معاونان
کسی که عشق نداند ز زمرهء ما نیست گـــروه ما همه یــا عــاشقند یـا معشـوق
 

پاسخ ها

آدینه ص , llladinehlll
آدینه ص - 02:13 1390/11/22
1

بازی‌ شروع شد بار دیگر رو به این شهر ...
صد فال خوانده می‌‌فروشم آی‌ مردم...

 


بر زخم‌های روح چرکین پر از درد ...
یک جسم رانده می‌‌فروشم آی‌ مردم...

 


بابا مریض است یک نظر بر فال ما کن...
تاثیر واژه می‌‌ فروشم آی‌ مردم..

 


بر گونه‌ام جاری بود تصویر یک اشک..
من جیغ ناله می‌‌فروشم آی‌ مردم..

 


از بس که غم خوردم در ویرانی شهر..
من حال مرده می‌‌فروشم آی‌ مردم..

 


من سحر جادو یا دغلکاری یک دزد ..
زنجیر پاره می‌‌فروشم آی‌ مردم..

 


عاشق کشی رسم قشنگی نیست اما ..
من فال مانده می‌‌فروشم آی‌ مردم ..

 


شاید هبوط من همین امروز فرداست..
اصلا اضافه می‌‌فروشم آی‌ مردم..

 


از شهریار قصه لالایی او ...
تا صبح لاله می‌‌فروشم آی‌ مردم..

 


در کوچه‌های درد شب آوارگی‌ها..
فانوس کهنه می‌‌فروشم آی‌ مردم...

 


گفتم که این‌ها را بدانی بد نباشد ..
یک درد تازه می‌‌فروشم آی‌ مردم...!

 

 

  • مشاهده بحث کامل این پست
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.