"تولد فرهنگ بشری"
بشریت با حیرت
بر زیبایی
و استمرار همیشه پایدار خلقت نگریست.
آسمان ِ باطراوت با اشعۀ خورشید نور باران گشت.
عظمت شب تاریک
با مشعل های سماوی منور گشت،
چونان قوای مقدس سیاره ای
که راه خویش را در آسمان ردیابی می کنند،
در اندازه هایی ثابت و پایدار_
رشد موجودات را
با القائات پنهانی خود نظم می بخشند.
آدمیان با حیرت و پرسش می نگریستند،
و با مشاهدۀ شاهکار صانع
برآن شدند که اشیایی برای خود بیافرینند.
پدر ایشان را اجازه داد،
پس خدایانی که کیهان را اداره می کنند
هر یک بخشی از قوای خویش را با بشریت سهیم گشتند.
از آنجا که دنیا دست ساز آتوم است،
آنان که زیبایی آن را محفوظ می دارند و بر آن می افزایند،
با صرف قوای جسمانی خود
در راه مراقبت و کوشش روزانه
در راه بخشیدن شکلی به اشیا
که مطابق هدف آتوم از ابداع آن باشد،
با اراده ی آتوم همگام می شوند.
تصادف حرکت بدون نظم است
و مهارت نیرویی که نظم را می آفریند.
زمین در نظم محفوظ می ماند
به وسیلۀ معرفت بشریت
و با استفاده از هنر ها و علوم _
زیرا اراده ی آتوم بر آن بود که کیهان کامل نباشد
تا آدمی نقش خویش را ایفا کند.
آتوم ، صانع کیهان،
برای کوتاه زمانی به زمین مرحمت فرمود
لطف پدر کبیر ما ،اوزیریس،
و الهۀ کبیر،ایزیس، را
تا کمکی به ما کنند
که ما بسیار بدان نیازمندیم.
برای بشریت دین الهی آوردند
و سبعیت و توحش در حق هم را مانع شدند.
آداب و آیین پرستش را بنا نهادند،
هماهنگ با قوای مقدس آسمانها.
معابد را تقدیس کردند
و نذورات مقدس به خدایان را تقدیم کردند
که همان اسلافشان بودند.
مواهب خوراک و مسکن را بخشیدند.
به آدمی آموختند کفن کردن
اجساد رو به فساد مردگان را.
با آموختن قوانین نهانی آتوم ،
آنان قانونگذاران نوع بشر شدند.
آنان خدای قادر سوگند ها را
به عنوان بانی قول شرف و حسن نیت پدید آورده
و این سان جهان را از عدالت انباشتند.
آنان مدبر تشرف و تربیت
و کشیشان نبوت شدند،
به طوری که با فلسفه
روح بشر را می پرورانند
و امراض جسمانی را با هنر های شفا بخش علاج می کنند.