نمیفهمیدم چی جواب احوالپرسی های مینا رو میدم، با این حال به خودم مسلط بودم. مینا عجله داشت شماره ی همراهمو گرفت و گفت بهت زنگ میزنم . و زود تر از به خود اومدن من از هم جدا شدیم.
من توی راه برگشن به خونه از خودم سئوال میکردم : آیا تمام مردان مثل همن؟ گیرم که باشن ، حتما استثنا بردار هم میشه.آره !، حتما میشه... مگه نمیشه؟
شاید اینائی که به من مبگن خوش به حالت که ازدواج نکردی، انتخاب های خوبی نداشتن؟ ها ؟